گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:10966

تهدید زباله گردها را به فرصت تبدیل کنید

تهدید زباله گردها را به فرصت تبدیل کنید

سپهرغرب، گروه شهر - عباس سریشی: تقریباً همه پیش‌زمینه‌ها و ظرفیت‌های لازم برای تبدیل‌شدن همدان به یک قطب صنعتی در حوزه بازیافت و فرآوری وجود دارد اما...!

بر اساس آمار، روزانه بیش از ده‌ها هزار تن زباله و پسماند در کشور ما تولید می‎شود که تنها پنج درصد از این حجم، امکان دفن بهداشتی داشته و این در حالی است که همین پسماندها نیز در سه بخش تولید گازهای گلخانه‌ای، فرسایش و آلودگی خاک و هزینه‎کرد، سالانه منابع مالی بالغ‌بر میلیاردها تومان برای کشور در پی دارد، درحالی‌که در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته نه‌تنها 70 درصد پسماندهای تولیدشده بازیافت می‌شوند بلکه شاهد بازگشت مواد خام و سرمایه قابل تأملی نیز به چرخه اقتصاد آن‎ها هستیم.

البته بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده مبتنی بر افق پنج سال آینده، لازم است تا کشور ما نیز در زمینه بازیافت زباله از عدد 25 به 80 درصد، در بخش دفن از 75 درصد به 20 تا 30 درصد، جمع‌آوری مکانیزه از 27 به 60 درصد و در تفکیک زباله از هفت به 30 درصد دست یابد. بااین‌حال و با توجه به شرایط موجود، این تصور وجود دارد که به علت نبود آموزش، فرهنگ‌سازی مناسب و کافی و نیز عدم توجه جدی به مقوله بازیافت، هنوز این موضوع و همچنین تفکیک پسماندها چندان جدی گرفته نشده و همین امر باعث می‌شود تا بخش فراوانی از مواد قابل بازیافت و سرمایه‌های بالقوه را به‌راحتی از دست بدهیم.

اگرچه بازهم تأکید می‌شود که اصولی‌ترین اقدام در راستای مدیریت پسماند، اجتناب از تولید و یا کاهش حجم آن‌ها به حداقل ممکن است اما دراین‌بین نباید از توجه به مقوله بازیافت غافل شد زیرا بازیافت پسماندهای مختلف شهری و صنعتی از جنبه‌های مختلف ازجمله کاهش آلاینده‌ها، جلوگیری از آلودگی محیط زیست و متعاقباً درآمدزایی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و در کشورهای توسعه‌یافته جزئی جدانشدنی از مدیریت پسماند محسوب می‌شود.

اینکه به گفته کارشناسان و با توجه به حجم پسماند تولیدی اگر فقط بتوانیم موضوع بسیار ساده‌ای مانند تفکیک پسماندهای خشک و تر و جلوگیری از اختلاط پسماندهای بازیافتی با باقی‌مانده‌های مواد غذایی را در جامعه نهادینه کنیم نه‌فقط به بازیافت این محصولات ارزشمند و گسترش این فرهنگ مطلوب در جامعه کمک شایانی خواهد شد، بلکه تا حدود بسیار زیادی به سلامت محیط زیست نیز کمک خواهیم کرد.

در عمده کشورهای توسعه‌یافته که عموماً نیز دارای بالاترین شاخص‌های کیفی زیست‌محیطی هستند، بخش قابل توجهی از پسماند شهری، بازیافت شده و به چرخه طبیعت و یا تولید صنعتی بازمی‌گردد. کارشناسان و مدیران اجرایی این کشورها بر این باورند که زباله و مدیریت درست آن در تولید ارزش‌افزوده نقش بسیاری دارد، به حدی که در شرایط حاضر، صنعت بازیافت بیش از 15 درصد تولید ناخالص داخلی آن‌ها را تشکیل می‌‌دهد و درعین‌حال فرصت‌های شغلی بسیاری را نیز ایجاد کرده و این در حالی است که وقتی میزان تولید پسماند در کشور ما حداقل چهار برابر استاندارد جهانی است مدیریت پسماند در کشور ما نه‌فقط به سنتی‌ترین شکل ممکن انجام می‌شود بلکه روند ناقص، غیررسمی و نابسامان بازیافت در آن نیز خود مشکلی بر کوه مشکلات پسماند افزوده است.

     چرخه بازیافت ناقص در همدان

و اما آن‌گونه که مسؤولان عنوان می‎کنند، در حال حاضر هر شهروند همدانی به‌طور متوسط روزانه 760 گرم زباله تولید می‌کند که درمجموع حجمی نزدیک به 500 تن را شامل می‌شود که البته 75 درصد از این زباله‌ها تر بوده و به‌صورت سنتی دفن می‌شوند و مابقی که شامل پسماند‌های خشک و قابل بازیافت هستند نیز به‌صورت دستی جمع‌آوری و به چرخه بازیافت بازمی‌گردند.

