نگاهی به مفهوم و کارکرد المانهای شهری
سپهرغرب، گروه شهر : المان یا نماد شهری یا ترکیبی است پیکره وار که در ساخت آن از ویژگیهای درونی احجام و اشکال هندسی، صفحات قائم یا منحنی، اجزائ سازه ای، کابلها، پوترها و فریمها و به طور کلی هر آنچه میتواند جنبه تزئینی و ساختمانی داشته باشد به صورت یک کلیت یکپارچه و تلفیقی از موارد فوق استفاده میشود و قبل از هر چیز این ترکیب دارای یک نظام هندسی و تعادلی پایدار و زیبا باشد، به گونه ای است که پس از خودنمایی در سطح شهر افراد را به گونه ای جذب خود مینماید و ذهنشان را درگیر خود میکند که تا مدتها در آن منطقه از شهر به صورت سمبلیک مشخصه ای برای شناخت شهر در منطقه مورد نظر میشود به گونه ای که ذهن با برده شدن نام منطقه مزبور ناخودآگاه به دنبال شاخصهها و ویژگیهای خاص آن منطقه المان مورد نظر را در خود تصویر سازی خواهد کرد.
اما ویژگی دیگر اینگونه نمادها ایجاد یک فضای زیبا و یک اتمسفر هنری در سطح شهرها میباشد که قسمتهای مختلف شهرها را از حالت یکنواختی و تکراری شدن خارج میکند، به هر بخش از شهر یک هویت و ویژگی خاص میبخشد، در کالبد شهر روح زندگی میدمد و مهمتر از همه اینها به محیطهای شهری مقیاس زیستی و انسانی میبخشد، در فضایی که با هنر عجین شده انسان راحت تر نفس میکشد چرا که هنر در خون هر انسان است و ناخودآگاه جذب عظمت و زیبایی میشود.
المان با مجسمه تفاوت دارد
متاسفانه سوء برداشتها و سوءمدیریتها و تا حدی نیز عدم اطلاع و آگاهی کافی از این دو مقوله سبب شده که متولیان شهرسازی و معماری ما در سطح شهرها خیلی سبک و پیش پا افتاده با مسئله فوق برخورد کنند و به قولی با قرار دادن چند مجسمه با نام میادین اصلی سر و ته قضیه را به گونه ای به هم بیاورند! مجسمههایی که بدون اینکه هیچگونه فکر و جاذبه ای در شخص ایجاد کنند مستقیما منظور خود را بیان میکنند و در نتیجه حتی برای لحظه ای نیز نمیتوانند نگاه مخاطب را روی خود حفظ نمایند و طبعا نمیتوانند در دراز مدت اثری ماندگار و جزو ویژگیهای منطقه به حساب آیند.
تفاوت اصلی مجسمه با المان در نگاه انتزاعی و غیر مستقیم المانها به یک موضوع است! نگاهی که ذهن انسان را بعنوان یک موجود متفکر درگیر خود میکند لقمه ای آماده نیست که در دهان انسان گذارده شود! فکر و اندیشه و تامل انسان را در برخودر با خود میطلبد در حرکت انسان مکث و تامل ایجاد میکند و همین ویژگی باعث ماندگاری آن میشود چرا که آنچه موجب درگیری ذهن شود در اذهان باقی میماند اما مجسمه خیلی پیش پا افتاده و به قول معروف شسته رفته گویی لقمه ای آماده را در دهان فرد میگذارد و مفهوم را مستقیما به وی عرضه میدارد در گیری فرد با موضوع به سطح نزول میکند و در چنین حالی و از چنین اثری نمیتوان انتظار ماندگار شدن و اثر گذاری در ذهن را داشت.
-انواع المان
المان نمایشی
همانگونه که از اسمشان بر میآید صرفا جنبه نمایشی، هنری و زیبایی دارند، مفهوم خاصی را اصولا بیان نمیکنند و هدف و رسالتی برای القاء مطلبی به بیننده و یا انتقال پیامی به وی را ندارند. ترکیباتی هستند انتزاعی از برخورد توده ها، احجام، اجزاء سازه ای و صفحات که تنها به لحاظ ویژگیهای زیایی شناسانه و تعادل بصری و هنری میتوانند با گروهی خاص از انسانها ارتباط برقرار کنند این خاص بودن مخاطب از ویژگیهای منحصر به فرد یک المان نمایشی است؛ یعنی در هر مخاطبی احساس تعلق و تامل را بوجود نمی آورد.
المان بیانی
همانطور که از نام آن پیداست هدف طراح از خلق این اثر بیان مطلب خاصی میباشد به عبارت دیگر قطعا مفهومی در پس آن نهفته است و طراح اثر رسالتی را در انتقال پیامی خاص دنبال میکند حال این میتواند ثبت واقعه ای خاص در مکان مورد نظر باشد و یا مفهومی خاص را با توجه به نام و ویژگیهای منطقه به بیننده القا کند؛ ویژگی بسیار مهم المانهای بینی در عام گرایی آنهاست یعنی میبیاست بتوانند با مخاطب عام و عادی که از هنر سررشته ی چندانی ندارد نیز ارتباط برقرار کند و لذا دقت نظر طراح در خوانایی و شیوایی بیان مطلب در عین انتزاعی بودن فرمها و استفاده از آرایههای معمارانه از اهمیت والایی برخوردار است.
المان عملکردی
این نوع از المان تا حدی از تعاریف فوق فاصله میگیرد چرا که عنصر عملکرد برای ما محدودیتهایی به لحاظ قوانین فرمی ایجاد خواهد نمود و در این مرحله خلق فضا با استفاده از همان آرایهها و عناصر بصری را خواهیم داشت فضایی که انسان ولو برای مدتی درون آن و یا در اطراف آن استقرار مییابد و از آن عملکرد استفاده مینماید لذا میایست اصول و قوانین زیستی انسان و استانداردهای طراحی محیط زیست میبایست در آنها رعایت شود.
طراحی چنین فضاهایی نیاز به تحقیقات بیشتر و همچنین یک برنامه ی فیزیکی مدون دارد بعبارت دیگر برای طراحی اینگونه فضاها طراح ملزم به دانستن یک سری از نیازهای خاص انسان در ارتباط با ثابتها و استانداردهای بدنی و نیازهای انسانی برای استفاده ی بهینه از موضوع مورد طراحی میباشد ویژگی دیگر اینگونه المانها در تعداد بیشتر آنها در سطح شهرها میباشد چرا که عنصر عملکرد ایجاب میکند در هر مکانی که نیاز به موضوع مورد نظر باشد نمونه ای از آن وجود داشته باشد به طور مثال ایستگاههای اتوبوس، مترو، کیوسکهای تلفن، دکههای روزنامه فروشی، سردرها و مکانهای خدمات و اطلاع رسانی در سطح شهرها و همچنین انواع چراغها و تاسیسات خاص شهری.