بازوهای مهار کانونهای گردوغبار و بیابانزایی در همدان
کارشناسان هشدار میدهند که اُفت منابع آب زیرزمینی، کاهش پوشش گیاهی، تشدید خشکسالی و روند رو به گسترش بیابانزایی، میتواند در سالهای آینده کانونهای داخلی گردوغبار را نیز در استان فعال کند؛ مدیریت پایدار منابع آب و احیای پوشش گیاهی، مهمترین راهکارهای پیشگیری از این بحران هستند.
گردوغبار دیگر تنها پدیدهای نیست که در روزهای گرم سال از مرزهای غربی کشور وارد ایران شود و پس از چند روز فروکش کند. امروز بسیاری از متخصصان محیط زیست و اقلیم، این پدیده را نتیجه برهمکنش عوامل متعددی میدانند که بخشی از آن به تغییرات اقلیمی و بخشی دیگر به نحوه مدیریت منابع طبیعی بازمیگردد؛ هرچند استان همدان همچنان بیشترین تأثیر را از ریزگردهای بروناستانی میپذیرد، اما نشانههای افزایش خشکی خاک، اُفت سطح آبهای زیرزمینی، کاهش پوشش گیاهی و تغییر کاربری اراضی، زنگ خطری است که از احتمال شکلگیری کانونهای داخلی گردوغبار در آینده خبر میدهد.
کارشناسان معتقدند اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، پیامدهای آن تنها به کاهش کیفیت هوا محدود نخواهد شد، بلکه بخشهای کشاورزی، باغداری، دامداری، سلامت عمومی، اقتصاد محلی و حتی الگوی سکونت در روستاها نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. از همین رو، موضوع سازگاری با تغییر اقلیم و مدیریت منابع آب بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. بر این اساس و با توجه به اهمیت موضوع، بر آن شدیم تا گفتوگویی را با زهره مریانجی، اقلیمشناس ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
این اقلیمشناس با اشاره به منشأ گردوغبارهای استان همدان، اظهار کرد: بخش عمده گردوغباری که امروز در همدان مشاهده میشود، منشأ بروناستانی و حتی فرامرزی دارد و توسط سامانههای جوی از کانونهای گردوغبار سایر استانها و کشورهای همسایه به این منطقه منتقل میشود؛ بااینحال، این موضوع به معنای بیتأثیر بودن عوامل داخلی نیست و نباید موجب غفلت از روند رو به گسترش بیابانزایی در استان شود.
زهره مریانجی افزود: اقلیم هر منطقه علاوهبر آنکه از سامانههای بزرگ جوی تأثیر میپذیرد، بهشدت تحت تأثیر عوامل محلی نیز قرار دارد؛ وضعیت پوشش گیاهی، میزان رطوبت خاک، شرایط منابع آب و نحوه مدیریت سرزمین ازجمله عواملی هستند که میتوانند در شکلگیری یا کنترل کانونهای گردوغبار، نقش تعیینکننده داشته باشند.
این اقلیمشناس ادامه داد: هر اندازه روند بیابانزایی در استان سرعت بیشتری پیدا کند، بدون تردید سهم عوامل محلی در ایجاد گردوغبار نیز افزایش خواهد یافت. به همین دلیل نباید تصور کنیم که چون بخش زیادی از گردوغبار منشأ خارجی دارد، از مسئولیت مدیریت عوامل داخلی معاف هستیم.
مریانجی با بیان اینکه بیابانزایی صرفاً یک مسئله زیستمحیطی نیست، تصریح کرد: خشک شدن اراضی، کاهش رطوبت خاک، از بین رفتن پوشش گیاهی و اُفت منابع آب زیرزمینی زنجیرهای از پیامدها را ایجاد میکند که درنهایت به کاهش توان اکولوژیک سرزمین منجر میشود. این وضعیت علاوهبر افزایش احتمال شکلگیری گردوغبار، خشکسالی را تشدید کرده و میتواند زمینه مهاجرت از روستاها، کاهش تولیدات کشاورزی و اُفت کیفیت زندگی را فراهم کند.
وی با اشاره به نقش برخی فعالیتهای انسانی در تشدید این روند، اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد، مکانیابی و استقرار برخی صنایع است. در مواردی مشاهده شده که توسعه فعالیتهای صنعتی بدون درنظر گرفتن ظرفیت اکولوژیک منطقه، فشار مضاعفی بر منابع آب وارد کرده و روند تخریب سرزمین را سرعت بخشیده است.
