جوانان سنگستان ساکن روستا و شاغل در شهر
دهیار روستای سنگستان با اشاره به کاهش فعالیتهای کشاورزی و دامداری و خروج تدریجی نیروی جوان از روستا، گفت: بخش قابل توجهی از ساکنان سنگستان برای اشتغال روزانه به همدان رفتوآمد میکنند و نبود سرمایه، سهمیه آب، تسهیلات و بازار مناسب، فعالیتهای اقتصادی روستا را با چالش مواجه کرده است.
اگرچه هنوز روستاهای بسیار زیادی در سراسر کشور و در استانهای مختلف وجود دارند، اما اهمیت روستا فراتر از صرفاً محل سکونت است. بخشی از تولید، اشتغال، کشاورزی، دامداری، باغداری و اقتصاد محلی هر استان و هر منطقه به روستاهای آن وابسته است؛ بنابراین آنچه باید حفظ شود، اقتصاد محلی روستا، مشاغل و اقتصاد بومی آن است، چراکه همین ظرفیتها میتوانند زمینهساز توسعه و پیشرفت منطقه باشند و نباید از بین بروند. اگر مشکلی اقتصادی وجود دارد، باید برای رفع آن چارهاندیشی شود.
ممکن است جمعیت یک روستا نسبتاً زیاد باشد، اما با بررسی وضعیت آن مشخص شود که روستا عملاً به یک خوابگاه یا صرفاً محل سکونت تبدیل شده است!
مسئله مهم این است که گزارشها نشان میدهد بسیاری از نیروهای جوان در روستاها برای پیدا کردن کار، روستا را ترک کرده و به شهرها مهاجرت میکنند؛ این موضوع از یکسو نشاندهنده تضعیف اقتصاد محلی روستا و از سوی دیگر، زنگ خطری است که خروج نیروی جوان از روستا را نشان میدهد.
خروج جوانان از روستا نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد و باید بررسی شود که چرا مشاغل سنتی دیگر برای آنها جذابیت لازم را ندارد؛ چرا تمایلی به فعالیت در این مشاغل نیست، چه مشکلات و موانعی در این زمینه وجود دارد و برای رفع آنها چه حمایتهایی باید صورت گیرد؟
در همین راستا، با دهیار روستای سنگستان از توابع بخش مرکزی شهرستان همدان به گفتوگو پرداختیم تا درباره شرایط و وضعیت اقتصادی این روستا، برای ما توضیح دهد:
* جمعیت شناور و اقتصاد کمرنگشده کشاورزی در روستای سنگستان
رضا نعمتی با اشاره به وضعیت اقتصادی روستا، اظهار کرد: بخش عمده ساکنان سنگستان را کارمندان بخشهای دولتی و غیر دولتی تشکیل میدهند و تنها حدود پنج تا 10 درصد جمعیت در حوزه باغداری و تعداد کمتری نیز در دامداری فعالیت دارند؛ بنابراین اقتصاد خانوارها بیشتر به درآمدهای کارمندی وابسته است.
وی افزود: سنگستان حدود یکهزار و 193 نفر جمعیت و 398 خانوار دارد و بخش قابل توجهی از ساکنان برای اشتغال روزانه به همدان رفتوآمد میکنند، درحالی که محل سکونتشان روستا است.
نعمتی با اشاره به جمعیت شناور روستا، گفت: حدود 700 تا 800 نفر در مقاطعی از سال در سنگستان حضور دارند که عمدتاً مالک باغ هستند و طی تابستان در روستا میمانند؛ بنابراین جمعیت حاضر در برخی مقاطع سال، افزایش قابل توجهی پیدا میکند.
دهیار سنگستان یکی از مشکلات اساسی باغداران را تأمین نشدن سهمیه قانونی آب دانست و ابراز کرد: باغ برای ادامه فعالیت به آب و حمایت نیاز دارد، اما خدمات، آموزش، نهادهها و کود مورد نیاز به اندازه کافی در اختیار باغداران قرار نمیگیرد.
وی افزود: اگر جوانی سرمایه خود را وارد کشاورزی کند و یکسال با مشکل آب مواجه شود، ممکن است تمام سرمایهاش از بین برود و درنتیجه ناچار شود برای کارگری و کسب حداقل درآمد، به شهر برود.
به گفته نعمتی، ادامه باغداری علاوهبر حمایت مالی، به امکانات و زیرساخت مناسب نیاز دارد و بدون آنها فعالیت کشاورزی برای بسیاری، صرفه اقتصادی نخواهد داشت.
نعمتی با بیان اینکه فعالان باقیمانده در بخش کشاورزی عمدتاً سن زیادی دارند، گفت: سنگستان با کمبود نیروی جوان مواجه است و بسیاری از جوانان، بهویژه افراد دارای تحصیلات دانشگاهی در پی کسب شغل، از روستا خارج شدهاند.
