ویروس ایرانی نسخه کرونای جهانی
سپهرغرب، گروه سیاسی: دنیای جدید، دغدغهای است که بعد از تغییر در نظم اجتماعی جهان بواسطه شیوع کرونا جدیتر شده و اندیشمندان مدرن را دچار چالشی دور از انتظار کرده است.
شیوع فوقالعاده این ویروس در میان یک میلیون انسان در یک دوره 4 ماهه به جهانیان ثابت کرد که این احتمال وجود دارد که دوباره نیز چنین شیوع و عالمگیریای عمدی یا طبیعی در جهان دور از انتظار نیست، چرا که چنین شیوعی به پهناوری 200 کشور تاکنون در جهان رخ نداده است. از این رو زین پس هیچ نوعی از بشر -چه از نوع غربی و چه شرقی، چه جهان اولی و چه جهان سومی- خود را از امراض عالمگیر در امان نمیداند، چرا که کمتر انسان و دولتی در دنیا هست که دشمنی نداشته باشد و زمینگیر شدنش منافعی برای دشمنش بوجود نیاورد. به خصوص که دستهبندی دوست و دشمن در دنیای جدید توسط معادلات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تعیین میشود، معادلاتی که نظم نوین جهانی در ایجادشان مؤثر بوده، هست و خواهد بود.
نظم جدید، دنیای جدید
کمتر سیاستمداری این فکر را در مخیلهاش میگذراند که در عصر ارتباطات روزی باید برای قطع اجباری ارتباطات برنامهریزی قهرآمیز کند. اقتصاد جهانی هم که با ترویج نسلهای جدید فناوری به خصوص هوش مصنوعی و اینترنت اشیا در حال برنامهریزی برای یک جهش بزرگ بود حالا با رکودی مواجه شده است که پایان این رکود معادلات اقتصاد جهانی را دچار تزلزلهای مهم خواهد کرد و البته هستند صنایعی که شاید دیگر جهان پس از کرونا را نبینند.
دینگرایی جمعی
یکی از پدیدههایی که در دوره پدید آمدن کرونا نگاه جهانیان را به خود معطوف کرد، شگفتانه «بازگشت خدا» بود. خدایی که شاید تاکنون در نظریههای مدرن ساعتی را ساخته بود تا رهایش کند، حالا برگشته است تا مدلی جدیدی از تقدیس و عبادتش را نظارهگر باشد. خدایی که حجاب مدرنیته دیدگان بشر جدید را از دیدنش عاجز کرده بود، اما از کار افتادن بخشی از این ساعت دوباره به یاد انسان فراموشکار انداخت که معادلاتی که در بستر اُمانیسم حل کرده است حالا دچار یک خطای محاسباتی فاحش شده است، چراکه تمام توان و قدرت بشری بکار گرفته شده که در مقابل ویروسی بایستد ولی هر روز عاجزتر از دیروزش میشود. تابدانجا که بسیاری معتقدند جهانزیست انسان قرن 21 را میتوان به قبل و بعد از کرونا تقسیم کرد. پدیده رایج عبادت خدای فراموش شده به خصوص در تمدن غرب با ماهیت جدیدی هم بروز کرده است.
از بین رفتن شکاف میان دولت و حاکمیت
کرونا در ایران نشان داد که تنها وقتی میشود با شگفتانههای جدید مواجه شد که تمام ظرفیتهای کشور دست در دست هم پایکار باشند. بسیج، سپاه، ارتش، نیروی انتظامی و دیگر نهادهای حمایتی همچون کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، آستانهای مقدس، ستاد اجرایی فرمان امام و... وقتی پای کار آمدند کشور توانست پیک اصلی شیوع کرونا را پشت سر بگذارد. برنامه اقدام مشترک داخلی که میتوانست در دیگر موضوعات اساسی کشور نیز در سالیان اخیر در صورتی که امکانش توسط دولت فراهم میشد محقق شود. به عبارت بهتر کرونا نشان داد که در سالهای اخیر چقدر فرصتهای خوبی در مشارکت دادن توانمندیهای کشور برای حل معضلات مردم معطل مانده است.
مشارکت میدانی مردم
کرونا به جهانیان ثابت کرد که برای مقابله با شگفتانههای جدید، شاید دیگر نظام بروکراتیک حکمرانی مرسوم نتواند مؤثر باشد. شاید زمان آن رسیده است که مدل مشارکت مردم در حکمرانی تغییر کند. شاید سیاست باید نقش سیاستگذاری و حاکمیت ایفا کند و میداندار حل مساله خود مردم باشند. ایران نشان داد که تا مردم پایکار نیامدند و 70 ملیون نفر در طرح غربالگری اجتماعی شرکت نکردند مبتلایان شناسایی نشدند، ضدعفونی معابر و میادین انجام نشد و حتی کمبود ماسک و مواد ضدعفونی جبران نشد. حتی بهترین برنامهها و تولیدات رسانهای برای سرگرم کردن مردم و التیام بخشی به روح خستهتر از جان مردم توسط خود مردم تولید و بازنشر شد.
عملگرایی در سیاستورزی
حال از مشکل ماهیت سیاستورزی که بگذریم نحوه اجرایی و عملیاتی شدن سیاستها نیز از نقاط چالش برانگیز کرونا در ایران بود. نداشتن نقشه و توان عملیاتی کردن یک سیاست ملی و پایکار نبودن تمام اعضا و جوارح دولت در اجرایی کردن یک سیاست ملی در دوره بحران نیز از مسائلی بود که آموزگاری کرونا به ما آموخت. دولتی که یک رزمایش موفق ملی برگزار نکرده بود، در یک جنگ تمام عیار نیز نتوانست چابک و به موقع عمل کند و تقریباً 20 روز فرصت قرنطینه و اجرایی کردن طرح فاصلهگذاری اجتمای را دیرتر عملیاتی کرد. زمانی که در صورت استفاده از آن قطعاً چشمانداز بهتری در مدیریت کرونا در مقابل کشور قرار داشت.
