امنیت، الفبای توسعه پایدار در فضاهای سبز شهری
سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: وجود امنیت در فضاهای سبز مهمترین مطالبه عمومی و نیز مؤثرترین عامل در سرزندگی، شادابی و پویایی یک شهر محسوب میشود.
امروزه به اعتقاد صاحبنظران رشد سریع شهرنشینی و به دنبال آن افزایش مشکلات زیستمحیطی اهمیت مفاهیمی چون کیفیتبخشی به محیطهای مصنوعی، برای زندگی مطلوبتر را نمایان نموده که در این مجموعه فضاهای سبز شهری مانند پارکها، بوستانها و... دارای اهمیت بسیار ویژهای هستند.
از منظر کارشناسی مهمترین اثر فضای سبز در شهرها، کارکردهای زیستمحیطی آنهاست که شهرها را بهعنوان محیطزیست جامعه انسانی معنیدار کرده و ضمن مقابله با آثار سوء گسترش صنعت و کاربرد نادرست فنّاوری سبب افزایش کیفیت زیستی شهرها میشوند. البته در طراحی فضاهای سبز شهری اصولاً جانمایی و مکانیابی مناسب آنها بسیار مهم است درعینحال علاوه بر استانداردها و ضوابط و مقررات طراحی، میبایست بهمنظور پایدارسازی آنها حتماً به مسائل جمعیتی، اجتماعی و فرهنگی مناطقی که فضاهای سبز در آن ساخته میشوند نیز توجه کافی مبذول داشت، زیرا مکانی که به هر دلیل مورد اقبال و استقبال مردم قرار نگیرد، قطعاً ناپایدار بوده و در کوتاهمدت به یک بستر معضلساز تبدیل و یا متروکه خواهد شد.
موضوع اینجاست که انسان و محیطی که در آن زندگی میکند کلیتی تفکیکناپذیر از یکدیگر هستند فلذا رشد سریع شهرنشینی و افزایش روزافزون جمعیت شهری که خود اختلاط و درهمآمیزی بیشتر انسانها در فضای شهر را به همراه دارد باعث شده تا در این میان موضوع امنیت و آرامش محیطی اهمیت خاصی در مسائل شهری پیدا کند. البته امنیت شهری یعنی آرامش، اطمینانخاطر و نبود هراس شهروندان از هرگونه تهدید و خطر علیه شهر، شهروندان، فضاهای شهری، ساختمانها، سازمانها، تأسیسات و زیرساختهای شهری و سایر عناصر مهم در زندگی شهری که نگرانی و احساس ناامنی در شهروندان را به وجود میآورد. گو اینکه پارکها و فضاهای سبز نیز از این قاعده مستثنا نبوده و برحسب اتفاق به دلیل حضور دائمی خانواده و به خصوص کودکان و نوجوانان در آنها باید بیشتر و بهتر موردتوجه قرار گیرند.
درواقع فضای عمومی در صورت القای حس امنیت و آرامش فکری و جسمی علاوه بر آنکه موجب ارتقای سطح سلامت و تعاملات و فعالیتهای اجتماعی ساکنان پیرامونی آنها میشود میتواند تا احساس مطلوبیت و رضایت محیطی را نیز در عموم شهروندان تقویت نماید چه اینکه در غیر این صورت افراد جز در صورت لزوم و یا اجبار حاضر به حضور و یا گذران وقت خود در آنها نخواهند شد که این امر ولو بهرغم هزینهکردهای بسیار بالا در خصوص ساخت، توسعه و یا تجهیز زیرساختها میتواند منجر به کاهش پویایی و سرزندگی فضاهای یادشده و درنهایت آنها را به اماکنی مُرده و بدون نظارت اجتماعی تبدیل کند.
البته در نقطه مقابل آنهم وجود امنیت و سلامت فضاهای عمومی سرزندگی و شادابی و پویایی یک شهر را به دنبال دارد که میتواند موجب کاهش استرس و نگرانی شهروندان و حضور پررنگتر طیفهای مختلف سنی و جنسی در آنها شود.
شلوغ اما کم نظارت...