این استاد دانشگاه افزود: اُفت منابع آب زیرزمینی و برداشتهای بیرویه از سفرههای آب، تنها یک مشکل در حوزه تأمین آب نیست، بلکه بهصورت زنجیرهای بر کل اکوسیستم اثر میگذارد. در علم اکولوژی از این وضعیت با عنوان «پسخور مثبت» یاد میشود؛ یعنی یک عامل، عامل دیگری را تشدید میکند. کاهش منابع آب موجب از بین رفتن پوشش گیاهی میشود و کاهش پوشش گیاهی نیز فرسایش خاک و بیابانزایی را افزایش میدهد؛ درنتیجه احتمال شکلگیری کانونهای گردوغبار بیشتر خواهد شد.
مریانجی تأکید کرد: اگر امروز برای مهار این چرخه اقدام نکنیم، در آینده با کانونهای داخلی گردوغبار بیشتری روبهرو خواهیم شد؛ کانونهایی که کنترل آنها بهمراتب دشوارتر و پُرهزینهتر از پیشگیری است.
وی درباره مهمترین عوامل مؤثر بر فعال شدن کانونهای گردوغبار داخلی گفت: در شرایط فعلی، دو عامل بیش از سایر موارد اهمیت دارند؛ نخست مدیریت منابع آب و دوم حفظ و تقویت پوشش گیاهی. این دو عامل به هم وابسته هستند و نمیتوان یکی را بدون دیگری مدیریت کرد.
این اقلیمشناس ادامه داد: تغییر اقلیم در سالهای اخیر موجب برهم خوردن نظم بارشها شده است. امروز با دورههای طولانی خشکسالی و در مقابل، بارشهای شدید و سیلابی مواجه هستیم. این بینظمی سبب میشود مدیریت منابع آب اهمیت بیشتری پیدا کند، زیرا اگر آب به شکل صحیح مدیریت نشود، نه در سالهای خشک امکان تأمین نیازها وجود خواهد داشت و نه در سالهای پُربارش میتوان از ظرفیت بارشها برای تغذیه منابع آب و حفظ رطوبت خاک استفاده کرد.
وی تصریح کرد: هر اندازه مدیریت منابع آب کارآمدتر باشد، امکان حفظ رطوبت خاک نیز بیشتر خواهد شد و درنتیجه پوشش گیاهی فرصت احیا پیدا میکند. از سوی دیگر، پوشش گیاهی مناسب با تثبیت خاک، کاهش سرعت باد در سطح زمین و حفظ رطوبت، نقش بسیار مؤثری در جلوگیری از ایجاد گردوغبار ایفا میکند.
مریانجی در ادامه با اشاره به نقش عوامل مختلف در فعال شدن کانونهای گردوغبار، اظهار کرد: اُفت سطح آبهای زیرزمینی، خشک شدن اراضی، کاهش پوشش گیاهی، تغییر کاربری زمین و تغییر اقلیم، همگی در شکلگیری کانونهای گردوغبار نقش دارند، اما در شرایط فعلی استان همدان، دو عامل «مدیریت منابع آب» و «تقویت پوشش گیاهی» از اهمیت بیشتری برخوردارند. اگر این دو مؤلفه بهدرستی مدیریت شوند، میتوان بخش قابل توجهی از کانونهای محلی گردوغبار را کنترل کرد.
وی افزود: تغییر اقلیم باعث برهم خوردن الگوی طبیعی بارشها شده است. امروز با دورههای خشکسالی طولانیتر و در مقابل، بارشهای شدید و کوتاهمدت روبهرو هستیم. این بینظمی، مدیریت منابع آب را به یکی از مهمترین ضرورتهای کشور تبدیل کرده است؛ اگر بتوانیم در سالهای پُربارش منابع آب را بهدرستی ذخیره و مدیریت کنیم، در دورههای خشک نیز امکان حفظ رطوبت خاک و پایداری پوشش گیاهی، فراهم خواهد شد.
این اقلیمشناس تصریح کرد: رطوبت خاک و پوشش گیاهی ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند. هرچه خاک رطوبت بیشتری داشته باشد، پوشش گیاهی پایدارتر خواهد بود و هرچه پوشش گیاهی تقویت شود، خاک در برابر فرسایش بادی مقاومتر میشود. به همین دلیل این دو عامل را باید دو بازوی اصلی مقابله با گردوغبار دانست.
وی در پاسخ به این پرسش که ادامه روند فعلی چه پیامدهایی برای همدان خواهد داشت؟ گفت: گردوغبار تنها کیفیت هوا را کاهش نمیدهد، بلکه آثار گستردهای بر سلامت، اقتصاد، کشاورزی و حتی مسائل اجتماعی برجای میگذارد. زمانی که تعداد روزهای غبارآلود افزایش پیدا میکند، عملکرد بسیاری از بخشهای تولیدی نیز کاهش مییابد.
