گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:23465

فقدان عدالت در توزیع سرانه فضای سبز همدان

فقدان عدالت در توزیع سرانه فضای سبز همدان

سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: با توجه به روند رو به توسعه شهر و افزایش جمعیت، هراندازه که فضای سبز در سطح شهر توسعه یابد، بازهم این سرانه کافی نیست.

درحال حاضر شواهد حاکی از آن بوده که جهان ما را یک بحران تمام‌عیار زیست‌محیطی فرا گرفته است؛ تغییر آب‌وهوا، از دست رفتن تنوع زیستی و تخریب لایه ازن شاید تنها بخش کوچکی از تأثیرات فعالیت‌های صنعتی انسان طی چند قرن اخیر باشد. بنابراین کوشش‌های جهانی روی ایجاد محیط طبیعی و حفظ محیط‌زیست در اکوسیستم‌های بزرگ متمرکز شده که دراین‌بین شهرها نیز به‌عنوان یکی از این اکوسیستم‌های بزرگ، باید به سمت ایجاد توسعه پایدار سوق داده شوند. زیرا پایداری شهرها اساساً بر اجزای ساخته‌شده محیط شهری استوار است که توجه بیشتر به اجزای طبیعی و فضاهای سبز شهری را می‌طلبد.

موضوع این است که امروزه مفهوم شهرها بدون وجود فضای سبز مؤثر در اشکال گوناگون آن، قابل درک نیست؛ زیرا شهر‌ها به‌عنوان کانون‌های تمرکز فعالیت و زندگی برای اینکه بتوانند پایداری خود را حفظ و تنظیم کنند، چاره‌ای جزء پذیرش ساختار و کارکردی متأثر از سیستم‌های طبیعی ندارند. زیرا فضاهای سبز شهری به‌عنوان جزء ضروری و لاینفک پیکره یگانه شهر‌ها در متابولیسم آن‌ها نقش اساسی را دارا بوده و هرگونه نقص و کمبود در کمیت و کیفیت آن‌ها، می‌تواند اختلالات جدی را در زمینه حیات شهرها به دنبال داشته باشد.

درعین‌حال نتایج پژوهش‌های صورت‌گرفته در همه اندیشکده‌های بزرگ و کوچک در سراسر جهان نیز به‌وضوح مبین این حقیقت است که با وجود روند رو به سرعت تخریب و متعاقباً کاهش فضاهای سبز شهری (اعم از پارک، بوستان و یا باغ‌های درون‌شهری)، اما همین اجزای درون‌شهری دارای بازدهی اجتماعی و اکولوژیکی اساسی بوده که مهم‌ترین اثر آن‌ها کارکردهای محیط‌زیستی و یا بازدهی اکولوژیکی آن‌هاست که شهر‌ها را برای زیست امکان‌پذیر کرده و با آثار مخرب گسترش صنعت، حمل‌ونقل و مدرنیته، مقابله می‌کند.

همچنین فضاهای سبز درون‌شهری با حفظ مضمون خود برحسب نوع استفاده، موقعیت یا ارزش، موجب ارتقای کیفی در زندگی شهروندان می‌شود؛ مخلص کلام اینکه اهمیت فضاهای سبز شهری تا به آن حد است که امروزه وجود این کاربری به‌عنوان یکی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی جوامع به حساب می‌آید.

البته دراین‌بین نباید از مقوله حق و سهم سرانه فضای سبز شهروندان نیز غافل بود، زیرا در بیشتر کشور‌ها میزان سرانه هریک از خدمات شهری نشان‌دهنده میزان رفاه و کیفیت زندگی در آن شهرهاست؛ گو اینکه در این خصوص نیز کارشناسان بر آن عقیده‌اند که جدا از ساختار و نوع پوشش‌های گیاهی، موضوع سرانه فضاهای سبز هم به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فاکتور‌ها درخصوص افزایش سطح زندگی در شهرها، باید مورد توجه قرار گیرد.

این کارشناسان بر آن باورند که با توجه به اهمیت فضاهای سبز و لزوم ایجاد و توسعه آن‌ها در شهر‌ها و به‌منظور لطافت هوا، تفریح مردم و زیبایی شهر، بایستی عدالت و استاندارد مشخصی برای ایجاد فضاهای سبز وجود داشته باشد؛ زیرا با توجه به روند رو به توسعه شهرها و افزایش جمعیت هراندازه که فضای سبز در سطح شهر توسعه یابد، بازهم این سرانه کافی نخواهند بود. چراکه با توجه به تراکم بافت شهری، این فضاها هم از دیدگاه تأمین نیاز‌های زیست‌محیطی شهرنشینان و هم ازنظر تأمین فضاهای فراغتی و بستر ارتباط و تعامل اجتماعی آن، از جایگاه درخور اهمیتی برخوردارند.