و اما فضاهای سبز علاوه بر بُعد مادی از بعدی غیرمادی هم برخوردار بوده و احساساتی را در حاضرین خود ایجاد میکنند و اینکه در آستانه هزاره سوم نیز شهروندان باید بتوانند بدون هیچگونه محدودیت، نگرانی و دغدغه خاطر به این اماکن دسترسی و از آن استفاده نمایند
کارشناسان معتقدند که بهمثابه بطن شهرها در این فضاها نیز باید مقوله امنیت بهعنوان یک مؤلفه بسیار مهم و ضروری موردتوجه قرارگرفته و آرامش و ایمنی برای شهروندان تأمین شود زیرا طبیعی است که در صورت فقدان نظارت و پایش لازم، ناخواسته شرایط برای وقوع بسیاری از جرائم مهیا شده فلذا حضور شهروندان در اینگونه فضاها منوط به برقراری آرامش و امنیت از همه جنبهها و سویههاست.
حالا با توسعه فضاهای سبز شهری همانگونه که عرصه برای تفریح و تفرج شهروندان فراهمشده به همان موازات نیز فضا برای بروز برخی ناهنجاریها و مشکلات نیز مهیا شده زیرا به دلیل گستردگی عرصههای سبز و کمبود عناصر پایشی و نظارتی امکان کنترل آنها بهصورت دائمی وجود ندارد و ناخواسته دارای زاویههای کور و ناپیدایی میشوند که بهترین مکان برای بروز و وقوع تخلفات و ناهنجاریها و مشکلات است.
بررسیها نشان میدهد که هماکنون به علت ضعف در نظارت و برخورد و نیز حضور جمع زیادی از مردم، پارکها و فضاهای سبز شهری بستر مناسبی برای بروز برخی مشکلات و ناهنجاریهای از قبیل تجمع معتادان، فروش مواد، جرائم منکراتی، نزاع و درگیری، بدحجابی، استعمال مواد مخدر، مزاحمت برای نوامیس، سرقت و جیببری و کارتنخوابی... هستند که همین عوامل بهخودیخود میتوانند تا آرامش و امنیت خاطر شهروندان را به چالش بکشند.
البته برحسب منطقه و نوع فضای سبز ( پارک یا بوستان و...) این جرائم نیز عموماً از ماهیت و شدت و ضعفهای مختلفی برخوردار هستند که بهطور نمونه موضوع بدحجابی در فضایی مانند پارک مردم بهمراتب بیشتر از بقیه فضاهای سبز بوده و یا موضوع فروش مواد مخدر در برخی دیگر از شدت بیشتری برخوردار است.
البته با توجه به 24 شاخص شناختهشده موجود در خصوص بروز ناامنی و موضوعات ضد ارزشی در فضاهای سبز شهری در حال حاضر و در پارکها و بوستانهای همدان شاید بهظاهر چند شاخص مانند فروش و استعمال مواد مخدر، بدحجابی، بروز روابط نامتعارف، نزاع و درگیری و ایجاد مزاحمت دارای نرخ نسبتاً بیشتری نسبت به بقیه باشند با اینحال وجود همین موضوعات بهظاهر ساده نیز بهنوبه خود باعث میگردد تا حصول وضعیت ایدآل هنوز راه درازی در پیش بوده و مرتکبین آن سهم زیادی را در ناامنسازی فضاهای سبز و هدر رفت سرمایهگذاریها داشته باشند. که همین موضوع لزوم نظارت و پایش انتظامی و برخورد قاطع قضایی را با هنجارشکنان در راستای تأمین آرامش خاطر مردم و متعاقباً حفظ سرمایهگذاریهای توسعهای شهر صدچندان میکند
جایی که نگرانیها بروز میکند...
حالا با گرم شدن هوا و تعطیلی مدارس خانوادهها هم فرصت بیشتری برای باهم بودن و رفتن به پارکها و بوستانها دارند منتها بهشرط آنکه بتوان همین چند ساعت را هم بدون دغدغه و دلواپسی طی کرد موضوعاتی که از نق زدن بچهها برای رفتن و سوارشدن به وسایل بازی شروع و تا گمشدن و پیدا شدنشان و صدالبته نبود جای مناسب برای پارک خودرو و نشستن و یا حتی پیدا کردن دستشویی و آبخوری و... ادامه پیدا میکند
البته کاش همه این موضوعات به این چند قلم ختم میشد زیرا گاهی اوقات بهموازات همین موضوعات چیزهای دیگری نیز بروز میکند که باعث میشود تمام خنده و شادیها بهیکباره زهرهمار آدم بشود تا جاییکه دیگر پشت دستت را داغ کنی و اینجور جاها سروکلهات پیدا نشود مخصوصاً با خانواده و بچهها حالا اما گفتنش هم دیگر افتخار ندارد چیزهای مثل تجمع اراذل و اوباش در یک مسیر و ایجاد مزاحمت برای مردم به هر شکل و عنوان تا دیدن معتادان، موادفروشان که با خیال راحت در حال مصرف و فروش هستند البته قلیانیها هم که دیگر رسماً مملکت را قرق کردهاند در کنارشان بیحجابها و بدحجابها هم که شدهاند قوز بالا قوز و صد البته حالا بماند روایت آن دست جماعت گمنام و شَبَهواری را که در لابهلای شاخ و برگها و بوتهها و یا زوایای تاریک و کمپیدا معلوم نیست چه غلطی میکنند.
حالا پسازآنکه رسیدید پارک و البته قبلش هم مدتی را علاف پیدا کردن جای پارک برای خودرو بودید اولاً متوجه میشوید که بهترین جاها در قرق آنهاست تازه بعدش هم که میخواهی چند دقیقه راحت باشی و با زن و بچهات خلوت کنی یا با موتورسیکلت از وسط سفرهات رد میشوند یا با قدم آهسته مزین به گل لای چند گُل اضافه به زیلو و فرش اضافه میکنند و تازه بعدش هم یکی دوتا متلک که اهوووووی عمووووووو مگه اینجا جای نشستن است....نثارتان میکنند!
البته به معتادها، موادفروش و قلیانیها هم که رسماً نمیشود حرفی زد چون آخر کار معلوم نیست که بهیکباره یک بطری شیشهای یا سنگ و کلوخی از کجای میخورد به سرخودت یا زن و بچهات که حواست را جمع کن ما همین اطراف هستیم کاری دستت میدهیمها.
گو اینکه جماعت بدحجاب هم که اساساً عادت ندارند به حرف کسی گوش کنند و از منظر ایشان بقیه ملت یکمشت عوام بی......!! هستند که چون چادر و مانتوی درستوحسابی دارند و مثل ما شلوار پاره و کوتاه و چسبان نمیپوشند حتماً یک جای کارشان عیب داد وگرنه که ما ( بیحجابها و ولنگارهای اخلاقی )آخر کلاس و آدمیت هستیم.
و خلاصه تا شام را بخورید و بروید منزل این پارک رفتن استعداد بسیار بالا و خوبی دارد برای بروز دعوا، مرافعه و ایضاً زدوخورد و آسیب جسمی و روحی با کسانی که پارک را با جنگل اشتباه گرفتهاند و برحسب اتفاق هم هیچ منطقی توی کلهپوکشان وجود ندارد که البته با این شرایط هم قطعاً حق با شماست که گاهی اوقات اجازه نمیدهید بچههایتان بهتنهایی اینجور جاها بروند.
البته بهرغم طرح موضوعات فوق اما انصافاً نمیتوان این وسط نیز از زحمات شبانهروزی نیروهای انتظامی در خصوص ایجاد امنیت و آرامش در این اماکن غافل بود درواقع حق است اگر بگوییم که همه این عناصر برای سلامت روحی و امنیت ما از جانمایه میگذارند بااینحال اما این واقعیت هم وجود دارد که وجود برخی خلأهای قانونی و صدالبته کمبود نیروی انسانی و تجهیزات هم گاهی اوقات باعث میشود تا دستهای این حافظان امنیت و آرامش عمومی و اجتماعی هم در ایفای نقش و رسالتشان بسته بماند و نتوانند تا آنگونه که شایسته و مطلوب همه ما و بخصوص خودشان است به انجاموظیفه بپردازند.
متناسب با جمعیت یا انتظار...!؟
تقریباً همه ما و مسئولان بر این باوریم که تعداد پارکها و بوستانهای موجود در همدان در تناسب با جمعیت آن نیست فلذا سعی وافر و تلاش حداکثری قابلتأملی نیز در طی سالهای اخیر برای افرایش این سرانه در دستور کار قرارگرفته است.
حالا اینکه هم شاهد ساخت پارک و بوستان جدید حتی بهصورت اختصاصی( برای بانوان ) و یا توسعه و تجهیز فضاهای قدیمی شهری نیز هستیم قطعاً مؤید این تلاش و دلسوزی است منتها این سؤال همیشه در اذهان ما وجود داشته که چرا پس از گذشت مدت کوتاهی از ساخت این اماکن و صَرف هزینه و اعتبارت گزاف از محل مالیات مردم و بیتالمال اما ماهیت آنها بهسرعت دچار استحاله شده بهنحویکه بسیاری از والدین و بزرگسالان بهجای نگاهی فرصت گونه به چشم تهدید به آنها نگاه میکنند؟
موضوعی که اگرچه ممکن است عدهای از سر تکذیب و یا رد آن برآمده و یا حتی طرح چنین موضوعی را سیاهنمایی شرایط اطلاق کنند ولیکن واقع امر اینجاست که وجود چنین حقایقی در بطن این اماکن آنقدر اظهر من الشمس شده و هست که برای اثبات آن نیاز به هیچ مقدمه و مؤخرهای ندارد و فقط کافی است تا گاهی سرزده و بهخصوص در این شبهای گرم سری به این اماکن بزنید و با مردم صحبت کنید تا ببیند داستان از چه قرار است.
البته در ابتدا نیز گفتیم که بحث ما صرفاً فقدان تناسبِ عرصه و خدمات زیرساختی این فضاها با جمعیت استفادهکنندگان آن نیست بلکه موضوع نبود یک نظارت و پایش و حتی برخورد کارآمد با هنجارشکنان و متخلفانی است که بهمجرد افتتاح چنین اماکنی بهسرعت برق آنها را بهصورت غیررسمی به تصاحب خود درآورده و از آن بهعنوان پاتوقی جدید برای تجمع و وقتگذرانی و اشاعه رفتار ناشایست و ناهنجار خود کمال بهرهبرداری و سوءاستفاده را میکنند.
درواقع این افراد با مصادره به مطلوب غیررسمی یک سرمایهگذاری عمومی آن را تبدیل به حیات خلوتی میکنند که کسی جز خودشان جرئت ورود و یا سپری کردن دقایقی بدون دغدغه و نگرانی را در آن نداشته باشد گو اینکه اگر هم اعتراضی کنید و از در برخورد نیز بیایید عموماً کارتان با....و.....و..... میافتد.
حالا با این تفاسیر این موضوع مطرح است که اگر قرار باشد این قِسم سرمایهگذاریهای عمومی( مانند یکی دو نمونه اخیر در کوی اسلامشهر) از محل مالیات و بیتالمال بهجای استفاده عمومی در محاصره و سیطره عدهای خاص درآمده و بهجای محلی برای آرامش و فرصتسازی تبدیل به مکانی برای تولید ناامنی و تهدیدسازی گردد پس اصلاً چه نیازی به ساخت آنهاست و اصلاً چرا ما متحمل چنین هزینه و ایضاً اشتباهات فاحشی میشویم؟
در این خصوص بسیاری از ساکنان محلات بر این باورند که ایکاش قبل از اقدام به ساخت این فضاها به فکر ایمنسازی محیط پیرامونی آنها باشیم و متعاقباً نیز پس از سرمایهگذاری با ایجاد یک ساختار نظارتی و پایشی منظم و صدالبته برخوردهای کارآمد و مؤثر با افراد ناهنجار اجازه ندهیم تا عدهای معدود، شیرینی این توسعه را در کام مردم تبدیل به زهر هلاهل کنند چه اینکه پیشتر نیز اشاره کردیم که در نمونه اخیر نیز بهمجرد گذشت یک هفته از تأسیس بوستان آئین روشن در کوی اسلامشهر به گفته ساکنین هماکنون این مکان رسماً تبدل به محلی برای تجمع و عرضاندام موادفروشان و معتادان و نیز جماعت ولگرد و اوباش شده که حتی اجازه نمیدهند خانوادهها با خیال راحت فرزندان خود را برای دقایقی کوتاه به آنجا بفرستند.
گو اینکه در ساعت انتهایی شب نیز این مکان رسماً تبدیل به محدوده این جماعت شده و کسی جز خودشان و همطیفهایشان جرئت ورود به آنها را ندارد صرفاً به دلیل اینکه از سوی متولیان نظارتی بر آن نشده و یا نوع برخوردها نیز آنقدر سطحی و مماشتگونه و غیر تأثیرگذار است که امیدی به عاقبتبهخیری آن نیست.
حالا اما گاهی فراموش نکنیم که فلسفه ساخت و عملکرد اصلی فضاهای عمومی و بهخصوص پارکها و بوستانها فراهم آوردن و بسترسازی برای حضور جمیع مردم در یک ساختار ایمن و آرامشبخش است لذا توجه به همه ابعاد اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و...آن از جایگاه ویژهای برخوردار است و اگر به هر صورت این موضوعها ندیده انگاشته و یا جدی گرفته نشود لاجرم نهفقط سرمایهگذاریهای مدیریت شهری در بحث توسعه زیرساخت بازده مناسبی را در پی نخواهد داشت بلکه حتی این ظرفیت را هم دارد تا باعث بدنامی و جلوگیری از رشد و توسعه فرهنگ و تعاملات سالم اجتماعی محلات نیز بشود.