گذری بر آشفتهبازار سر گذر همدان
سپهرغرب، گروه شهر - طاهره ترابیمهوش: سر گذر همدان، فرقی ندارد صبح بروید یا ظهر و حتی غروب، همیشه شلوغ است و پر از رنگ. صاحبان غرفهها با صورتهای آفتابسوخته و لهجههایی که اغلب همدانی است، بلندبلند مشتریان را بهسوی مغازهها فرامیخوانند. بعضی از خانمها با ساکهای خرید چرخدار، پای غرفهها در حال چانه زدن با فروشندهها هستند.
وانتهایی این گوشه و آن گوشه میدان به چشم میخورند که معلوم است بهتازگی میوه آورده یا متعلق به غرفهدارها هستند. سبد میوههایی که هنوز جابهجا نشدهاند، روی هم قرارگرفته و در نوبت جابهجایی هستند البته بگذریم از اینکه برخی از سبدها این روزها مشخصکننده محدوده حوزه استحفاظی مغازهداران است و تا غروب خبری از جابهجایی آنها نیست.

شاید کمتر پیش بیاید که همدانی باشی و برای خرید به میدان اصلی شهر مراجعه کنی اما سری به سر گذر نزنی، چراکه سالهاست خرید از بازار سر گذر برای مردمان این شهر یک عادت شده، شاید دلیل آنهم به گواه مردم، قیمت مناسب میوه و ترهبار عرضهشده در این نقطه از مرکز شهر باشد.
وجود صدها مغازه میوهفروشی در این مرکز پرتردد در جوار مغازههای خشکبارفروشی، لباس فروشان و عرضهکنندگان لوازمخانگی، مراکز عرضه مواد پروتئینی، لوازم بهداشتی و آرایشی، نان فانتزی فروشیها و خشکهپزیها و این روزها انتقال بسیاری از اتوبوسهای منطقه سه و چهار، رونق و گردش مالی این بازار قدیمی را دوچندان کرده، اما سؤال اینجاست که چرا باوجود استقبال خوب مردم برای خرید از این بازار، تردد بسیاری از مردم از این نقطه و نیز رونق اقتصادی حاصل از اعتماد مردم به بازاریان و کسبه این نقطه از مرکز شهر، حتی کوچکترین نشانهای از تکریم خریداران و ترددکنندگان در این محل دیده نمیشود؟!
درواقع نه نشانی از ایجاد نظم در حوزه شهرسازی و جدارهسازی در این منطقه از سوی شهرداری مشاهده میشود و نه رسیدگی به مسئله بساط دستفروشان و سد معبر شده، چنانکه سد معبر حاصل از حضور چرخیها و خودروهایی که گاه و بیگاه در حال تردد در این معبر هستند، رفتوآمد را برای خریداران و مشتریان و در عین حال مسافرانی که از طریق اتوبوسها به این محل گسیل میشوند سخت کردهاست.
البته سد معبر مغازهداران در این بازار که این روزها کم از بازار شام ندارد دیگر قابل وصف کردن نیست؛ یکی با تخته و دیگر با سینی، یکی با جعبه و دیگری با سبد، بخش عمدهای از معبر را به تسخیر درآوردهاند، علاوه بر این، نبود سایبان و صندلی برای استراحت یا فضای سبز برای خانوادههایی که به همراه فرزندانشان به این محل میآیند و عدم وجود آبخوری و سرویس بهداشتی مناسب، همه و همه دستبهدست هم دادهاند تا نشان از این باشد که بازاریان، مدیریت شهری و در عین حال دستگاههایی همچون مرکز بهداشت برای تکریم از مشتریان خود جایگاهی قائل نیستند. برای اثبات این واقعیت میتوانید از یکی از ورودیها چه از سمت خیابان شهدا و یا اکباتان وارد این بازار شوید، آنگاه خواهید دید که در بدو امر آنچه جلب توجه میکند تقابل و تراکم صنفی است چنانکه مرغ فروش در جوار سبزیفروش، محصول ارائه میکند و یا لباسفروش در کنار مرکز پخت نان فانتزی فعال است.
حال فرض کنید که از راسته کاه فروشهای واقع در خیابان شهدا بخواهید وارد سر گذر شوید؛ بخش اعظمی از ورودی معبر توسط مغازههای مرغفروشی با یخچالهای غولپیکر سد شده که حداقل انتظار میرود در ورای این سد معبر، حداقل مواد پروتئینی بهصورت اصولی در درون این یخچالها قرار داشته باشند، اما آنچه قابل مشاهده است اینکه مرغ و گوشت در داخل یخچالهای روباز کثیفی قرار داده شده بهنحویکه قدر مسلم در فصل تابستان این ادوات سردکننده به باند فرود مکسها و زنبورها بدل میشوند.
البته این عزیزان تنها به یخچال بسنده نکرده و این روزها جعبههای زردرنگ کثیف حمل مرغ نیز از جایگاه ویژهای برای تعیین محدوده مغازهها برخوردار شدهاند، هرچند نمیتوان از صحنه ناخوشایند جاری شدن پساب حاصل از شستشوی مرغ و ماهی در معبر عمومی از سوی این عزیزان نیز گذشت که در پی آن چالههای (بهواقع فرو چالهها) حاصل از فرسودگی آسفالت مملو از خونابه میشوند.
این روزها اگر سری به سر گذر بزنید بوی تعفن حاصل از ماندگی پساب در معابر یکی از عوامل جاذب سفر به این نقطه از شهر است! کمی جلوتر که بروید به دوراهی میرسید که از یکسو شما را به مرکز سر گذر دعوت میکند و از سوی دیگر به راسته سمسارخانه ختم میشود، پس برای ارائه تصویر واقعی حرکتمان را رو بهسوی مرکز سر گذر کج میکنیم.
بعد از گذشتن از چالههای پر از پساب، کمی جلوتر شاهد دایر بودن مغازه قصابی در کنار سیبزمینی و پیاز فروشی هستیم، البته بگذریم از اینکه درست در سمت چپ قصابی، خربزه فرشی بهصورت دونبش معبر را از آن خود کردهاست. انتهای این کوچه به یک سهراهی ختم میشود که از دو طرف به کوچههای ریحان منتهی به سر گذر میرسد و در مرکز آن بازار تاناکورا قرار دارد که بوی نفتالین آن از چند فرسخی به مشام میرسد. از اینکه در فضای داخلی این مغازهها چه میگذرد چیزی نمیگویم.
در ادامه به سمت راست مسیر میرویم. از چند مغازه میوهفروشی که گویی حریم برایشان کلمهای نامأنوسی است عبود کرده و پس از برخورد با چند چرخی و جعبه مستقرشده در وسط معبر با چند مرکز عرضه لوازم پلاستیکی بزرگ و چند مغازه نخودبریزی در بین دهها مغازه مواجه میشویم که چرایی قرار داشتن این مراکز در بین میوهفروشیها علامت سؤال بزرگی را در ذهنمان ایجاد میکند.
بعد از طی کردن این معبر به سمت چپ تغییر مسیر میدهیم، این بار مراکز فروش محصولات بهداشتی در همسایگی مرغ فروشیها توجهمان را جلب میکند؛ البته در سر گذر هیچچیز عجیب نیست کمی پیشتر درست در امتداد کوچههای ریحان به کوچه تنگ منتهی به پایانه سر گذر میرسیم، کوچهای با عرض حداکثر 6 متر با شیب بسیار آشفته که باوجود تردد بسیار مردم، در آن امنیتی برای عبور از این معبر نمیتوان تصور کرد.
معبری که دو طرف آن با بافت فرسوده مغازهها و در عین حال سینیها و تختههای فروش میوه تسخیرشده و هرآن ممکن است با یک موتوری و یا چرخی برخورد کنیم، اما آنچه جلب توجه میکند تداخل صنفی و تعداد کسبه عرضهکننده میوه و ترهبار در بازار است که همین مسئله باعث شده زباله حاصل از این صنف زیاد باشد و ازآنجاییکه محلی برای جمعآوری آن تعریفنشده هر مغازهداری به روشی که دلش میخواهد آن را سر راه دیگران رها میکند تا مأموران شهرداری که به دلیل کار زیاد نمیتوانند در روز روشن اقدام به جمعآوری زبالهها کنند، شبهنگام زبالههای حاصل را انتقال دهند و باز فردا روز از نو و روزی از نو.
معالوصف این تصویر تنها بخشی از مشکلاتی است که این مرکز مهم اقتصادی با آن دستوپنجه نرم میکند؛ هرچند که سالهاست در کارگروه سلامت و امنیت غذایی شهرستان همدان وعدههایی مبنی بر ساماندهی این بازار دادهشده، اما هنوز هیچ تحرک سازنده و اثرگذاری را از سوی مسؤولان تا رسیدن به این مهم شاهد نیستیم و هرروز که میگذرد وضعیت اسفناکتر میشود و چنانکه گفته شد دفع غیربهداشتی پسابها، نگهداری غیراصولی مواد غذایی فاسدشدنی، عرضه مواد دامی و پروتئینی بهصورت فلهای و پوشش نامناسب در کنار صنوفی که آلودگی آنها ممکن است به دلیل همجواری با این مراکز این مواد را نیز آلوده کند و نابسامانی کف و آسفالت بازار، مهمترین مشکلات این مکان است و درواقع بازار سر گذر همدان به لحاظ کارکرد سنتی خود دارای مشکلاتی بوده که نیازمند برنامهای خاص برای حل آنهاست.
البته طی سالهای اخیر بخش اعظمی از فضای بازار مسقف شده اما با جاری شدن پساب حاصل از شستشوی مغازهها و میوههایی که در معبر و محل چالهها در مقابل گرمای آفتاب دچار گندیدگی شده با انباشت آن در محل عبور و مرور، صحنههای ناخوشایندی را ایجاد کرده و دراینبین این سؤالات نیز به ذهن خطور میکند که چرا ارگانها و دستگاههایی همچون آتشنشانی به دلیل عدم رعایت ضوابط ایمنی در این بازار ورود جدی نمیکنند؟ چراکه انبوهی از سیمهای برق در فاصله یک متری از سر درب مغازهها قرار گرفته که بهصورت بقچهای درهمتنیدهاند و هر آن ممکن است با کوچکترین اتصالی در این معبر فاجعهآفرین باشند و یا اینکه چرا مرکز بهداشت و همچنین دامپزشکی از ظرفیت قانونی خود برای ضابطهمند کردن مراکز و صنوف بهویژه مراکز توزیع مواد پروتئینی استفاده نمیکنند؟ چرا باید مرغ فروش اجازه جاری کردن پساب مغازه در معبر عمومی را داشته باشد مگر نه اینکه برای شستوشوی این مغازهها در داخل واحد صنفی آبراه تعبیهشده! آیا میتوان مرغ و ماهی را در یخچال روباز عرضه کرد جالبتر اینکه آیا ازنظر مرکز بهداشت تداخل صنوف در این بازار به لحاظ سلامتی برای شهروندان مشکلساز نیست؟