وی مهاجرت بومیان را عمدتاً به سمت شهر دانست و افزایش قیمت زمین را یکی از عوامل مؤثر عنوان کرد.
نعمتی ادامه داد: قیمت زمین در سنگستان به حدود 25 میلیون تومان در هر متر مربع رسیده و هزینه ساخت، مصالح و حملونقل نیز به آن افزوده میشود؛ تأمین نشدن زمین مورد نیاز اهالی از سوی دستگاههای متولی، ازجمله بنیاد مسکن نیز به افزایش ساختوساز غیر مجاز و حاشیهنشینی، منجر شده است.
* ظرفیتهای گردشگری و صنایع دستی بدون حمایت
دهیار سنگستان با اشاره به ظرفیتهای گردشگری و بومگردی روستا، گفت: سنگستان ظرفیت تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری را دارد، اما حمایت کافی از این ظرفیتها صورت نگرفته است.
وی افزود: صنایع دستی ازجمله گلیم، خیاطی و میناکاری نیز از ظرفیتهای روستا بودهاند که بهتدریج متوقف شدهاند.
نعمتی گفت: برخی جوانان با سرمایه شخصی فعالیتهایی مانند پرورش قارچ را آغاز کردهاند، اما بهدلیل نبود حمایت مالی، تسهیلات و بازاریابی، فعالیتشان متوقف شده است.
وی یادآور شد: در گذشته پرداخت تسهیلات 200 تا 300 میلیون تومانی هم محقق نمیشد و امروز راهاندازی چنین فعالیتهایی با یک میلیارد تومان نیز دشوار است.
نعمتی تأکید کرد: تشکیل تعاونی بهتنهایی مشکل اشتغال را حل نمیکند و اگر تسهیلات و امکانات لازم در اختیار تعاونی قرار نگیرد، صرف تشکیل آن نتیجهای نخواهد داشت؛ حمایتها باید به فعالیت اقتصادی واقعی و ایجاد اشتغال، منجر شود.
وی یکی از مشکلات را محدودیت فضای فعالیت و دشواری دریافت مجوز برای توسعه کسبوکار دانست و گفت: فردی که در فضای 50 متری فعالیت میکند، برای توسعه کار خود به فضای بیشتری نیاز دارد، اما در مسیر دریافت مجوز با مشکل مواجه میشود.
نعمتی همچنین به تجربه ناموفق معرفی زنان روستا برای دریافت تسهیلات مشاغل خانگی اشاره کرد و یادآور شد: حدود پنجسال پیش حدود 27 نفر برای دریافت تسهیلات ثبتنام کردند، اما پرداخت وام به نتیجه مطلوب نرسید و این موضوع اعتماد مردم به چنین فرآیندهایی را کاهش داد.
دهیار سنگستان در پایان سخنانش گفت: بخش زیادی از جوانان کارمند هستند و در شهر کار میکنند و جوانان غیر کارمند نیز برای یافتن شغل، به همدان میروند.
به گفته وی، برای حفظ جمعیت جوان و احیای ظرفیتهای کشاورزی، گردشگری، صنایع دستی و مشاغل خانگی، حمایتهای مالی، تسهیلاتی، زیرساختی، آموزشی، بازاریابی و صدور مجوز باید بهصورت واقعی و نتیجهمحور، انجام شود.
بررسی وضعیت سنگستان در کنار روستاهایی مانند کمری و آبرومند نشان میدهد که مسئله روستاهای امروز فقط مهاجرت جمعیت نیست، بلکه تغییر تدریجی کارکرد اقتصادی آنها بوده؛ ممکن است ساکنان یک روستا همچنان در خانههای خود زندگی کنند، جمعیت روستا کاهش محسوسی نداشته باشد و حتی در برخی موارد ساختوساز و توسعه خدمات نیز ادامه پیدا کند، اما همزمان بخش مهمی از فعالیت اقتصادی و اشتغال از روستا خارج شده باشد.
سنگستان نمونه روشنی از همین وضعیت است، بخش قابل توجهی از ساکنان روستا کارمند هستند و برای اشتغال روزانه به همدان رفتوآمد میکنند.
در نگاه نخست، این موضوع را میتوان نشانهای از دسترسی مناسب روستا به شهر و استفاده مردم از فرصتهای شغلی پیرامون آن دانست، اما از منظر اقتصاد روستایی، یک پرسش جدیتر مطرح میشود: اگر درآمد بخش عمدهای از خانوارها خارج از روستا تأمین شود، سهم خودِ روستا در ایجاد اشتغال و تولید چقدر باقی میماند؟
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که فعالیتهای بومی روستا نیز تضعیف شده باشند. در سنگستان، باغداری و دامداری که میتوانستند بخشی از اقتصاد محلی را فعال نگه دارند، با مشکلاتی مانند کمبود آب، نبود حمایت کافی، دشواری تأمین نهادهها، محدودیت تسهیلات و ضعف بازار، مواجه هستند.
در چنین شرایطی، جوان روستایی وقتی بین خطر کشاورزی و شغلی با درآمد ثابت در شهر قرار میگیرد، طبیعی است که مسیر دوم را انتخاب کند؛ بهویژه زمانی که امکان اطمینان از استمرار تولید کشاورزی، وجود نداشته باشد.
گاهی ساختار اقتصادی روستا بهگونهای است که ماندن و تولید کردن، خطر بیشتری نسبت به رفتن و کار کردن در شهر دارد. وقتی باغدار برای آب، تسهیلات، نهاده، بازار فروش و حتی توسعه فضای فعالیت خود با مشکل مواجه است، نمیتوان انتظار داشت صرفاً با توصیه به ماندن، نسل جوان در روستا باقی بماند.
در روستای کمری، محدودیت فرصتهای شغلی و کاهش فعالیتهای کشاورزی و دامداری، بخشی از نیروی کار را برای یافتن درآمد به شهرها و مناطق دیگر سوق داده است. این روند در بلندمدت میتواند به کاهش نیروی مولد و وابستگی بیشتر روستا به درآمدهای خارج از آن، منجر شود.
در روستای آبرومند، شرایط متفاوت بود؛ برخورداری از خدمات آموزشی، بهداشتی، ورزشی و سایر امکانات، جذابیت سکونتی روستا را حفظ و حتی زمینه مهاجرت معکوس را فراهم کرده بود، بااینحال، بسیاری از ساکنان برای اشتغال به شهر وابسته بودند. بنابراین، امکانات رفاهی بهتنهایی برای ایجاد اقتصاد پایدار روستایی کافی نیست و ماندگاری جمعیت به فرصتهای شغلی محلی نیز وابسته است.
درواقع روستای مطلوب فقط روستایی نیست که بتوان در آن زندگی کرد؛ روستایی است که بتوان در آن زندگی و کار کرد. اگر خدمات روستا توسعه پیدا کند، اما اشتغال توسعه پیدا نکند، ممکن است روستا به یک سکونتگاه مطلوب برای افرادی تبدیل شود که درآمدشان از شهر تأمین میشود؛ این اتفاق لزوماً در کوتاهمدت آسیب محسوب نمیشود، اما اگر ادامه پیدا کند، میتواند رابطه میان جمعیت و اقتصاد محلی را تغییر دهد.
در روستای سنگستان، مسئله زمین نیز این روند را پیچیدهتر کرده است؛ افزایش قیمت زمین از یکسو دسترسی جوانان بومی به مسکن را دشوار میکند و از سوی دیگر ارزش زمین، ظرفیت تولیدی را از آن جدا میکند.
وقتی زمین روستایی بیش از آنکه بهعنوان بستری برای کشاورزی، باغداری یا فعالیت اقتصادی باشد، به یک دارایی سرمایهای تبدیل شود، انگیزه برای حفظ کاربری و فعالیت تولیدی نیز ممکن است کاهش پیدا کند. از سوی دیگر، جوانی که توان خرید زمین یا ساخت مسکن در زادگاه خود را ندارد، ممکن است برای زندگی و اشتغال به شهر مهاجرت کند.
در چنین شرایطی، راه حل را نمیتوان صرفاً در بازگرداندن جوانان به روستا جستوجو کرد. جوان زمانی در روستا میماند که ماندن برای او ازنظر اقتصادی امکانپذیر باشد؛ اگر قرار است باغداری احیا شود، مسئله آب را باید حل کرد. اگر قرار است صنایع دستی توسعه پیدا کند، بازار فروش و بازاریابی باید وجود داشته باشد. اگر قرار است مشاغل خانگی گسترش پیدا کنند، تسهیلات باید واقعاً پرداخت شود و اگر قرار است تعاونی تشکیل شود، این تعاونی باید امکان فعالیت اقتصادی واقعی داشته باشد.
تجربهای که دهیار سنگستان درباره معرفی متقاضیان مشاغل خانگی و محقق نشدن پرداخت تسهیلات مطرح میکند نیز از همین منظر اهمیت دارد. وقتی مردم برای دریافت حمایت ثبتنام میکنند، اطلاعات میدهند و در جلسات شرکت میکنند، اما درنهایت نتیجه ملموسی دریافت نمیکنند، اعتماد آنان به سازوکارهای حمایتی نیز آسیب میبیند.