بلوار قدر؛ قربانی غفلت و تعلل
سپهرغرب، گروه شهر- عباس سریشی :بهدلیل سوء مدیریت، اکنون چندینهزار میلیارد تومان از منابع مالی استان و شهر همدان در پروژههای نیمهتمام عمرانی و ساختمانی در شرایطی حبس شدهاند که تکمیل شدن برخی از آنها چند دوره به طول خواهد انجامید.
درواقع این نیمهکارههای پُردردسر مانع اصلی اجرای سیاستها و رویکردهای جدید شهری در ایران هستند که اصلیترین ضربه را نیز به فعالیت مدیریت جدید شهری وارد میکنند؛ درحال حاضر نزدیک به صدها هزار پروژه ریزودرشت نیمهکاره در کشور ما وجود دارد که برای تکمیل آنها نیازمند صدها هزار میلیارد ریال بودجه هستیم، گو اینکه سیستم مدیریت شهری نیز چارهای جز قبول فشار برای تکمیل آنها ندارد و این درحالی است که بسیاری از صاحبنظران بر این موضوع تصریح میکنند که این حجم اضافه و تحمیلشده ناشی از پروژههای نیمهتمام شهری هیچ خروجی دیگری جز ضربه به اقتصاد شهر و اقتصاد ملی، ندارد.
حالا چرا موضوع مذکور در کشور ما به این مرحله حاد و بحرانی رسیده، از منظر منتقدان یک پاسخ بیشتر ندارد و آن اینکه اساساً منطق و اصول شروع پروژههای شهری در کشورهای پیشرفته بر این اصل استوار است که باید براساس مدل تأمین مالی مشخصی انجام گیرد و زمانبندی برای اجرای هریک از مراحل پروژه و تکمیل آن نیز براساس همین مدل انجام میشود.
اما موضوع این است که در کشور ما چنین حالتی نه در مقیاس اجرای پروژههای ملی وجود دارد و نه در مقیاس محلی و شهری، به این معنا که پروژههایی بدون مدل تأمین مالی و نقشه راه اجرایی مشخص و تعریف شده و مسائل مهم مربوط به آنها به اتفاقات آتی محول میشود؛ یعنی این رویه به یک روند دلخواه و مورد پسند میان مدیران شهری و بعضاً مدیران ملی تبدیل شده است که نقص بسیار بزرگی برای مجموعه شهری و ردههای بالاتر مدیریتی در سطح ملی محسوب میشود.
به زبان سادهتر طی سالهای گذشته و حتی هماکنون برخلاف این رویه استاندارد، ابتدا کلنگ پروژهها به زمین خورده و سپس در حین اجرای پروژه موضوع نحوه تأمین مالی مطرح و به یک چالش عمده تبدیل شده است. به این لحاظ مهمترین دلایل نیمهتمام ماندن پروژههای عمرانی در کشور ما وجود مشکلات مالی نظیر عدم کفایت و یا تمام شدن بودجه به دلایل مختلف از قبیل عدم تعریف بودجه پروژهها بهصورت مرحلهای، برآورد نادرست هزینهها، هزینهیابی ناصحیح و یا حتی تغییر قیمت مصالح ساختمانی و غیره است.
همچنین تغییر قوانین مرتبط با امر ساختوساز در کوتاهمدت، اعمال تخلف در اجرای قوانین و مقررات و وجود مشکلات حقوقی نظیر تغییر مالک، فوت وی و غیره نیز در بلاتکلیف ماندن اجرای پروژههای عمرانی و ساختمانی تأثیر بسزایی دارد؛ ضمن اینکه در برخی موارد نیز جابهجایی مسئولان در پروژههای عمرانی دولتی موجب ناتمام ماندن پروژهها یا تغییر بنیادی ماهیت آنها میشود که نباید از این موضوع غافل شد.
متأثر از هر علت از علل پیشگفته، نباید فراموش کرد که نیمهتمام ماندن پروژههای عمرانی و ساختمانی لاجرم تبعات و پیامدهای گوناگونی را در پی دارد که اگر از دیدگاه حقوقی و از منظر کلان و مدیریت شهری اقدام مناسبی برای برنامهریزی علمی و دقیق و نیز مدیریت مالی و اداری این پروژهها صورت گیرد، نهفقط میتوان از ناتمام ماندن این ساختمانها جلوگیری کرد و معضلات اجتماعی و اقتصادی مرتبط با آنها را کاهش داد، بلکه حتی میتوان امیدوار بود که با برنامهریزی مناسب و درخور اجرای پروژههای عمرانی و ساختمانی در شهرها و در مقیاس بزرگ آن در کشور، شکوفایی عمرانی را در یک دوره زمانی مشخص با بودجه تعیینشده شاهد باشیم.
* پیامدهای چندوجهی طرح نیمهتمام
کارشناسان و تحلیلگران اجتماعی و اقتصادی بر این باورند که رهاسازی پروژههای نیمهکاره و نیمهتمام بهخصوص در کلانشهرهای درحال توسعه چند اثر و پیامد کلی برجای میگذارد که بهصورت خاص از دو جنبه اقتصادی و اجتماعی بیشتر قابل تأمل و مداقنه هستند.
از منظر اقتصادی با گذشت زمان به دلایل مختلفی که مهمترین آنها شرایط جوی است، مواد و مصالح مصرفی در طرحهای نیمهکاره کیفیت اصلی خود را از دست داده و به تبع آن ممکن است هزینههای سنگین دیگری را برای ترمیم مجدد به کارفرما تحمیل کند. همچنین صرف هزینههای اضافی برای حفظ و نگهداری از پروژههای نیمهتمام نیز از دیگر تبعات سوء این روند محسوب میشود؛ گو آنکه هرچه زمان اتمام اینگونه پروژهها نیز به تعویق افتد، هزینه نهایی با وجود تورم، افزایش پیدا میکند که این مسئله نیز یکی دیگر از معضلات اقتصادی ناتمام ماندن پروژهها و طرحهای شهری و یا حتی ملی در کشور ما است.
درعینحال از منظر اجتماعی نیز نیمهکاره ماندن پروژههای شهری و ملی بسته به نوع، ماهیت و کاربری آنها خطری جدی برای سلامتی و بهداشت بافت شهری اطراف آنها بهشمار میرود و البته از منظر زیبایی نیز قطعاً این موضوع تأثیرات منفی بیشتری بر ایجاد اختلال در سیمای شهری خواهد داشت. ضمن اینکه مسائل مرتبط با بهداشت و سلامت ساکنان مجاور پروژههای نیمهتمام نیز ازجمله تبعات قابل تأملی است که نباید از آن غافل بود، زیرا به تجربه ثابت شده است که استمرار بیشازحد این رویه، آلودگیهای محیطی فراوانی را در ابعاد زمانی و مکانی به دنبال داشته و خواهد داشت.
اما در این میان شاید مهمترین پیامد اجتماعی این تعلل و تعطیلی، ایجاد ناامنی روانی و فکری برای ساکنان شهر و بهصورت ویژه خانوادههای ساکن در پیرامون پروژههای نیمهتمام و بلاتکلیف است که باعث بروز و تشدید مشکلات و عوارض ناخوشایند اجتماعی میشود.
به این معنا که چون اغلب پروژههای مذکور بدون نظارت و سرکشی مالکان و یا کارفرمایان رها میشوند، بنابراین در طول زمان به محیطی امن برای رسوب و تعمیق آسیبهای اجتماعی مانند تجمع اراذل و اوباش، معتادان، کارتنخوابها و افراد ناهنجار تبدیل شده و متعاقباً باعث بروز حاشیههای بسیار پُررنگتر از متنی میشود که نه به صلاح شهر است و نه مناسب حال ساکنان پیرامونی آنها؛ یعنی چیزی شبیه به برخی از پروژههای شهری همدان که اکنون داری بار منفی بیشتری نسبت به اهداف مثبت آنها شده است.
* همدان در تسخیر پروژههای نیمهتمام
حالا نه صرفاً براساس مشاهدات، بلکه به اعتراف بسیاری از مدیران و مجریان هماکنون شهر همدان مجموعه زیادی از پروژههای عقبمانده دارد که برای اتمام آنها به رقمی بیش از چند هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز بوده؛ بنابراین طبیعی است که با توجه به کمبود اعتبارات نهفقط امیدی به اتمام آنها در کوتاهزمان نیست، بلکه حتی این تصور نیز وجود دارد که همین موضوع باعث شود تا برنامههای دیگر شهری نیز مجالی برای تحقق نیابند.
شاید پروژههایی مانند تقاطع غیر همسطح سردار شهیدهمدانی، سایتموزه میدان امام (ره)، پارکینگ طبقاتی آقاجانیبیگ و غیره ازجمله طرحهای نیمهتمامی است که با وجود مصوبات و تأکیدات شورای اسلامی شهر مبنی بر اولویتدار بودن در اجرا و تکمیل، اما به هر علت تاکنون نهفقط به پایان نرسیدهاند، بلکه ادامه این روند تعطیلی و کُندی در اجرا باعث شده تا شاهد بروز تبعات نهچندان خوشایند و مناسبی در آنها باشیم که قطعاً بر کسی پوشیده نیست.
از منظر اقتصادی این به آن معنا است که چندینهزار میلیارد تومان از منابع مالی استان و شهر همدان در پروژههای نیمهتمام عمرانی و ساختمانی در شرایطی حبس شدهاند که تکمیل شدن برخی از آنها چند دوره به طول خواهد انجامید و مدیران بعدی نیز ناخواسته و ناچار به هزینهکرد تتمه اعتبارات کیسه خالی استان و شهر در این پروژهها خواهند بود؛ این درحالی است که میشد با کمی منطق، درایت، کاردانی و عملکرد بهموقع، این توان مالی را صرف مسائل مهمتر و دارای اولویت بیشتر دیگری در همه نقاط شهر کرد.
بههرحال چه بخواهیم و نخواهیم این طرحهای نیمهتمام سالهای متمادی است که در گوشه و کنار شهر جا خوش کرده و اصطلاحاً وبال گردن شهروندان شدهاند و هرکدام نیز بهنوبه خود مشکلات ریزودرشتی را بهوجود آوردهاند که به مانند نمک روی زخم درحال آزار و اذیت مردم هستند؛ از ایجاد ترافیک و بروز حوادث انسانی و خودرویی تا تخریب نمای شهر و نمایش یک سوء مدیریت تمامعیار و در رهآوردی بسیار منفیتر، ایجاد فرصت و مکانی مناسب برای تولید و پمپاژ انواع و اقسام آسیبهای ریزودرشت اجتماعی به متن و حاشیه شهر!
این مشکلات به لطف سوء مدیریت در اجرا و تکمیل این پروژهها، اکنون بر سر پیر و جوان، زن و مرد و خُرد و کلانمان هوار شده و مصداقی است برای مثل مشهور قوز بالای قوز؛ درحالی که حتی کَک هیچکدام از بانیان این وضعیت هم از این موضوع نمیگزد.
* بلوار قدر، در کجدار و مریز اتمام
دقیقاً 21 آبانماه سال پیش بود که روزنامه سپهرغرب طی گزارشی جامع با عنوان (بلوار قدر همدان روایت بلاتکلیفی یا فراموشی؟!) پیگیر وضعیت این پروژه نیمهتمام شد و بهصورت مشروح و ضمن گفتوگو با ساکنان این منطقه، به بیان گوشههایی از مشکلات ناشی از بیتوجهی به اتمام این طرح پرداخت.
مشکلات و معضلانی که از عدم آسفالت کوچه و خیابان، فقدان روشنایی، وجود لبههای خطرناک، عدم دسترسی آسان به مسیر اصلی و غیره شروع شده و تا داستان وجود پُررنگ معتادان متجاهر و خُردهفروشان مواد ادامه پیدا میکرد. گو آنکه همان موقع نیز برخی از مسئولان و مطلعین با استدلال ظاهراً موجهی بهنام فقدان بودجه برای اتمام طرح و یا عدم تملک برخی منازل قدیمی جهت تخریب و گشایش مسیر، به دنبال توجیه این موضوع بودند؛ بااینحال از ابتدای امسال و با مشاهده برخی فعلوانفعالات از قبیل خاکبرداری و دیوارکشی و یا تسطیح قسمتهایی از مسیر، این امید در دل بسیاری از ساکنان منطقه بهوجود آمد که ظاهراً قرار است طلسم بدقواره پس از سالها شکسته شده و درنهایت به همه مشکلات خاتمه داده شود. اما تعطیلی دوباره این طرح و اضافه شدن مشکل مصالح و کپههای بیس، سنگ و خاک به روی مشکلات قبلی، یکبار دیگر به مانند آب سردی بر سر ساکنین این محل ریخت تا همه امیدها را به یأس بدل کند.
این موضوع درحالی است که دقیقاً در قسمت مقابل این پروژه تعطیل چندساله، در شهرک مدنی پشت بیمارستان آتیه طرح ساختوساز و ایجاد یک مسیر ورودی با عنوان بلوار شهدای سلامت بهمناسبت روز پزشک با سرعت بسیار تأملبرانگیز درحال اجرا است و احتمالاً نیز تا چند روز دیگر وارد چرخه کاربری خواهد شد؛ اما ظاهراً قرار نیست روایت بلوار قدر که برحسب اتفاق قرار بود کوی وحدت را به بلوار امام خمینی (ره) متصل کند تا ضمن تسهیل در تردد و کاهش بار ترافیکی به وجهی نیز موجب بهسازی و ساماندهی منطقه وسیعی از کوی خضر تا زمین شهری شود و درعینحال ضمن ایمنسازی بهلحاظ بصری هم جلوه بهتری به این منطقه از شهر ببخشد، به نتیجه برسد.
چرا؟! شاید به این خاطر که احتمالاً هنوز مدیریت شهری نتوانسته به هر علت درخصوص اتمام و تعیین تکلیف این پروژه نیمهکاره به یک تصمیم جامع و قاطع برسد. صرفاً به این دلیل که یا طبق معمول کفگیر بودجه به ته دیگ خورده و یا بازهم اندک سرمایه موجود در قالب یک تصمیم سلیقهای و متأثر از تصمیمات گروهی، در طرح دیگر مورد مصرف قرار گرفته است.
بازهم این تصور وجود دارد که باید برای مدتهای مدید دیگر شاهد همان نابهسامانی و بلاتکلیفی قبلی باشیم، درحالی که اضافهبار چند اقدام نیمهتمام دیگر هم باعث شده وضعیت این منطقه ساختاری نامتعادلتر و نابهسامانتر از قبل به خود گیرد و البته اینهمه نیز درحالی است که طی گفتوگوهای صورتگرفته با تعدادی از ساکنین منطقه، عموماً ضمن اعتراض شدید به این وضعیت، خواستار تعیین تکلیف نهایی طرح در راستای ایمنسازی محیط و رها کردن جماعت گرفتار در گرداب مشکلات ناشی از یک طرح نیمهکاره بودند.
در این خصوص حتی جمعی بهصراحت عنوان کردند که برخی مشکلات نسبت به قبل نهفقط حل نشده، بلکه حالتی گستردهتر و عمیقتر به خود گرفته و این یعنی یک شکل از تبعیض، بیتوجهی و کملطفی آشکار از سوی مسئولان و مدیران شهری نسبت به وظایف خود و متعاقباً مطالبات صدها خانوار ساکن و مردم حاضر در این منطقه.
* زخمی که چرکیتر از قبل شد
پیشتر در همان گزارش 21 آبانماه 98 و از قول مردم به عرض مسئولان رساندیم که حتی اگر قرار نیست کار این پروژه با هر بهانه و علت تمام شود، حداقل میتوان با برخورد قاطع و قدرتمندانه عوامل انتظامی و قضائی، محیط را از لوث وجود معتادان و موادفروشانی که این منطقه را بهمثابه یک ملک شخصی تسخیر کردهاند، پاک کرد؛ اما ظاهراً این موضوع نیز گویا نهفقط مورد توجه قرار نگرفته، بلکه محل با کاهش گشتهای انتظامی و ایجاد برخی تغییرات در مسیر و ایجاد زوایا و نقاط کور، برحسب اتفاق مکان بهتری برای حضور و فعالیت این دشمنان جامعه فراهم کرده است.
موضوع برخورد با مجرمان و متخلفانی که با عملکرد خود سلامت و امنیت یک منطقه و شهر را دچار مخاطره کرده و حتی برای ساکنان هم شاخوشانه میکشند، دیگر نیازی به تصویب بودجه، اعتبارت کلان، تشکیل جلسه، تصویب مصوبات شورای اسلامی شهر و استانداری، عقد قرارداد با پیمانکار، حضور مهندس، معمار، بیل مکانیکی، بلدوزر، تیرآهن، میلگرد و غیره ندارد که بخواهیم به این بهانهها کار را انجام نداده و یا به تعویق بیندازیم.
درواقع برقراری امنیت، زدودن مظاهر آشکار آسیب و ناهنجاری و ایجاد محیط سالم برای ساکنان یک شهر از آندست مقولاتی است که اساساً مصالحه و مسامحهپذیر نیست و حتی از اجرای طرحهای توسعهای و زیرساختی هم اولیتر است و نباید به آن بهمثابه یک پروژه ساختمانی و عمرانی نگاه کرد و گفت اگر امروز و امسال نشد،فردا و سالهای دگر به آن خواهیم پرداخت؛ زیرا ماهیت برخی از این مسائل اجتماعی آنچنان مسئلهدار است که اگر به هر شکل در جایی ریشه دوانده و تعمیق شود، بعید و حتی ناممکن به نظر میرسد که بتوان با چند سال تلاش و کوشش آن را حذف و یا حتی کمرنگ کرد.
اکنون این دغدغه در اذهان بسیاری از ساکنان منطقه بهوجود آمده که آیا قرار است داستان ایمنسازی این محیط از شر معتادان و موادفروشانی که حتی آشکارا و بیترس و واهمه از مأمور و مردم به کار مجرمانه و هنجارشکنانه خود میپردازند نیز سرانجامی مثل پروژه چندسال تعطیل بلوار قدر پیدا کند؟ اگر چنین است، مردم باید چه خاکی بر سرشان کرده و برای دادخواهی دست تمنا و تضرع به سوی کدام مرجع و ملجأ دراز کنند؟