ماندگاری کرونا در سایه افراطوتفریط
سپهرغرب، گروه سلامت- عباس سریشی:هر 9 دقیقه ابتلای یک ایرانی به کرونا شوخی نیست بلکه یک فاجعه دردناک ملی متأثر از بیتوجهی، بیمبالاتی و افراطوتفریط در نوع رفتارهای ماست.
شکی نیست که شیوع بیماری کووید 19 در طی چند ماه گذشته، شیوه زندگی ما انسانها را در سراسر جهان به نحو کاملاً اساسی تغییر داده زیرا تاکنون صدها هزار نفر به این ویروس آلوده شدهاند و هزاران نفر نیز جان خود را از دست دادهاند. البته دراینبین تعداد زیادی از افراد آلوده به این ویروس هم درمان شدهاند؛ اما بازهم درصد ابتلا و مرگومیر آن با سرعتی نگرانکننده و در گسترهای در طول و عرض جهان خاکی ما رو به فزونی است.
در این خصوص سازمان بهداشت جهانی معتقد است که ویروس کرونا باعثشده تا مردم به سبک جدیدی از زندگی روی آورند که در آن رعایت نکات بهداشتی بیشازپیش اهمیت دارد. درواقع و ازآنجاکه هنوز واکسن یا دارویی قاطعی برای درمان یا پیشگیری از آن یافت نشده لاجرم مردم دنیا برای وفق دادن خود با آن دست به اقدامات گوناگونی میزنند که از توصیههای پزشکی مانند زدن ماسک و شستن دائمی دستها وعدم حضور در جمعهای عمومی شروع و تا استفاده از برخی داروها و تجویزهای غیر معمول پزشکی گیاهی خرافی و بومی مناطق ادامه پیدا میکند.
موضوع اینجاست که جهان با ظهور ویروس کرونا سبک زندگی جدیدی را در شهرها و جوامع شاهد است؛ که تاکنون هیچ سابقهای برای آن در ذهن خود ندارد و به اعتقاد اندیشمندان و صاحبنظران هماکنون، به دلیلی وجود پیچیدگیهای دشوار در ماهیت این ویروس که ساخت دارو و یا واکسن آن را با مشکلات بسیار اساسی روبهرو کرده و صدالبته امید نیز نمیرود که به این زودی به نتیجه و پاسخ منتج گردد جوامع بسیاری دچار این چالش شدهاند که دریابند چگونه خود را با این بلیه نوظهور وفق داده و البته نیز بپذیرند تا زمانی که درمان یا واکسنی خاص برای پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا کشف نشده، این ما انسانها هستیم که باید براساس قواعد کرونا زندگی کرده و کلیه شئون زندگی خود را مطابق با شرایط از پیش تعریفشده این ویروس عالمگیر و بهشدت مُسری تعدیل کنیم زیرا در غیر این صورت بهناچار باید تمام هزینههای این بیتوجهی و عدم رعایت پیشنیازهای سلامتی را به قیمت به مخاطره کشیدن سلامتی و حتی مرگ خود و عزیزان و اطرافیانمان، بپردازیم.
کارشناسان سلامت بر این نکته تأکید بسیار دارند که جوامع انسانی و مردم دنیا باید بدانند و قبول کنند تا مادامی که واکسن مطمئن و قابل قبولی برای این بیماری کشف نشده آداب زیستن در دوران کرونا قواعد خاص خودش را میطلبد و نمیتوان نسبت به بایستگیها و الزامات آن بیاعتنا بود چون همین تجربه تلخ زندگی چندماهه و کوتاه با این «واژه نحس قرن» به ما نشان داد که در هر زمان و در هرکجا و بدون هیچ هشدار قبلی امکان طغیان و راهاندازی یک موج بزرگ تهدید و آسیب برای همه ابنای بشر وجود دارد و هیچکس با هر جنسیت، سن، طبقه و جایگاه اجتماعی از تیررس ابتلا به آن ایمن نیست
داستان اینجاست که اثرات این بیماری در برابر استعارههایی از قبیل طاعون قرن، مرگ عمومی؛ بلای آسمانی و...که مردم در مواجهه با ویروس کرونا عنوان میکنند بسیار ناچیز است؛ گو اینکه عدهای نیز بر این عقیده تأکید دارند که این دشمن ممکن است کشنده باشد، اما میتوان آن را درهم شکست و یا در وجه دیگر عدهای نیز معتقدند که برخی تغییرات نیز میتواند در عصر استیلای کرونا خوب باشد که از آن جمله وارد شدن فشار کمتر به محیطزیست و تخریب کمتر آن است؛ اما بههرحال باید پذیرفت که کرونا آمده است تا بهرغم تمایل انسانها برای مدتهای نامعلومی در کنار آنها بماند و در هر فرصت ممکن سلامت وزندگی ایشان را به یغما ببرد.