مریانجی ادامه داد: باغداری، زراعت، دامداری، زنبورداری و مراتع، همگی از پدیده گردوغبار آسیب میبینند. نشستن ذرات گرد و غبار روی برگ گیاهان، فرآیند فتوسنتز را مختل میکند، رشد گیاه کاهش مییابد و درنهایت عملکرد محصولات اُفت میکند. مراتع نیز کیفیت خود را از دست میدهند و این موضوع بهصورت مستقیم بر تولیدات دامی اثر میگذارد؛ بنابراین گردوغبار تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه مستقیماً معیشت بهرهبرداران را تحت تأثیر قرار میدهد.
وی افزود: کاهش تولید محصولات کشاورزی، افزایش هزینههای تولید، اُفت درآمد بهرهبرداران و کاهش بهرهوری اقتصادی ازجمله پیامدهایی است که به دنبال گسترش گردوغبار ایجاد میشود؛ این روند در بلندمدت میتواند بر اقتصاد استان نیز تأثیرگذار باشد.
این اقلیمشناس با اشاره به پیامدهای بهداشتی گردوغبار، اظهار کرد: بیماریهای تنفسی، حساسیتهای ریوی، مشکلات چشمی و بیماریهای پوستی، از شناختهشدهترین آثار این پدیده هستند، اما پیامدهای گردوغبار تنها به سلامت جسم محدود نمیشود.
وی گفت: نتایج یکی از پژوهشهایی که انجام دادهایم و در یک مجله علمی معتبر نیز منتشر شده است، نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گردوغبار، میتواند سلامت روان افراد را نیز تحت تأثیر قرار دهد و زمینه بروز افسردگی، اضطراب و کاهش نشاط اجتماعی را فراهم کند؛ موضوعی که معمولاً کمتر مورد توجه قرار میگیرد، اما از اهمیت زیادی برخوردار است.
مریانجی تأکید کرد: هنگامی که سلامت جسم و روان افراد تحت تأثیر قرار میگیرد، این مسئله بر کیفیت زندگی، بهرهوری نیروی کار، اقتصاد خانوارها و حتی روابط اجتماعی نیز اثر خواهد گذاشت؛ بنابراین پیامدهای گردوغبار را باید در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد و آن را صرفاً یک مسئله محیطزیستی ندانست.
وی درباره راهکارهای مقابله با این چالش اظهار کرد: در مناطقی که شرایط بحرانی دارند، ممکن است استفاده از روشهایی مانند مالچپاشی بهعنوان یک اقدام اضطراری، ضروری باشد، اما این روشها درمان ریشهای مشکل نیستند؛ راهکارهای پایدار، تقویت پوشش گیاهی، اجرای طرحهای آبخیزداری، حفظ رطوبت خاک، مدیریت صحیح منابع آب و جلوگیری از تخریب سرزمین است.
این اقلیمشناس افزود: برنامههایی مانند نهالکاری، مدیریت چرای دام، اصلاح الگوی کشت، احیای مراتع و تأمین حقآبههای زیستمحیطی زمانی موفق خواهند بود که بهصورت علمی، مستمر و بلندمدت اجرا شوند؛ اجرای چند طرح مقطعی نمیتواند روند بیابانزایی را متوقف کند.
وی خاطرنشان کرد: برای ارزیابی موفقیت این برنامهها باید شاخصهای مشخصی تعریف شود؛ ازجمله افزایش تراکم پوشش گیاهی، کاهش سطح اراضی مستعد فرسایش بادی، بهبود رطوبت خاک، کاهش تعداد روزهای گردوغباری و تثبیت منابع آب زیرزمینی. تنها در این صورت میتوان درباره اثربخشی اقدامات انجامشده قضاوت کرد.
مریانجی در پایان سخنانش تأکید کرد: امروز دیگر مدیریت بحران بهتنهایی پاسخگوی شرایط اقلیمی کشور نیست. آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، حرکت به سمت سازگاری با تغییر اقلیم است؛ این سازگاری باید بر پایه مدیریت علمی منابع آب، افزایش بهرهوری مصرف آب، اصلاح الگوی کشت، توسعه کشت گونههای مقاوم به خشکی، حفاظت و احیای پوشش گیاهی، اجرای طرحهای آبخیزداری و جلوگیری از تخریب سرزمین استوار باشد.
وی افزود: اگر این برنامهها بهصورت منسجم و بلندمدت اجرا شوند، میتوان از تشدید بیابانزایی، گسترش کانونهای گردوغبار و بسیاری از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی آن، جلوگیری کرد؛ اما اگر روند کنونی ادامه یابد، سهم کانونهای داخلی گردوغبار در استان همدان افزایش خواهد یافت و کنترل این بحران در سالهای آینده به مراتب دشوارتر و پُرهزینهتر خواهد بود.