از جنگ قدیم تا جنگ جدید
آخرین بحران ملی که اینچنین کشور را به خود دچار کرد جنگ تحمیلی 8 ساله با صدام بود، جنگی که بیش از 30 سال از پایانش گذشته است. یعنی نیمی از جامعه جوان ایرانی آخرین بحران ملی که ایران با آن مواجه شده بود را ممکن است که اصلاً بیاد نیاورند. از اینرو شگفتانه کرونا از یک جهت برای جوانان این مرز و بوم تجربه جدیدی بود تا تجربهای نو از تحمل مشکلات داشته باشند و بفهمند همیشه در بر یک پاشنه نمیچرخد.
رنگ باختن دروغانگاری درباره سیاستهای ایران
مجموعه وقایعی که در سال 98 اتفاق افتاد این انگاره را در ذهن بخشی از مردم ایران به کمک رسانههای عبری، عربی و غربی حقنه کرد که جمهوری اسیلامی ایران در بیان واقعیتهای کشور به مردم دروغ میگوید و این ذهنیت را ایجاد کرد که باید برای دریافت واقعیتها به کانالهای غیرایرانی رجوع کنند.
میزان رجوع ایرانیان به شبکههای خارجی در 6 ماهه دوم 1398 نیز موید این واقعیت تلخ است. ذهنیت خطرناک دروغگو بودن حاکمیت سبب فاصله رسانهای بخش قابل توجهی از مردم از حاکمیت شده بود. این خط رسانهای توسط معاندان انقلاب در روزهای ابتدایی اپیدمی نیز پیگیری میشد، اما تأیید سازمان بهداشت جهانی از تعداد مبتلایان در ایران آب سردی بر این ذهنیتسازی مجازی ریخت. رشد نجومی تعداد مبتلایان در آمریکا و اروپا و غافلگیری شبکه بهداشت و درمان این کشورها در مواجهه با حجم گسترده مبتلایان نشان داد که همین مدعیان راستگویی و صداقت چقدر در بیان حقایق به مردمشان فریبکارانه عمل کردند.
تغییر هژمونی قدرت
مجموعه اتفاقاتی که در این 4 ماه از شیوع کرونا رخداد به خوبی این تصویر را در جهان ایجاد کرد که مدعیان جاهطلب قدرت جهان، چقدر در مواجه با بحرانهای نوین حقیرند و این مستکبران همیشه تاریخ که در اداره سرزمینهای خودشان عاجزانه عمل کردند چگونه میتوانند مدعی دفاع از صلح و ثروت جامعه جهانی باشند؟ شیوع غیرقابل مهار کوید-19 در آمریکا و اروپا که در اندک زمانی هژمونی قدرت غرب را به چالش کشید خط بطلانی بر نظام تک قطبی جهانی بود.
نایاب شدن ماسک و مواد ضدعفونی، فقدان مواد غذایی اولیه و حتی کمبود دستمال توالت نقطه عطف تاریخ امپراطوری آنگلوساکسونی است، تاریخی که پر است از یک قرن تعددی، تجاوز، قتل و غارت جهانیان برای خلق آرمانشهر غربی و آرامش پوشالی برای انسان غربی که حالا مردمش در صفهای طویل هایپر مارکتها با هم سر تأمین مواد اولیه مایحتاج زندگیشان میجنگند و بی خانمانهایشان مجبورند با فاصله از هم در خیابان شبها را به صبح برسانند.
و اما تصویر جدیدی که جهان از چین و روسیه در برخورد با کرونا دید تصویر ظهور قدرتهای جدیدی است که براحتی بر جایگاه قدرت بلامنازع قرن اخیر -آمریکا- تکیه خواهند زد.
وظیفه انقلابی
استقلال و خود اتکایی یکی از دستاوردهای مهم ویروس کرونا برای ایران اسلامی بود. همین اتکا به توان داخلی توانست مهار دوره پیک بحران را برای ما به ارمغان بیاورد. سیاست به هنگام تولید نیازهای اساسی کشور به خصوص در حوزههای بهداشتی و درمانی نشان داد که اگر بخواهیم و خود را در شرایط سخت احساس کنیم میتوانیم حتی جلوتر از برخی کشورهای مدرن غربی نیازمان را برطرف کنیم.
مشارکت دادن تمام ظرفیتهای کشور در سیاستگذاریهای اقتصادی و اجتماعی، سیاستِ تجربهشدهای بود که باید در دوره پساکرونا محور مواجه با نظم جدید جهانی تلقی شود.
استفاده محوری از ظرفیتهای خودجوش جوان و مردمی، سیاست بنیادینی است که باید در قالب یک سیاست بالادستی برای حل مشکلات کشور بروز و ظهور پیدا کند و خلاقیت جوانان به همراه نیروی خارق العاده جوانی به کمک امر مقدس خوداتکایی اقتصادی و اجتماعی کشور بیاید.
مدل خوداتکایی مردم پایه با محوریت جوانان، نسخهای است که باید همچون ویروس کرونا ابتدا در منطقه و پس از آن برای تمام محرومان و مستضعفان جهانی تکثیر شود تا ایران اسلامی را در نظم جدید به سمت یک قدرت جهانی حرکت دهد.
محمدعلی الفتپور معاون نخبگان و آموزش پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام