خاموشی چکشهای قابسازی در روستای کاج رزن
هنرمند قابساز اهل روستای کاج شهرستان رزن گفت: هجوم اجناس چینی و نبود حمایت، هنر چنددههای قابسازی را به تعطیلی کشاند.
صنایع دستی تنها بخشی از هویت فرهنگی یک منطقه نیست، بلکه میتواند بهعنوان یکی از پایههای اقتصاد محلی نیز نقشآفرینی کند؛ بااینحال، بسیاری از رشتههای صنایع دستی طی سالهای اخیر زیر فشار مشکلات اقتصادی، افزایش هزینههای تولید، نبود حمایتهای مؤثر و رقابت نابرابر با کالاهای وارداتی، یکی پس از دیگری از چرخه تولید خارج شدهاند.
روستای کاج در شهرستان رزن نیز ازجمله مناطقی است که سالها نام آن با هنر قابسازی گره خورده بود؛ کارگاههای متعدد این روستا نهتنها برای دهها نفر اشتغال ایجاد کرده بودند، بلکه محصولات خود را به استانهای مختلف و حتی بازار عراق ارسال میکردند، اما امروز بسیاری از آن کارگاهها تعطیل شدهاند. بر این اساس بر آن شدیم تا با یکی از هنرمندان باسابقه این روستا گفتوگویی ترتیب دهیم و چرایی را بدانیم که در ادامه نتیجه را میخوانید:
* بیش از سه دهه فعالیت در حرفه قابسازی
علیاصغر حیدری با اشاره به سابقه فعالیت خود، اظهار کرد: از سال 1374 وارد حرفه قابسازی شدم؛ ابتدا بهعنوان کارگر فعالیت میکردم و بعدها توانستم کارگاه شخصی خود را راهاندازی کنم. این حرفه برای من فقط یک شغل نبود، بلکه تمام زندگی و حاصل سالها تجربه و تلاش بود.
وی افزود: حدود دو سال است که ناچار شدهایم فعالیت کارگاه را متوقف کنیم؛ تصمیمی که برای من و بسیاری از همکارانم بسیار تلخ بود، اما ادامه کار دیگر صرفه اقتصادی نداشت.
این هنرمند قابساز اهل روستای کاج شهرستان رزن گفت: هجوم اجناس چینی و نبود حمایت، هنر چنددههای قابسازی را به تعطیلی کشاند.
حیدری ابراز کرد: کارگاهی که زمانی برای 17 نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرده بود، اکنون تعطیل شده و بسیاری از هنرمندان این حرفه برای تأمین معاش به مشاغلی مانند کارگری، رانندگی و فعالیت در شرکتها، روی آوردهاند.
این قابساز باسابقه مهمترین عامل تعطیلی کارگاهها را ورود گسترده محصولات خارجی دانست و گفت: بازار فروش ما بهشدت تحت تأثیر ورود اجناس چینی قرار گرفت؛ این کالاها اگرچه ازنظر کیفیت قابل مقایسه با تولیدات دستساز ما نبودند، اما با قیمت بسیار پایینتر عرضه میشدند و طبیعی بود که بسیاری از خریداران به سمت آنها بروند.
وی ادامه داد: تولید یک قاب چوبی دستساز، مراحل مختلفی دارد؛ از آمادهسازی چوب گرفته تا نجاری، ابزارزنی، رنگکاری و پرداخت نهایی، افراد زیادی درگیر تولید هستند. همین موضوع باعث میشود هزینه تمامشده محصول افزایش پیدا کند، اما محصول چینی با قیمت بسیار پایین وارد بازار میشود و امکان رقابت را از تولیدکننده داخلی میگیرد.
حیدری تصریح کرد: ما نمیتوانستیم با چنین شرایطی رقابت کنیم؛ زیرا کیفیت کار ما حاصل هنر و کار دست بود، اما بازار بیشتر به سمت قیمت ارزان حرکت کرد.
* افزایش هزینههای تولید، نفس کارگاهها را گرفت
وی با اشاره به رشد شدید هزینههای تولید، اظهار کرد: افزایش نرخ ارز موجب شد قیمت مواد اولیه چندبرابر شود؛ چوب، رنگ، ابزار، یراقآلات و سایر اقلام مورد نیاز همگی افزایش قیمت پیدا کردند. از سوی دیگر، دستمزد کارگران نیز بالا رفت و مجموع این عوامل باعث شد دخل و خرج کارگاه دیگر با یکدیگر همخوانی نداشته باشد.
این تولیدکننده افزود: مواد اولیه ما فقط یک یا دو قلم کالا نبود؛ هر روز برای تهیه مواد مورد نیاز باید به شهرهای مختلف ازجمله تهران، شمال کشور و هر نقطهای که قیمت مناسبتری داشت، مراجعه میکردیم تا شاید بتوانیم هزینه تولید را کنترل کنیم، اما بازهم موفق نمیشدیم.
* نبود حمایتهای دولتی
حیدری یکی دیگر از مشکلات اساسی را نبود حمایت دستگاههای مسئول عنوان کرد و گفت: نه در زمینه بیمه کارگران حمایتی دریافت کردیم، نه برای تأمین مواد اولیه کمکی شد و نه تسهیلات مناسبی در اختیارمان قرار گرفت.
وی ادامه داد: انتظار داشتیم حداقل برای تأمین مواد اولیه یا اختصاص ارز مناسب به تولیدکنندگان صنایع دستی، برنامهای وجود داشته باشد، اما هیچکدام از این حمایتها عملی نشد و حتی برای دریافت وامهای اشتغالزایی نیز مسیر بسیار دشوار بود.
این مقام مسئول گفت: بارها برای دریافت تسهیلات کمبهره اقدام کردیم، اما روند دریافت وام آنقدر پیچیده و طولانی بود که عملاً از توان ما خارج بود؛ احساس میکردیم باید از هفتخوان عبور کنیم تا شاید بتوانیم تسهیلاتی دریافت کنیم.
* اشتغال مستقیم 17 نفر در یک کارگاه
حیدری با اشاره به ظرفیت اشتغال کارگاه خود، اظهار کرد: در سالهای رونق بهطور مستقیم حدود 17 نفر در کارگاه ما مشغول به کار بودند و این تعداد بسته به حجم سفارشها بین 15 تا 20 نفر متغیر بود.
وی افزود: علاوهبر این، نزدیک به 50 نفر نیز بهصورت غیر مستقیم از فعالیت این کارگاه ارتزاق میکردند؛ از فروشندگان رنگ و ابزار گرفته تا نجاران، تأمینکنندگان چوب، رانندگان حملونقل و سایر فعالان زنجیره تولید.
این هنرمند تأکید کرد: با تعطیلی یک کارگاه فقط چند کارگر بیکار نمیشوند، بلکه یک زنجیره کامل از مشاغل نیز آسیب میبیند.
* صادرات به عراق و استانهای مختلف
این قابساز باسابقه خاطرنشان کرد: زمانی محصولات ما علاوهبر بازار داخلی، به استانهای مختلف کشور و حتی عراق نیز ارسال میشد.
وی افزود: هر هفته چندین محموله از تولیدات روستای کاج به بازارهای مختلف فرستاده میشد، اما امروز تقریباً همه آن ظرفیت از بین رفته است.
* از 85 کارگاه تا تعطیلی کامل
حیدری با اشاره به وضعیت امروز روستای کاج، گفت: زمانی حدود 85 تا 90 کارگاه قابسازی در این روستا فعال بودند و هرکدام حداقل برای چهار تا پنج نفر اشتغال ایجاد کرده بودند.
وی اظهار کرد: امروز تقریباً هیچ کارگاه فعالی باقی نمانده است. بسیاری از همکارانم یا راننده تاکسی اینترنتی شدهاند و یا در کارخانهها و شرکتها مشغول کار هستند و یا کارگری میکنند.
این هنرمند قابساز افزود: تعطیلی این کارگاهها فقط از بین رفتن یک شغل نیست، بلکه نابودی یک هنر و یک ظرفیت اقتصادی برای منطقه است.
* تنها حمایت معافیت مالیاتی بود که آن هم از بین رفت
حیدری درباره حمایتهای میراث فرهنگی نیز گفت: تنها امتیازی که داشتیم، معافیت مالیاتی بود، اما همان نیز از ما گرفته شد و عملاً هیچ حمایت مؤثری باقی نماند.
وی ادامه داد: حتی خودمان با مشارکت همکاران اتحادیه تشکیل دادیم تا بتوانیم بازار را مدیریت کنیم، اما وقتی قیمت مواد اولیه هر روز افزایش پیدا میکرد و بازار در اختیار کالاهای وارداتی بود، اتحادیه هم نمیتوانست معجزه کند.
* امروز شاگردی میکنم
این تولیدکننده در بخش پایانی سخنانش از شرایط امروز خود گفت و ادامه داد: زمانی صاحب یکی از بزرگترین کارگاههای قابسازی منطقه بودم، اما امروز برای تأمین هزینه زندگی، شاگردی میکنم.
وی افزود: گاهی احساس میکنیم اگر کار نکنیم، سود بیشتری میبریم؛ زیرا هزینهها آنقدر افزایش یافته که تولید دیگر صرفه اقتصادی ندارد.
حیدری تأکید کرد: اگر حمایت واقعی از تولیدکنندگان صنایع دستی انجام نشود، بسیاری از هنرهای بومی کشور نیز مانند قابسازی روستای کاج برای همیشه از بین خواهند رفت.
معالوصف؛ صحبتهای علیاصغر حیدری تنها داستان تعطیلی یک کارگاه نیست، بلکه تصویری از وضعیت بسیاری از مشاغل تولیدی و صنایع دستی کشور است که زیر فشار واردات بیرویه، افزایش هزینههای تولید، دشواری تأمین مواد اولیه، نبود تسهیلات کارآمد و ضعف حمایتهای دولتی، از چرخه تولید خارج شدهاند. روستای کاج که روزگاری با دهها کارگاه فعال و صدها فرصت شغلی شناخته میشد، امروز بخش مهمی از هویت اقتصادی خود را از دست داده است. اگر برای حفظ چنین ظرفیتهایی برنامهای جدی تدوین نشود، نهتنها اشتغال بلکه بخشی از میراث مهارتی و فرهنگی کشور نیز بهتدریج فراموش خواهد شد.