البته روند بازگشت این پسماند‌ها به چرخه بازیافت نیز عموماً توسط زباله‎گردها، زباله‌گرد‌ها و افراد بی‎خانمان صورت می‌گیرد، زیرا هنوز ساختار منظم و منسجمی در قالب تفکیک از مبدأ (خانه) و یا تفکیک به‌صورت ماشینی و متعاقباً بازفرآوری آن به‌صورت کلان و مفید تعریف ‌نشده‌است. درواقع این عمل (زباله‌گردی) در کشور ما رسماً تبدیل به یک شغل پَست و دم دستی شده که اصطلاحاً هر بیکار و بی‌خانمانی از قِبل آن نان می‌خورد.

اگرچه در این خصوص برخی کارشناسان معتقد هستند که به دلیل وجود برخی موضوع‌های حاشیه‌ای، چنانچه از فعالیت غیرقانونی این افراد جلوگیری شود، مقدار زباله‌های بازیافتی جمع‌آوری‌شده در سطح شهر همدان نه‌تنها افزایش چشمگیرتری پیدا خواهد کرد، بلکه دیگر شاهد بروز مشکلات زیست‌محیطی متأثر از انباشت این مواد در خانه‌ها و منازل این افراد هم نخواهیم بود و متعاقباً نیز از بروز برخی رخدادهای ناخوشایند اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و ایمنی نیز جلوگیری خواهد شد.

درواقع این افراد عموماً بدون توجه به تبعات زیست‌محیطی و بهداشتی و به‌صورت غیرقانونی اقدام به جمع‌آوری و انباشت این مواد در خانه و محل‌های زندگی خود می‎کنند تا بعداً آن‌ها را به‌صورت حجمی برای فروش به یکی از ده‌ها مرکز خرید ضایعات واقع در جاده روستای انصارالامام و یا دیگر محل‌های موجود در داخل شهر همدان ببرند.

مراکزی که بر اساس گزارش‌های قبلی در همین روزنامه و نیز تأیید مسؤولان، دارای عملکردهایی پرحرف و حدیثی بوده که در یک مورد آن فقط کافی است که بدانیم تنها 10 مورد از این واحد‌ها مجوز فعالیت دارند و مابقی تقریباً به‌صورت غیرقانونی مشغول به خرید، جمع‌آوری، انباشت و بازیافت این مواد هستند.

البته موضوع اصلی این گزارش در خصوص وضعیت زباله‌گرد‌هاست و باید متذکر شویم که این جماعت در شیوه جمع‌آوری مواد بازیافتی نیز تابع هیچ قانون و منطقی نیستند و بدون توجه به خطرات احتمالی برای خود یا دیگران، هر آنچه را که قابل بازیافت است را جمع می‌کنند حال این پسماند بازیافتی ممکن است یک کارتن کاغذی ساده و بطری آب‌معدنی باشد یا یک سرنگ استفاده‌شده ناقل هپاتیت و ایدز و یا قوطی پلاستیکی مربوط به یک نوع اسید یا ماده شیمیایی که به‌صورت غیرمسؤولانه توسط مصرف‌کننده به سطل زباله انداخته شده‌است.

بی‌شک داستان جمع‌آوری مواد بازیافتی در کشور و شهر ما بیشتر از آنکه به‌مانند کشورهای توسعه‌یافته یک چرخه اقتصادی مفید محسوب شود به یک روایت پرحرف و حدیث و غیرمسؤولانه و حتی معضل مبدل شده که در متن و حاشیه آن نیز می‌توان به‌وفور شاهد موضوعات منفی فرهنگی، ناهنجاری‌های اجتماعی و آسیب‌ها و مخاطرات بهداشت فراوانی بود که قدر مسلم نه در شأن شهر ما و نه شایسته شهروندان آن است.

درواقع مصادیق این رویه را می‌توان تقریباً در همه ساعات شبانه‌روز دید درحالی‌که تعداد زیادی از این افراد اعم از زن یا مرد، پیر یا جوان به‌صورت پیاده و با کیسه‌ای بر دوش و گاری در مقابل و یا به کمک موتور سه‌چرخه و وانت‌بار در سطح شهر پراکنده‌شده و با دیدن هر سطل و یا انباشت زباله‌ای تا کمر در آن خم و با دست‌های بی‌حفاظ درون آن‌ها را جستجو می‌کنند و صدالبته از پخش کردن این زباله‌ها در سطح خیابان و کوچه‌ها نیز ابایی ندارد.