همچنین کرونا این توانایی را داشته که حتی در بسیاری حوزهها سنتهای خوب سابق را به فهرست بدها برده و بدهای قبلی را به خوب تبدیل کند؛ اینکه در حال حاضر و در زیر سایه سیاه بیماری کرونا هر رفتار پرخطری که به شیوع بیشتر ویروس کمک کند رفتاری ضد ارزش محسوب میشود؛ حتی اگر آن رفتار بهجای آوردن یکی از اعمال مهم مذهبی مثل حج و زیارت بقاع متبرکه و یا سنتهایی مانند مراسم ازدواج، حضور در مراسم عزای قوم و خویش و دوست و آشنا، صله رحم و حضور در جشنها و عزاداری جمعی و اجتماع و... باشد.
درواقع این ویروس مرگبار در هرکجا و هر مکان مترصد آلوده کردن ماست و باور کنیم که در این کار لحظهای هم درنگ نخواهد کرد اگر ما به توصیههای بهداشتی بیتوجه بوده و بیمبالاتی را پیشه کارهای روزمره خود کنیم.
دوگانه افراطوتفریط در مقابل کرونا...
تقریباً از بهمنماه سال 98 بود که داستان شیوع بیماری کرونا در ایران بهیکباره جامعه را به تلاطم انداخت و موج بزرگی از فعالیتهای مردمی و دولتی برای کنترل و مهار آن در دستور کار همگانی قرار گرفت.
دیدوبازدیدهای عید، نمازهای جمعه و جماعت، مراسمات عمومی و کلاسهای درس و دانشگاه و مسافرتها به یکباره تعطیل شد و تقریباً بهصورت شبانهروزی هم شاهد حضور اکیپهای مختلف مردمی و دولتی بودیم که سعی در ضد عفونی اماکن عمومی داشتند و خلاصه این تلاشها تا بدان جا رسید که حتی در برخی از شهرها نیز شاهد برقرار ایستهای کنترل تردد بودیم که از ورود و پذیرش میهمانان نوروزی خودداری میکردند
شاید در سایه همین تلاشهای شبانهروزی و همگانی بود که باعث گردید حتی بسیاری از صاحبنظران به این نتیجه زودهنگام برسند که زنجیره انتقال این ویروس شکسته شده و دیری نخواهید پایید که شاهد عبور این موج سیاه از کشور خواهیم بود اما در کمال بهت و حیرت...نهفقط این اتفاق نیفتاد بلکه بهیکباره و با آغاز فصل تابستان شاهد خیزش مجدد این بیماری در سراسر جهان و بخصوص کشورمان بودیم این اوج دوباره به ما فهماند که نهفقط این بیماری با کسی شوخی که ندارد بلکه حتی در این کوتاه زمان نیز از چنان قدرت جهشی برخوردار شده که با سرعتی نزدیک به ده برابر بیشتر از گذشته میتواند به دیگران سرایت کند.
حالا میزان ابتلا و مثبت شدن نتیجه آزمایش افراد مبتلا در کشور ما به صدها نفر و تعداد مرگومیرهای ناشی از آن نیز به حدود دویست نفر در روز رسیده و به اذعان مسئولان آیسییوهای بیمارستانها اغلب تقریباً پر شده و بدتر از همه نیز کادر درمان نهفقط عموماً فرسوده و خسته شدهاند بلکه جمع کثیری از آنها نیز خود مبتلا شده و حتی در این راه جان باختند درحالیکه تقریباً همه ما به این باور و امیدوار رسیده بودیم که بهزودی از این بحران نیز عبور خواهیم کرد؛ اما...!
اما بهراستی چرا بهیکباره ورق برگشت و کرونای شکستخورده با رکوردشکنی در ابتلا و مرگ سر به طغیان نهاد؟ آیا بازهم میتوان آن را به عوامل خارجی و برونمرزی مرتبط کرده و دیگران را مقصر قلمداد کرد و یا اینکه مدعی بود این نیز یک موضوع سیاسی و یا جهانی است که ما نیز خواسته و ناخواسته در آن گرفتار شدهایم و یا...؟ قدر مسلم نه هیچکدام از موارد فوق بلکه پاسخ در یک جمله بیشتر خلاصه نشد و آن جواب این است که بهمانند بسیاری دیگر از موارد از ماست که بر ماست و این نیز منجمله همان خودکردههای است که لاجرم تدبیر ندارد
بله این یک واقعیت است که آنچه امروز و با موج دوم و سنگین همهگیری کرونا در کشور ما به راه افتاده و باعث شده تا بسیاری از شهرها وضعیت قرمز و هشدار به خود بگیرند و هرروز نیز شاهد مرگ و خاکسپاری غریبانه دهها نفر در سطح کشور و بستری شدن صدها هزار نفر دیگر در بیمارستانها باشیم قطعاً و یقیناً یک عامل بیشتر ندارد و آنهم فقط بیتوجهی و بیخیالی به توصیهها و الزامات بهداشتی در خصوص شرایط زندگی در فضای کرونایی جامعه است و نه چیز دیگر...!
درواقع باید قبول کرد که ما ملتی هستیم که متأسفانه هر بار از یک لبه بام افراط یا تفریط سقوط میکنیم اینکه یک زمان شب و روزمان میشود خانهنشینی و بستن ورودی شهرها و اصرار به ضدعفونی کردن در و دیوار و تا جایی که متعاقباً نیز نگران تبعات جسمی، زیستمحیطی و حتی شهری همین مدل عملکردها باشیم و دقیقاً دو سه ماه بعد و بیتوجه به همه هشدارها و توصیههای مسئولان نظام و سلامت رکورددار مسافرتهای تفریحی مانند ایام عید غدیر [که در استانهای گیلان، مازندران و مشهد به مرحله بحران رسید] و بیتوجهی به استفاده از ماسک و عدم رعایت فاصله اجتماعی و یا راهاندازی مجلس عروسی و عزا میشویم درحالیکه از شنیدن دم به دقیقه اخبار حاکی از سرعت گسترش و شکسته شدن آمار متوفیان و مبتلایان به کرونا در کشور ککمان هم گزیده نمیشود.
انتخاب مرگ و بیماری یا توصیههای کمخرج و هزینه...!
و اما با توجه به شرایط موجود و صدالبته در مقایسه یا تبلیغات چندماهه گذشته اکنون این تصور و باور در اذهان بسیاری شکلگرفته که ظاهراً ما مردمانی هستیم که به هر علت عادت کردهایم بهراحتی هر چه تمام خود را در معرض انواع و اقسام خطرات و چالشها قرار دهیم صرفاً به این دلیل که نمیتوانیم و شاید هم نمیخواهیم که تحلیل درست و درمانی از شرایط داشته و یا سختی چند ماه مراقبت و کنترل رفتار را به خود و خانوادههایمان بدهیم
بخصوص در مورد کرونا که اساساً پیشگیری از آنهم هزینه چندانی ندارد و فقط معطوف به چند راهکار ساده یعنی شستن مرتب دستها، رعایت فاصله استاندارد با دیگران، جلوگیری از تماس دستها با چشمها، بینی و دهان، استفاده از ماسک در محیطهای عمومی و یا نرفتن به مسافرت حتیالمقدور در این ایام و بهجز موارد ضروری حالا سؤال اینجاست که آیا این اقدامات آنقدر کار پرهزینه، سخت و شاقی است که ما نتوانیم و یا بعضاً نخواهیم که حداقل برای حفظ سلامتی خود و عزیزانمان آنها را رعایت کنیم؟ قطعاً نه
موضوع اینجاست که حتی بهرغم آنهمه هیاهو و بگیروببند در خصوص اصرار به خریدن ماسک 50 هزارتومانی و یا انواع و اقسام داروهای گرانقیمت و لیموی کیلو 40 هزار تومان و یا خرید فلان و بهمان مواد ضد عفونی خارجی و مارکدار روزهای اول شیوع کرونا که عموماً نیز به حاشیههای پررنگتر از متن تبدیل شده بود اما حالا بهسادگی تمام و بیتوجه به همه احتمالات در حال برگشت به زندگی عادی هستیم
بیتوجه به اینکه داستان تلخ کرونا همچنان ادامه دارد و به گفته همه کارشناسان و صاحبنظران فعلاً هیچ زمان مشخصی برای عبور از آن پیشبینینشده و باید تا زمان نامشخصی با قواعد اینگونه زندگی بسازیم گو اینکه پیشگیری از ابتلا به آن نیز بسیار ساده و پیشپاافتادهتر آن است که ما فکر میکنیم.
یک ماسک ساده که حتی میتوان آن را بهصورت خانگی تهیه کرد و شستن دستها با صابون و یا مایع دستشویی و درنهایت ضد عفونی کردن سطوح در صورت احتیاط بیشتر و نرفتن به مسافرت و حضور کمتر در فضاهای عمومی و این یعنی تضمین سلامتی من، تو، خانواده، شهر و درنهایت کشور، یعنی جلوگیری از شیوع بیماری و قطع زنجیره انتقال، یعنی بیمار کمتر و کاهش تعداد مرگومیر، یعنی کمی استراحت برای کادرمانی خسته از چند ماه کار شبانهروزی، یعنی برگشتن آرامش روانی به جامعه و دنیا، یعنی ایجاد فرصتی دوباره برای بهبودی شرایط و امید به باز شدن مدارس، دانشگاهها و مساجد و محافل شادی یعنی کاهش تعداد خانوادهها، فرزندان و والدین و اقوامی که در پی مرگ یک عزیز داغدار میشوند، یعنی خواب راحت، دوری از تنش، یعنی آرامش فکر و ذهن و چشیدن شیرینی و لذت دهها سُنت و رفتار خوب فراموش شده اگر و فقط اگر امروز و اینجا کمی با شرایط مدارا کرده و پایبند به این چند توصیه ساده باشیم.