آسیبهای روانی قرنطینه کم از تبعات کرونا نیست
سپهرغرب، گروه سلامت: کارشناسان معتقدند آسیبهای روحی و روانی که در دوران قرنطینه کرونایی، بر برخی خانوادهها گذشت، کم از دیگر تبعات بیماری نداشت.
ترس، سردرگمی، خشم، بیحوصلگی، نگرانی و کجخلقی از جمله آسیبهای روانی ناشی از دوران قرنطینه خانگی است و این گذشته از آسیبهایی نظیر بیکاری موقتی یا دائم، هزینههای گزاف بر بخش بهداشتودرمان و تنشهای اجتماعی است که بر جوامع تحمیل کرد.
ساده نیست؛ روزها در خانه نشستن و خود را از حضور در اجتماعات برحذرداشتن. چه رسد به آنکه عامل این خانهنشینی، ویروسی باشد که خود منشأ استرس و بیماری است. اما نمیتوان ویروس و بیماری را دستاویز تعطیل کردن زندگی کرد؟
یکی از بخشهایی که در دوران قرنطینه کرونایی در هر کشوری، دچار آسیب شده است؟ سیستم آموزش و تحصیل در دانشگاهها و مدارس است.
چه بسیار فرزندان ما که تازه طعم رفتن به مدرسه را تجربه کرده بودند و در نخستین سال زندگی تحصیلی، این بحران را تجربه کردند. چه بسیار دختران و پسرانمان که برنامهریزی کنکوری خود را متأثر از این ویروس دیدند و چه بسیار دانشجویان و دانشآموزانی که با نگرانی لغو کلاسها و نحوه یادگیری دروس در فضای مجازی و جابهجا شدن فصل امتحانات، این روزها را سر کردند.
امروز تلاش کردیم تا در گفتوگو با یک پزشک روانشناس، از دغدغههایی که در سیستم آموزشی بهویژه در دانشگاه طی ایام قرنطینه کرونا ایجاد شد، جویا شویم:
لطفا خود را معرفی بفرمایید و سمت و رسالت خویش را در اداره سلامت روان دانشگاه علومپزشکی، تشریح بفرمایید؟
اینجانب دکتر سهیلا پناهی رئیس اداره مشاوره دانشگاه علومپزشکی همدان هستم که بههمراه تیم مشاوران پارهوقت و پرسنل ثابت اداره مشاوره، اقدام به ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره به دانشجویان ایرانی و خارجی میکنیم. در ضمن بنده، مدرس واحدهای روانشناسی دانشجویان دانشگاه علومپزشکی نیز هستم.
قبل از بحران کرونا عمده مسائلی که دانشجویان با آن مواجه بودند و برای رفع آنها به شما و همکاران مشاورتان مراجعه میکردند، چه بود؟
خوب پیش از کرونا هم، هر فردی در زندگی طبیعی خود میتوانست، فراز و نشیبهایی را تجربه کرده باشد، که نیاز به مشاوره و روانشناس را ضروری میکرد. حتی نه در مسائل حاد و بحرانهای فردی و خانوادگی، در بسیاری از مواقع افراد برای مسائل روزمرّه زندگی نیز به مشاور و کسی نیاز دارند که با همفکری و تزریق نگاه تازه، آنها را به سمت تصمیمگیری درست و همهجانبه رهنمون کند.
زندگی دانشجویی نیز از این قاعده مستثنا نیست و پیش از کرونا هم دانشجویان برای مسائلی از این دست، که عمدتاً پیرامون دغدغههای تحصیلی آنها بود، به اداره سلامت روان دانشگاه مراجعه داشتند.
با توجه به طولانیشدن نسبی مدت زمان درگیری با بیماری کرونا، بفرمایید: این بیماری چه آثار روانی، اجتماعی و خانوادگی روی افراد داشته است؟
کرونا و قرنطینه ناشی از آن، تبعاتی برای زندگی هریک از ما بهدنبال داشته است و شاید اثراتی که بر سیستم آموزش داشت، کمتر از بخشهای دیگر نبود. گذشته از موضوع آموزش که سعی شد، با جایگزین کردن راههای آموزش مجازی خلأ به وجود آمده، جبران شود، مسائل و دغدغههایی برای دانشجویان حاصل شده بود که متأثر از استرسها و فضای روانی قرنطینه کرونایی بود. ازاینرو با توجه به طولانیشدن مدتزمان درگیری با کرونا اداره مشاوره، اقدام به راهاندازی خط تلفن بحران، بهمنظور انجام مداخلات درمانی برای دانشجویان دارای اضطرابهای بیمارگونه نمود، تا دانشجویان خدمات مشاوره را از این طریق دریافت کرده و بار مشکلات روحی قرنطینه در آنها کمتر شود.