متأسفانه امروزه این روند غلط و تأمل‌برانگیز در حالی در کشور ما مرسوم شده که در بیشتر کشورهای جهان با یک فرهنگ‌سازی بنیادین به تفکیک زباله به‌عنوان نخستین قدم مؤثر برای حفظ محیط زیست و نیز بازیافت مواد قابل استفاده در صنایع نگاه شده و روند آن از همان منازل آغاز و صنایع تبدیلی این حوزه نیز روزبه‌روز در حال پیشرفت هستند، اما در کشور ما به‌جز برخی قوانین کاغذی و تلاش‌های نیم‌بند هنوز چیزی که در این باب الزام‌آور باشد، وجود ندارد و همین موضوع باعث شده تا داستان صنعت سودآور بازیافت نتواند آن‌گونه که شایسته آن است برای خود جایگاهی را در چرخه تولید و سودآوری باز کند.

     آدم‌هایی با قابلیتِ بازیافت

البته پاسخ به اینکه چه کسانی به این شکل اقدام به جمع‌آوری ضایعات بازیافتی می‌کنند هم چندان سخت نیست. بی‌خانمان‌ها، بیکارها، معتادها، زباله دزد‌ها و افرادی این‌چنینی که البته فرقی هم نمی‌کند زن باشند یا مرد، پیر باشند یا جوان، چراکه وقتی به دلیل نداری، بیچارگی و فقدان شغل، دستشان به‌جایی بند نیست ناگزیر سراغ این کار می‌روند.

دقیقاً مثل همان زن میان‌سالی که با دو بچه در خانه و یکی به کمر با چرخ‌دستی، ضایعات جمع می‌کند تا هم شکم آن‌ها را سیر کند و هم اجاره خانه بدهد...! چرا؟ چون درآمدی ندارد و کمک‌های کمیته امداد و بهزیست نیز آن‎قدر نیست که بتواند کفاف یک‌گوشه از زندگیش را بدهد و حالا مجبور است از ساعت 11 صبح تا شب و از سه صبح ضایعات جمع کند و البته دیگر هم نپرسید که در این حال‎وروز با چه مشکلاتی هم دست‌به‌گریبان است و چه پیشنهاد‌هایی از سوی چه کسانی که به او نمی‌شود؛ اما نکته اینجاست که برخلاف عده‌ای که برایشان مهم نیست از چه راهی نان می‌خورند، او فقط نان حلال می‌خورد و برحسب اتفاق هم خیلی باغیرت و آبروست بااین‎حال مشکل این است که تصور همه مردم در قبال این جماعت یک‌جور نیست و عموماً هم افراد با ذهنیت منفی به آن‌ها می‌نگرند.

این‌ها کسانی هستند که نه برای به دست آوردن هزینه‌های افیون و مواد، بلکه برای سیر کردن شکم خود و زن و بچه‌هایشان به این کار روی آورده‌اند، البته آن‌ها هم معتقدند اگر شرایط طوری می‌شد که بتوانند با حاشیه‌های کمتری کار کنند، بهتر بود. مثلاً اینکه با کارگرهای شهرداری (پاک‎بان‌ها و کارگران حمل زباله) درگیر نشوند و کسی و یا جایی باشد که ضایعات آن‌ها را زودتر و منصفانه بخرد تا آن‌ها مجبور نشوند این بار سنگین را تا مراکز موجود در شهر و یا یکن‎آباد حمل کنند و یا اینکه می‌شد به کاروبار آن‌ها هم سروسامانی داد و اصطلاحاً تکلیفشان را با جامعه مشخص کرد و موارد دیگر.

واقع امر این است که هیچ‌گاه نمی‌توان این جماعت را از چرخه بازیافت پسماندهای شهری حذف کرد چراکه حذف آن‌ها به‌مثابه بسترسازی برای بروز آسیب‌ها و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و غیره بوده و قطعاً بسامد‌های ناخوشایند آن بیشتر از ضایعات جمع کنی است، بااین‌حال این تصور نیز وجود دارد که اگر و فقط اگر بتوان با ساماندهی این افراد به‌صورت شناخته‌شده و معقول علاوه بر اشتغال‌زایی (هرچند موقت و کم‌درآمد) به صنعت بازیافت نیز توسعه داد، چرا به آن جدی‌تر فکر نکنیم؟

البته نباید از این نکته نیز غافل بود که ساماندهی این افراد به معنای ایجاد تشکیلاتی منظم و باقاعده و با لحاظ کردن همه بایستگی‌ها و شایستگی‌های اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی است و نه راه‌اندازی یک مجمع کاری خصوصی برای اِعمال نفوذ برخی افراد و استحصال سود از محل بیچارگی مردم و استثمار بیکاران.

به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران موضوع توسعه چرخه بازیافت به‌هیچ‌عنوان به معنای حذف زباله‌گرد‌ها نیست، بلکه این روند به معنای آن است که کار آن‌ها مبتنی بر چارچوب فعالیت قانونی و منطقی باشد، پیشنهاد این است که این افراد زیر نظر شرکت بازیافت و تفکیک زباله از مبدأ کار خود را ادامه دهند؛ در این ساماندهی برخورداری آن‌ها از مزایای شرکت، به‌طور ثابت و پایدار است که در طولانی‌مدت باعث ایجاد امنیت پایدار شغلی و ارتقای سطح سلامت و بهداشت عمومی و همچنین رونق این صنعت خواهد شد.

     دل‌خوش به تلاش‌های نیم‌بند

و اما جدا از مقوله زباله، پسماند و زباله‌گرد‌ها، یکی از موضوع‌هایی که تاکنون شاید کمتر به آن توجه شده مسئله از دست دادن فرصت‌ها و سرمایه‌های استان در حوزه بازیافت است.

واقع امر این است که در حال حاضر به‌موازات سیستم نیم‌بند و نه‌چندان توسعه‌یافته مکانیزه، تفکیک و جداسازی که توسط شهرداری اداره می‌شود روزانه نزدیک به چندین تن ضایعات بازیافتی اعم از شیشه، پلاستیک، کاغذ و غیره که توسط صدها نفر دوره‌گرد به‌صورت متفرقه جمع‌آوری و به مراکز انباشت، منتقل و متعاقباً پس از تفکیک تبدیل به محصولات آماده برای ذوب و تبدیل، جهت فروش و متعاقباً بازفرآوری کرده و به خارج از استان منتقل می‎شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در حال حاضر به دلیل عدم ‌حمایت از واحد‌های تولیدی و نَورد موجود در استان، امکان استحصال و بازفرآوری این مواد به کمترین حد خود رسیده و در مقابل، مراکز تبدیلی فعال در استان‌های هم‌جوار اعم از قزوین، اراک، تهران و غیره با خرید این مواد خام علاوه بر رونق اقتصادی باعث افزایش سرانه درآمدهای میلیاردی و ایجاد فرصت‌های شغلی هزاران نفری برای ساکنان خود می‌شوند و این در حالی است که تمام عایدی ما در این حوزه محدود به همان خُرده درآمدهای چند صد هزار تومانی و مشغولیت‌های پَست، ناپایدار و ناایمن است و نه چیز دیگر، گو اینکه شهره شدن برخی مناطق شهری ما به نام زباله و آشغال‌دانی نیز که گفتن ندارد!

و اما حالا وقت آن رسیده که این سؤال در اذهان بسیاری به وجود آید و متعاقباً نیز به‌عنوان یک مطالبه مطرح شود چراکه اگر با کمی دقت و توجه مسؤولان و جذب سرمایه جهت ایجاد صنایع تبدیلی در استان همدان امکان و ظرفیت بهره‌گیری بهتر و مفیدتر از این طلای کثیف برای ایجاد اشتغال پایدار و درآمد وجود دارد پس چرا کسی به آن توجه نمی‌کند؟

موضوع این است که در حال حاضر تقریباً همه پیش‌زمینه‌ها و ظرفیت‎‌های لازم برای تبدیل‌شدن استان به یک قطب صنعتی در حوزه بازیافت و بازفرآوری وجود دارد اما به هر دلیل اراده‌ای در این راستا به وجود نیامده و حتی اگر کسانی هم هستند که تمایل به این کار دارند آن‌قدر با موانع دست و پاگیر اداری، شخصی و سلیقه‌ای مواجه می‌شوند که درنتیجه از کرده خود پشیمان شده و به‌ناچار برای سرمایه‌گذاری به استان‌های دیگر مهاجرت می‌کنند؟

حال این سؤال مطرح است که چرا مدیران و مجریان استان و شهر ما حاضر نیستند تا با خارج شدن از لاک دفاعی در قبال حفظ وضعیت موجود با کمی خطر‌پذیری قدمی بلندتر از قبل برای توسعه بردارند که البته فرقی هم نمی‌کند این قدم در راستای ساخت پالایشگاه، کارخانه و غیره باشد یا توجه به صنعت نوظهور و پربازده‌ای بنام بازیافت که برحسب اتفاق نیز امروزه علاوه بر درآمد بالا کمک شایانی نیز به حفظ محیط زیست و پاک‌سازی منابع طبیعی استان می‌کند.

ارسال نظر

سوال: رنگ پرچم ایران؟ sabz

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار