کوی صادقیه و فریادی بلند برای توجه مسئولان
سپهرغرب، گروه شهر- عباس سریشی :هشدار! محلات رهاشده توسط مجریان شهری طی کوتاهمدت صاحبان ناصالح و ناخلف دیگری را پیدا خواهد کرد که از آنها بهعنوان حیاطخلوت و خانه امن و محلی برای تولید و پمپاژ رفتارهای ناهنجار و آسیبرسان به کلیت بدنه شهر بهره برده و کمال سوءاستفاده را خواهند کرد.
شکی نیست که طی چند دهه اخیر گسترش ناهمگون شهر همدان از یکسو و ناکارآمدی نظام مدیریت و برنامهریزی بهموازات کُندی توسعه ملی و آمایش سرزمینی از سوی دیگر، باعث شده تا این شهر نیز بهمانند دیگر کلانشهرها با معضلات فراوانی دست به گریبان باشد.
در مجموعه همه عوامل بروز این مسئله، افزایش اسکان غیر رسمی بهعنوان یکی از بارزترین چهرههای فقر شهری است که عموماً با عناوینی چون حاشیهنشینی، مسکن نابههنجار و محلات کمبرخوردار و در معرض آسیب شناخته و یا از سوی کارشناسان و صاحبنظران مورد توجه واقع میشود؛ از بزرگترین کاستیهای طراحی شهر همدان فقدان برنامهای منظم و مدون برای لبههای پیرامونی آن است که برحسب اتفاق نیز از مسائل اساسی و محوری آنها بهشمار میرود.
موضوع این است که در شهری بهمانند همدان که داعیه قرار گرفتن در مسیر توسعه را داشته و تبلیغات پُرهیاهویی در زمینه توجه به توسعه زیرساختها و تلاش در جهت افزایش کمی و کیفی زندگی شهری را در پیشانی دارد، رشد شدید فقر و عیان شدن شکاف طبقاتی و تبعیضات ارائه خدمات به برخی از محلات و مناطق که به هر بهانه و علت از روند توسعه برکنار مانده و فاقد کمترین خدمات و استانداردهای خدمات شهری هستند و بهاصطلاح فراموش شده و مورد غفلت قرار گرفتهاند، باعث شده تا نهفقط تحقق این ادعا در هالهای از ابهام قرار گیرد، بلکه عمده این مناطق با مشکلات بسیار وسیعی روبهرو شده و حتی بستر مناسبی نیز برای شیوع و تعمیق انواع و اقسام ناهنجاریها و آسیبها در آنها شکل گیرد که حتی کلیت شهر را نیز بهلحاظ عمومی دچار عدم تناسب و توازن میکند.
کارشناسان معتقدند که همین موضوع باعث میشود قشری که امروزه از آنان بهعنوان ساکنین محلات کمبرخوردار یاد میشود، نهفقط نگاه جامعه به ایشان با نوعی دلسوزی و گاهی بیاعتمادی و تنفر همراه شده، بلکه هدف غائی توانمندسازی و ارتقا آنها به شهروندانی مسئولیتپذیر و مشارکتجو نیز محقق نشده و در پی عدم رضایت از محله و منطقه سکونت خود و یا فقدان احساس تعلق به آن، ناخواسته تلاشی نیز در جهت آبادانی و بهسازی آن نکنند و این یعنی تأثیرات یک نگاه غیر عادلانه به مناطق شهری درخصوص تخصیص خدمات و نیز توجه به نیازهای انسانی ساکنان آن.
طبیعی است که اینگونه محلات رهاشده طی کوتاهمدت صاحبان ناصالح و ناخلف دیگری را پیدا خواهند کرد که از آنها بهعنوان حیاطخلوت و خانه امن و محلی برای تولید و پمپاژ رفتارهای ناهنجار و آسیبرسان به کلیت بدنه شهر بهره برده و کمال سوءاستفاده را خواهند کرد.
* روایت آدمهای خوب و محلههای بد
یکی از موضوعات بسیار مهم و مغفول در مبحث بررسی کیفیت زندگی در محلات کمبرخوردار شهر همدان این است که بخش اعظمی از ساکنین این مناطق را نه الزاماً افراد ناهنجار و آسیبزا، بلکه برعکس مردمانی ساده، مظلوم، سالم و حتی بعضاً آسیبدیده تشکیل میدهند که صرفاً از سر فقر و کمتوانی مالی و یا ناچاری مجبور به سکونت و اقامت در آنجا شدهاند؛ درحالی که عموماً نیز بر این عقیده تأکید دارند که محیط زندگی در اینگونه مناطق و محلات (جدای موضوعات مرتبط با فقدان زیرساختهای اولیه در بحث خدمات شهری) پردازنده ناهنجاریها و برانگیزاننده آسیبهای اجتماعی بسیاری برای خانواده و بهخصوص فرزندان ایشان است.
در این خصوص تقریباً تمام دستاندرکاران مسائل توسعه بر آن باورند که رشد نامتعادل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این مناطق باعث برهم خوردن تعادل و نوع رابطه محلات شهر میشود و این درحالی است که مدیریت شهری همدان باید با درنظر گرفتن چهار محور کلیدی ارتقای تابآوری شهری، کاهش فقر، ارتقای هویت و منزلت مکانی و تحقق حکمروایی شهری، فرآیند بازآفرینی محلات کمبرخوردار را در دو حوزه پیشگیری از طریق نظارت و کنترل و برنامهریزی و مدیریت، دنبال کند؛ ضمن اینکه تلاش بیشتر در جهت زدودن مظاهر آشکار آسیب و جرم نیز میتواند جلوه خاصی به این جریان در شهر داده و رونق محسوس و ملموسی را در ارتقای سطح کیفیت زندگی در این محلات به دنبال داشته باشد.
همچنین باید توجه کرد که هرچند اصلاح کالبدی و اقتصادی بافتها و محلات کمبرخوردار مهم است، اما عدم توجه به ایمنسازی، پایش دائمی و برخورد قاطع با هرگونه مظاهر آسیب و جرم آشکار در میانمدت نیز میتواند پدیده بسترسازی برای بروز ناهنجاری را در محلات کمبرخوردار و متعاقباً عدم توسعه فرهنگی، اجتماعی و کیفی زندگی در آنها تسریع بخشد؛ یعنی همان موضوعی که امروزه بسیاری از محلات آسیبدیده و کمبرخوردار و بهصورت ویژه منطقه صادقیه (چهارراه میدانبار) با آن دست به گریبان بوده و باعث شده تا ساکنین این منطقه با وجود قرار گرفتن در حوزه مدیریت شهری، اما متحمل بدترین شرایط بهلحاظ زیستی، امنیتی و روانی شوند که نه به صلاح مدیران شهری است و نه در شأن این شهروندان!
* کوی صادقیه، مشکلی در گلوگاه شهر همدان
کوی صادقیه را بیشتر همدانیها با نام قدیمی آن یعنی چهارراه میدانبار میشناسند، جایی که از یکسو به حصار قصابان و از سمت دیگر به کوی مطهری و ولیعصر منتهی میشود. درواقع این منطقه هم بهمانند محلات پیرامونی خود سالهاست که با وجود قرار گرفتن در بطن شهر، اما رنگوبوی تندی از حاشیهنشینی و بیتوجهی با خود به همراه داشته و از آن رنج میبرد.
البته هرچند ممکن است این نوشتار به مذاق برخی خوش نیاید و از آن به سیاهنمایی و یا افراط در بزرگنمایی مشکلات یاد کنند، اما واقع امر این است که کوی صادقیه (با توجه به شرایط خاص حاکم در آن) بهنوبه خود مصداق بارزی است از بیتوجهی و فراموشی و حتی نادیدهانگاری مدیریتی که بیشک اینچنین وضعیتی بازتاب مدیریت شهری ضعیف و ناکارآمدی برنامهریزی فضایی منطقهای و بهویژه بیتوجهی به کرامت انسانی و سرمایه اجتماعی بودن مردم حاشیهنشین است.
مدیریتی که در پی دکترین پُراشتباه و نسبتاً تبعیضآمیز خود صرفاً به دنبال افزایش رضایت مناطق خاص باشد، معلوم است که توانمندسازی و بهسازی مناطق حاشیهای مانند صادقیه را فدای تخصیص امکانات بیشتر و بهتر به مناطق پُربرخوردار و گاهی هسته شهر میکند که همین امر طبعاً منجر به فاصلهگیری بیشتر بین حاشیهنشینان و متننشینان میشود.
درنتیجه استمرار این شرایط در طول دهههای متمادی، متأسفانه بسیاری از مردم ساکن در صادقیه و نیز دیگر کویهای کمبرخوردار خود را شهروندان درجه چندمی احساس میکنند که از سوی مدیریت شهری رسماً فراموش و حتی رانده شدهاند، بنابراین زندگی ساکنان این منطقه نوعی هویت خاص به خود گرفته که با هویت متداول حاکم بر شهر و یا بهاصطلاح همان متننشینی، فاصله بسیار دارد و اینکه در گفتوگو با برخی از ساکنان این منطقه بهوضوح میتوان شاهد این گلایههای دردمندانه بود.
بهتصریح برخی صاحبنظران اجتماعی رفع نیازهای مختلف مردم در چنین محلاتی علاوهبر اقدامات و برنامههای مادی، نیازمند رویکردی فرهنگی است. رویکردی جدید بر پایه روش گشودگی و انعطاف، نقد و ارزیابی، معتدل و متداول در جهت بهبود وضعیت حاشیهنشینی و جلوگیری از بحرانی شدن این پدیده و بخش مهمی از این رویکرد میتواند در جهت ایجاد یک نگاه مثبت به یکدیگر و بر مبنای اعتماد باشد. به همین خاطر در کنار ایجاد زیرساختهای مناسب تأکید بر مسائلی چون آموزش، تبلیغات مثبت و اعتمادسازی که مستلزم زمان بوده امری ضروری است.
البته فرقی هم نمیکند این مشکلات داستان آسفالت کوچه و خیابانها، روشنایی معابر و یا بهسازی کانالهای فاضلابی باشد که سالهاست به حال خود رها شدهاند و یا حتی اتمام کار پُل روگذری که معلوم نیست به کدام علت کار آن ماههاست تعطیل شده و یا حتی وضعیت زبالهها و جداول و جویهای آب و طغیانهای فصلی که خانههای مردم را تهدید میکند، چون اینجا نیز خواهینخواهی قسمتی از شهر است و باید ساکنان آن نیز بهمانند بقیه از حداقل امکانات و خدمات بهرهمند باشند.
براساس حقوق شهروندی همه ساکنان شهر در هر منطقه و محله و یا بهصورت ویژه کوی صادقیه، قطعاً استحقاق دریافت خدمات را در قالب حقوق حقه و عامه شهروندی دارند و کسی نمیتواند به هر بهانه و علت درخصوص اعطای این حقوق کمکاری و یا مسامحه کند.
* خاری بهنام اعتیاد در چشم کوی صادقیه
یکی از موضوعات بسیار تلخ و دردناکی که در کوی صادقیه وجود داشته و ساکنان آن را به ستوه آورده، معضل اعتیاد و حضور دائمی معتادان متجاهری بوده که در فضای عمومی این منطقه (میدانبار) بهمثابه نمک روی زخم، خواب و آرامش را از چشم و فکر ایشان ربوده است.
واقع امر این است که مردم کوی مذکور سالهاست که با وجود اعتراض، شکایت، اظهار گلایه و ابراز دردمندی به هر مقام مسئول، مدیر، اداره و نهادی، در آتشی که معتادان متجاهر بهپا کردهاند، میسوزند و میسازند. از اهالی و ساکنان و رهگذرانی گرفته که بهخاطر وجود این افراد دچار مشکل میشوند تا کاسبانی که و کسبوکارشان از رونق افتاده و بدتر از همه بار سنگین نگاه مردمی که تصور خوبی از این منطقه در ذهن ندارند.
موضوع این است که فضای محله صادقیه را باید در توالی و زیر سایه فضای بزرگتری بهنام میدان بار دید که سالهاست از آن بهعنوان یک مرکز تولید و پمپاژ آسیب به شهر همدان یاد میکنیم؛ جایی که معتادان متجاهر اعم از زن و مرد سالهاست که در تمام کوچهپسکوچهها و زمینهای کشاورزی، معابر و خیابان و غیره آن برای مردم سالم و بیگناه مزاحمت ایجاد میکنند.
متأسفانه حتی برخوردهای ادواری نیز در این خصوص هیچ نتیجهای را در برنداشته، زیرا افرادی که جمعآوری میشوند، عموماً نهفقط ترک نمیکنند، بلکه پس از آزادی نیز دوباره در همانجا (یا جای کمی دورتر) تجمع کرده و به کار خود ادامه میدهند و این به آن معناست که تا وقتی مدیریت شهر همدان (اعم از قضائی، انتظامی، بهزیستی، شهرداری و غیره) بهصورت ریشهای و اساسی به دنبال اصلاح و سامانبخشی به این وضعیت نباشد، تمام منطقه و بهصورت خاص کوی صادقیه برای همیشه زیر سایه سیاهی بهنام اعتیاد و حضور دائمی خُردهفروشان مواد مخدر، معتادان متجاهر و افراد آسیبزای حاضر در منطقه میدانبار، خفه خواهد شد.
به گفته برخی ساکنان شما (مسئولان، مدیران و مجریان شهری) برای آنکه شرایط مردم این مناطق را درک کنید، فقط لازم است تصور کنید که صبح وقتی با فرزندانتان از خانه خارج میشوید، با این صحنه مواجه میشوید که معتاد یا معتادانی جلو در خانه و یا در طول مسیرتان مواد استعمال و یا حتی تزریق میکنند و یا بعضاً کارتنخوابهایی که در بدترین وضعیت در کوچهها پلاس هستند، در این صورت چه حالی به شما دست میدهد؟ بنابراین ما نیز بهعنوان ساکنین میخواهیم وضعیت اینچنین نباشد و مردم این منطقه هم با آرامش خیال زندگی کنند.
برخی از ساکنان با ابراز ناراحتی عمیق از این وضعیت، به خبرنگاران سپهر عنوان کردند که حتی حاضر هستند بدون کمترین خدمات شهری در اینجا زندگی کنند، اما حداقل مسئولان برای رضای خدا بیایند و این مسئله نگرانکننده و ضد ارزشی را تعیین تکلیف کنند؛ آنها تصریح کردند که متأسفانه بهدلیل عدم برخورد قاطع و ایمنسازی محیط نهفقط خانوادههای ساکن در این کوی نیز انگ اعتیاد و موادفروشی خوردهاند، بلکه به نحو بسیار خطرناکی نیز در معرض آسیبهای متأثر از این موضوع قرار گرفتهاند و درخصوص خانه و زندگی و آینده کودکان و فرزندان خود دغدغه دائمی دارند.
بهتصریح این شهروندان وجود معتادان نهفقط باعث شده تا در این کوی زمینه و بستر مناسبی برای اعتیاد فرزندان آنان بهوجود آید که بههیچعنوان قابل قبول نیست و انتظار میرود که حداقل مسئولان قضائی و انتظامی به داد مردم برسند، بلکه حتی این منطقه را نیز به یک محل تولید و پمپاژ آسیب و ناهنجاری به شهر تبدیل کردهاند؛ حالا بحث درست کردن وضعیت فاضلاب و کانالهای ناایمن و یا تکمیل پُل روگذر برای ایمنی خانوادهها و غیره نیز پیشکش مسئولان و مدیران شهر!
* چند کلمه حرف حساب
شکی نیست که تمام جوامع بشری در معرض ناامنیها و مسائل گوناگون اجتماعی بوده و استثنایی هم نمیتوان برای این امر قائل شد، بنابراین در راستای پیشگیری و درمان و در مواردی مقابله با این موضوعات و مشکلات اجتماعی (و در یک کلام ایجاد شهری سالم و ایمن)، لاجرم نیازمند ارائه و اجرای سیاستگذاریهای مدون، برنامهریزیشده و حتی سختگیرانهای هستیم.
درحال حاضر وجود برخی محلات و مناطق کمبرخوردار در شهرها و بهخصوص همدان دیگر بهصورت یک مسئله اجتماعی حاد جلوهگر شده و امری غیر قابل انکار است؛ بنابراین باید قبول کرد که استمرار و تشدید این آسیبها نیز به هر علت و دلیل، قطعاً راه را برای وقوع بحرانهای عمیقتر شهری هموار خواهد کرد.
ازاینرو بسیار لازم است تا مدیران شهری ضمن آمایش شهری و شناسایی آسیبهای نهفته در مناطق، به این نکته توجه خاص داشته باشند که تجمیع و تراکم آسیبهای اجتماعی در هر منطقه، محله و شهر میتواند به اشکال مختلف انسجام، یکپارچگی، همبستگی، سلامت و امنیت آن را مورد تهدید قرار دهد.
حرف حساب این نوشتار و در اصل مطالبات مردمی ساکنین شهر و مناطقی چون کوی صادقیه نیز در اصل درخواست برای تلاش عمومی و همگانی مسئولان، مدیران و متولیان نظام شهری در جهت شناخت و درک واقعی مشکلات براساس عمق و تأثیر و متعاقباً پیدا کردن و در دستور کار قرار دادن راهکاری برای کاهش و یا متوقف کردن آنها است تا زندگی در این مناطق هم برای ساکنان و هم بدنه اصلی شهر و هم حتی برای مسئولان قابل تحمل و رضایتبخشتر شود.
درعینحال به نظر میرسد یکی از مهمترین و درعینحال مغفولترین موضوعات دراینبین، تعیین و مشخص کردن وظایف و نهادهای مرتبط و تقویت سامانههای پایش و نظارت در امر کنترل و برخورد با آسیبها بوده که تاکنون آنگونه که شایسته و بایسته است، مدنظر قرار نگرفته؛ این به آن معنا است که تقویت دستگاههای نظارتی و لزوم توجه به خواستههای مردم از طریق افزایش فعالیتهای مشارکتی ارتقای سطح آگاهی و دانش شهرنشینی در میان آنان میتواند نقش بسزایی را در کاهش آسیبهای حاکم بر محلات و مناطق کمبرخوردار داشته باشد.
داشتن محله و شهری ایمن و سالم تقاضای زیادی نیست که برای تحقق آن مردم و شهروندان مجبور باشند با خواهش، التماس و تضرع به دامن فلان مسئول، مدیر و مقام، به آن دست یابند؛ زیرا این امر جزء وظایف ذاتی و شرح وظیفههای تعریفشده برای ایشان است که شاید تاکنون در اعمال و تحقق آن کوتاهی کردهاند. بنابراین امروز این تقاضا و درخواست وجود دارد که برخی از مسئولان و مدیران نه صرفاً برای رضای خدا، بلکه براساس وظیفه خود اقدام کرده و فضاهای پُرخطر شهری را برای ساکنان ایمن کنند.