بیشترین تأثیری که کرونا در سلامت روان افراد ایجاد کرد، چه بود؟
معمولاً در چنین شرایط بحرانی، ساختارهای اجتماعی و فردی زندگی دچار آشفتگی میشود. آشفتگی که بهمعنای کاهش قدرت کنترل فرد و کاهش پیشبینیپذیری فرد، برای جریان زندگی است. مثلاً در دوران قرنطینه خانگی، روال معمول زندگی دچار اختلال شده و در نتیجه، کمتر میتواند، آینده خود را پیشبینی نموده و برای آن برنامهریزی نماید. چون باید شرایط فعلی را مدیریت نماید و این شرایط باعث عدم امنیت روانی فرد میشود و این عدم امنیت منجر به اضطراب در فرد شده و در واقع، ساختارهای جدید ممکن است، ناسازگار با سلامت باشد و باعث کاهش روابط اجتماعی، افزایش احساس تنهایی گشته یا منجر به کاهش ادراک حمایت اجتماعی در فرد شود.
در چنین شرایطی است که سلامت روان فرد به مخاطره خواهد افتاد. زیرا حمایت اجتماعی، اثرات مثبتی بر شرایط روانی و کیفیت زندگی و احساس رضایت فرد دارد. البته در این موقعیتهای بحرانی، ساختارهای سازگارانه منجر به این میشوند تا همه افراد جامعه، ارزشهای مشترک و همبستگی و انسجام اجتماعی را در جهت مقابله با بحران در پیش بگیرند.
بهطور کلی چطور میتوان از پیامدهای منفی جوّ کرونایی در دوران قرنطینه جلوگیری کرد؟
نظر به اینکه گروه هدف در اداره مشاوره، دانشجویان و جوانان را شامل میشود، بیشترین آموزش و تأکیدی که در مشاورهها به دانشجویان میشد، متوجه این گروه بوده و هست که برخی از این موارد، این بود. دانشجویان با تدارک فعالیتها و مشغلههای مثبت از قبیل انجام ورزش، پرداختن به فعالیتهای مورد علاقه و هنری از قبیل نقاشی، موسیقی، مطالعه کتاب، پرهیز از دریافت اطلاعات متناقض و غیرعلمی رسانهها، آرامش خود را حفظ نموده و خود را از بروز اضطراب و هیجانات منفی مصون نمایند که این بهترین راه حفظ آرامش و سلامت روان در افراد است.
همچنان توصیهای که به دانشجویان و دانشآموزان میتوان در ایام قرنطینه داشت، این است که با بهروز کردن اطلاعات و آموزشها، خود را از پویایی دور نکنند و همچنین از حمایتهای اجتماعی از قبیل ارتباط با افراد مهم در زندگی، دوستان پویا و تجارب خانواده بهره ببرند. چراکه بخش مهمی از سلامت روان متأثر از همین همبستگی اجتماعی بوده که منجر به مقاومت در مواجهه با اختلالات و آسیبهای روانشناختی فرد است. همچنین باید از شیوههای فاجعهانگارانه رویداد خودداری نموده و در عین حال اصول علمی مربوط به بیماری را جدی گرفته و برخورد واقعبینانهای را در پیش بگیرند.
ناگفته نماند که بسیاری از این آموزشها میتواند، مورد استفاده عموم مردم قرار گیرد و لزوماً برای قشر دانشجو و دانشآموز طراحی و پیشبینی نشده است.
به نظر شما چطور میتوان پس از دوران کرونا به زندگی عادی رجوع داشت؟ آیا نوسانی در این روند روی خواهد داد یا مشکلاتی به وجود خواهد آمد؟
از آنجایی که شرایط استرسزا در زندگی اجتنابناپذیر بوده، لذا انسانها بهویژه جوانان، بایستی اصول کلی خودمراقبتی و شیوههای مقابلهای در برخورد با رویدادهای ناخوشایند را آموخته و در صورت نیاز بهکار بگیرند. چراکه این اصول در همه بحرانها درصدی از آسیبها را کاهش میدهند.
بازگشت به روال عادی زندگی پس از کرونا، مستلزم مهارتهای از پیشآموختهای است که هم به توسعه سلامت روان و هم حفظ سلامت جسم کمک کند. اساساً هر فردی در زندگی شخصی خود، باید مهارت مدیریت استرس و بحران را بیاموزد و در چنین شرایطی بهکار گیرد. تطبیق روحیات فرد با شرایط پیشآمده، راهکاری است که در ورود به زندگی عادی پس از کرونا میتواند، مؤثر واقع شود.
دانشجویان در این سنین باید مهارتهایی ازاین دست را آموخته، تا نهتنها در دوران شیوع بیماری کرونا، بلکه در همه پستی و بلندیهای زندگی فردی و اجتماعی خود، آن را بهکار گیرند و این امری همهجانبه است و وابسته به زمان و شرایط خاص نیست.
کلام آخر
مداخله روانی اجتماعی در بحران بیماری کرونا در محیط دانشجویی، پس از بازگشت به ادامه تحصیل ضرورت مییابد. خدمات پساکرونایی بهلحاظ عدم حضور دانشجویان در دانشگاه در حال حاضر، که یکی از شیوههای مفید در این شرایط بهکارگیری خودمراقبتی و اشاعه شیوهها و اصول مدیریت استرس بهلحاظ افسردگی، وسواسی افراطی و روانپریشی در آنهاست. بهویژه مدیریت پیامدهای روانی ناشی از موارد مرگ احتمالی و سوگ نزدیکان متوفی، مدیریت فضای هیجانی خانواده، هماتاقی، دوستان و همکلاسیهای دانشجو از جمله مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
بهسادگی با درنظر گرفتن جمیع این شرایط، میتوان از بروز پیامدهای منفی در بحران کرونا و ورود به زندگی عادی پس از این بحران قدم برداشت و زندگی را به معنای حقیقی خود، زندگی کرد.
کرونا با همه مسائل و مشکلاتی که داشت، درسهایی هم به همراه آورد و شاید یکی از مهمترین این درسها، لزوم تقویت مهارتها، توانمندیها و خلاقیت افراد است که در دوران قرنطینه یا بیماری، کارآمد خواهد بود. بنابراین از عموم افراد جامعه انتظار میرود، با رعایت اصول بهداشت فردی و روانی و بهکارگیری مهارتهای مذکور در ارتقای سطح سلامت خود و اطرافیانشان بکوشند.
با همه مسائل و دغدغههایی که در بین اقشار مختلف طی مدت قرنطینه کرونا شکل گرفته است، همچنان زندگی در جریان است و هیچ دستاویزی را بهانه سکون و ایستایی نمیکند. نگرانی در یک بحران، امری طبیعی است. اما نباید اجازه دهیم؛ خود این نگرانی به بحران بدل شود. مگر میتوان لذت تماشای یک صبح دیگر از مسیر زندگی را به خاطر ترس از شب، از خود و دیگران دریغ کرد؟
همه ما انسان هستیم و نگرانیها تا حدودی در هر انسان طبیعی است. گاه همین نگرانیهای کوچک قدرت دوراندیشی به انسان میدهد و گاه انگیزه تکاپو و پیشروی به جلو میشود. بنابراین نباید اجازه دهیم، هر اتفاقی به معضل بزرگ زندگی تبدیل شود و لذت زندگی کردن را از ما بگیرد.
برنامهریزی و مدیریت اهداف، همان چیزی است که در این مواقع به کمک ما آمده و زندگی را از یکنواختی و کسالت قرنطینه خارج میکند. محصل باشیم یا دانشجو، شاغل یا خانهدار، کارمند یا کارگر، تفاوتی در این مسئله نداریم. زندگی را هدفمند دنبال کردن و با برنامه مدیریت کردن، هنر هر انسان زنده برای تداوم زندگی است.