      سرانه نامتعادل در شهر

و اما همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفتیم، کمیت فضاهای سبز در بهبود شرایط محیط‌زیست انسان‌ها نقش مؤثری دارد که در اصطلاح فنی، به آن سرانه اطلاق می‌شود؛ سرانه در اصل عبارت است از مساحت و تقسیم بر جمعیت، یعنی مقدار زمینی که به‌طور متوسط از هرکدام از کاربری‌ها به هر نفر از جمعیت شهر می‌رسد.

البته موضوعی که در این میان توجه به آن ضروری بوده این است که مقوله سطوح و سرانه سبز را صرفاً و فقط می‌توان درخصوص فضاهای سبز عمومی مطرح کرد؛ زیرا فضاهای سبز خصوصی (باغات و اراضی مشجر تحت تملک افراد حقیقی) اگرچه نقش مؤثر و غیر قابل انکاری در بازدهی اکولوژیکی محیط دارند، اما درنهایت و بنا بر ماهیتشان فاقد عملکرد اجتماعی هستند که این موضوع به‌خصوص در کشور ما بسیار مشهود و محسوس است.

از طرفی درحالی ‌که به تصریح کارشناسان سرانه فضای سبز شهری عمومی در کشور ما در وضعیت مطلوب باید 25 متر مربع برای هر نفر باشد، اما در خوش‌بینانه‌ترین حالت این میزان فقط 11.8 متر است که نه‌فقط چندان امیدوارکننده نیست، بلکه با توجه به سرعت افزایش جمعیت و کُندی تولید و توسعه عرصه‌های سبز، تصور می‌شود که حتی رو به کاهش نیز باشد.

البته هرچند به گفته مسئولان میانگین فضای سبز شهری در استان همدان به‌ازای هر نفر نزدیک به 11 متر است که این میزان به‌ظاهر از میانگین کشوری بالاتر بوده، بااین‌حال موضوع مهم و شادی مغفول در این میان، عدم تعادل و توزیع عادلانه فضای مذکور در بین شهر و شهروندان است که ظاهراً کمتر کسی به آن توجه دارد.

درواقع عدم توزیع این فضا در تمام گستره شهر و تراکم آن در یک منطقه هم موجب برهم خوردن توازن در مبحث عدالت توزیعی شده و هم باعث بروز بسامد‌ها و پیامدهای دیگری همچون حضور دائمی و پُرتراکم و ترافیک شهروندان در این عرصه‌ها و مناطق، افزایش قیمت مسکن و زمین به همراه تمایل شدید به تغییر کاربری و ساختمان‌سازی و درنهایت لزوم تخصیص بودجه و اعتبارت بسیار هنگفت سالانه برای نگهداری و بازاحیا و درنهایت فرسودگی زودرس خاک و پیری پوشش گیاهی این مناطق می‌شود.

شاید در مجموعه مناطق چهارگانه شهری همدان این منطقه یک است که در یک مقایسه ضمنی به‌عنوان مصداقی بر این فرآیند، به‌دلیل قرار گرفتن در دامنه کوه الوند و دارا بودن مهم‌ترین فضاهای سبز طبیعی این دامنه و یا دست‌ساز شهری (پارک مردم دره مرادبیگ و بلوار ارم، حد نهایی باغات ارم تا گنجنامه، باغات پشت دانشگاه بوعلی منطقه مدرس و غیره) در آن نه‌فقط دارای بیشترین سهم از سرانه فضای سبز شهری است، بلکه همین موضوع باعث شده تا علاوه‌بر سیما، منظری بهتر از بقیه نقاط داشته و به یکی از پُرتوجه‌ترین کانون‌ها برای گردش و تفرج مردم بدل شود.

فضایی نسبتاً غنی متشکل از پارک و بوستانی دست‌ساز و صدالبته باغ‌های خصوصی وسیع، برخوردار از بازدهی زیست‌محیطی و اکولوژیک معین و درخور شرایط زیست‌محیطی که با توجه به توسعه سریع شهر و احتیاجات مردم به این نوع فضاسازی‌ها، حالا مدت‌های مدیدی است که به‌عنوان یک منطقه تفرجگاهی عامه‌پسند در اذهان جا افتاده و صدالبته نیز ساکنان را از قِبل داشتن ملک و خانه در این منطقه، صاحب یک گنج خُسروانی کرده است.

گو اینکه متعاقباً نیز سالانه شاهد هزینه‌کردهای چند ده میلیارد تومانی (چندین برابر دیگر مناطق شهری) در راستای توسعه و بهسازی فضای سبز و محیطی این منطقه با شعار رسیدن به ایده‌آل‌های شهری هستیم تا ظاهراً و از این ره‌آورد بتوانیم جوابگوی نیازهای تمام ساکنین، میهمانان و گردشگران حاضر شهر باشیم، اما آیا واقعاً این‌گونه است؟

قدر مسلم خیر، چراکه جدای آن بخش از هزینه‌کردهایی که از سوی مالکان برای بهسازی و حریم‌های شخصی صورت می‌گیرد، اما در منظر دیگر نوع هزینه‌کردها و عملکردهای کیفی و کمی دولتی مربوط به این منطقه نیز (به‌صورت نامحسوس و غیر علنی) بیشتر جهت ایجاد یک فضای خاص برای رضایت طیفی خاص است و نه الزاماً همه مردم!

دلیل اینکه جدا از آن‌دست متمولین و طیف پُربرخوردار که از ابتدا در جغرافیای این منطقه ساکن بوده و یا بعداً در طی گسترش شهر به آن اضافه شده‌اند، اما به‌صورت ویژه این منطقه محل سکونت بسیاری از مسئولان و مدیران شهری نیز هست که حال یا از سر اختیار برای خوشایندسازی محیط و جلب رضایت ایشان و یا فشار و لابی آن‌ها (عموماً با بهانه حمایت‌های بی‌دریغ اعضای شورای اسلامی شهر، شهردار، فرماندار، فلان نهاد، اداره و غیره) مدیران شهر را واداشته تا نوع نگاهشان به این منطقه چه به‌لحاظ میزان تخصیص و بودجه‌ریزی و چه عملکرد و شیوه کار، بسیار خاص باشد.

واقع امر این است که جدا از طیف و طبقه اجتماعی و یا شغل و جایگاه افراد، زندگی سالم برای هر شهروند اعم از فقیر و غنی در جایی امکان‌پذیر است که سهم سرانه ایشان حداقل از فضای سبز در منطقه مسکونی از همان 11 متر مربع کذایی اگر بیشتر نیست، حتی‌المقدور کمتر نباشد و رسیدن به منطقه‌ای سبز و مناسب برای تفریح و تفرج و یا توقفی موقتی، بیش از یک ربع ساعت وقت نگیرد. حالا اما درحالی ‌که در این منطقه خاص موضوع مذکور نسبتاً محقق شده و ساکنین آن دغدغه چندانی در این باب ندارند، در دیگر مناطق شهری همدان اساساً شرایط این‌گونه نیست و اکثر قریب به اتفاق شهروندان نه‌فقط با کمبود فضای سبز مطلوب، خوشایند و ایمن مواجه هستند، بلکه برای گذران اوقات فراغت خود و یا هر دلیل دیگر، مجبورند راه طولانی رسیدن به این منطقه را درپیش گیرند.

موضوع این است که اگر براساس شعارها و برنامه‌ریزی‌های کاغذی در این میان عدالتی نسبی هم برای تمام شهر لحاظ بود، می‌شد با تخصیص بودجه و اعتبار و صدالبته کمی توجه و عدالت‌محوری فارغ از همه شعارها و برخی حرکات نمایشی، دیگر نقاط شهر را نیز به‌مثابه این منطقه به‌لحاظ بصری زیبا، جذاب و با طراوت کرد.

البته توجه ویژه به فضاسازی این منطقه اگرچه با بیشترین هزینه و تلاش درحال اجرا بوده، بااین‌حال شاید مهم‌ترین ضعف در این میان فقدان یک پیوند منطقی بین فضای سبز طبیعی و طراحی‌های صورت‌گرفته است که به نام‌ها و عناوین مختلف انجام و باعث شده تا اصالت طبیعی منطقه تحت تأثیر آن‌ها قرار گیرد.

در این خصوص برخی منتقدان بر آن باورند که در این‌گونه طراحی فضای سبز نه‌تنها باید اصول زیباشناسی و ویژگی‌های بومی مورد توجه قرار گیرد، بلکه پیوندی از محیط طبیعی به محیط‌زیست بوده و سبب نزدیکی و ارتباط انسان با طبیعت باشد؛ درحالی ‌که با وجود عرصه‌های مشجر و باغات طبیعی و امکان استفاده از این فرصت‌ها برای ایجاد یک باغ‌شهر طبیعی، اما عمده تلاش و فعالیت‌ها بیشتر در قالب تأکید بر مصنوعی‌سازی و طراحی‌های مدرن نامأنوس با اقلیم و یا استفاده از پوشش‌های گیاهی ناپایدار و غیر بومی درحال اجرا است.

البته موضوع دیگر عدم توجه به احیا و جوان‌سازی و نیز استفاده از درختان و درختچه‌های مناسب و پایدار و هم‌زیست با اقلیم در این منطقه است که علاوه‌بر پدیده تصفیه هوا، در زیبایی هرچه بیشتر مناطق نقش بسزایی دارد. دلیل اینکه هم‌اکنون بخش عمده‌ای از فضای سبز (مصنوعی و دست‌کاشته موجود در این منطقه) یا به‌صورت فصلی و موقتی است که به مجرد فرا رسیدن فصل سرما از بین می‌روند و یا در دیگر سو دارای عمر زیاد بوده که به هر علت تاکنون دوباره کاشت نشده‌اند و جایگزین مناسبی ندارند؛ حال این تصور وجود دارد که درصورت ادامه روند مذکور در چند سال آینده و با وجود هزینه‌کردهای کلان برای نگهداری، اما باید شاهد کاهش کمی و کیفی این فضا در منطقه باشیم.

ارسال نظر

سوال: عدد شش ضربدر دو؟ 12

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار