1400/9/1 09:49:25
*
0
48724
سپهرغرب بررسی کرد؛

کام خشک قطب زیتون غرب کشور

سپهرغرب، گروه کشاورزی - شکیبا کولیوند: «قطب زیتون غرب کشور» درحالی‌که می‌توانست با خود اشتغال‌زایی، درآمدزایی و حتی صادرات را به ارمغان آورد، این روزها با کامی خشک و آتشی بر دل اقتصاد محلی روبرو است.

زرده، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دالاهوی استان کرمانشاه است. مردم این روستا کُرد بوده و به زبان کردی هورامی صحبت می‌کنند. در روستای زرده بقایای دیوار و محوطه‌های داخلی یک قلعه باستانی به نام قلعه یزدگرد قرار دارد که قدمت آن به دوران اشکانیان مربوط می‌شود. خود قلعه در نزدیکی روستا و بر روی ارتفاعات مشرف به آن قرار دارد.

روستای زرده در صبحگاه 31 تیر 1367 به وسیله بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار گرفت. جمعیت زرده در آن زمان یک هزار و 700 نفر بوده است. تعدادی از بمب‌ها با فاصله اندکی در انتهای روستا فرود آمدند، اما یکی از بمب‌ها بر روی چشمه آب این روستا فرود آمد و افرادی که از آب آن استفاده کردند دچار عوارض وخیمی شدند.

این روستا که از شمال با کوه بلندی با نام محلی (کمر) و از غرب به پرتگاه بلندی به دشت ذهاب مسلط است. از شرق به کوه دالاهو و از جنوب به دهستان ریجاب ختم می‌شود و جنگل اطراف روستا را بیشتر درختان بلوط، ون و باغات روستا را درختان زیتون، انگور، انار، انجیر و گردو تشکیل می‌دهد.

در بررسی‌های انجام شده تعداد 17 چشمه، یک حلقه چاه و دو چاه مشکوک به قنات شناسایی شده است.

علیرغم تمام مشکلات، این مردم جنگ‌زده توانستند روستا را با دستان خود احیا کرده و بار دیگر سرسبزی را به باغ‌ها و رونق اقتصادی را به دل خانواده‌ها بیاورند؛ به‌نوعی که شهرستان دالاهو که 550 هکتار باغ زیتون دارد، حدود 320 هکتار آن در روستای زرده قرار دارد.

اما این روند دیری نپایید و آتش بر دل این باغات افتاد، در ابتدا با بستن مسیر آب روستا و خشک کردن درختان زیتون و در ادامه با آتش انداختن بر جان درختان روستا!

به‌نوعی که تیرماه سال جاری عنوان شد: مردم روستاهای بالادست روستای زرده شامل پنج روستای قُلقُله، یاران، داراب، گوش‌کری و ژالکه به خاطر دلخوری‌ها و اختلافات قومی و قبیله‌ای که اتفاقاً مردم روستای زرده هیچ نقشی در آن نداشته‌اند، اجازه جاری شدن آب در کانال‌های آب را برای آبیاری باغاتمان نمی‌دهند و آب را بر روی باغات زیتون روستای زرده بسته‌اند.

این وضعیت ادامه پیدا کرد تا در مردادماه، شاهد به آتش کشیدن باغات این روستا توسط برخی شدیم! روندی که داغ بمباران شیمیایی در زمان جنگ را بر قلب مردم این روستا زنده کرد!

این در حالی است که سال گذشته، در تشریح وضعیت کشت زیتون در این شهرستان از سوی مسئولان مربوطه می‌بینیم که پیش‌بینی شده تا سه هزار تن زیتون از باغات شهرستان دالاهو تولید و برداشت شود.

مدیر جهاد کشاورزی شهرستان دالاهو در این رابطه مطرح کرده است که: سطح زیر کشت این محصول 557 هکتار و کلاً در منطقه ریجاب و عمدتاً در روستای زرده کشت شده است. اکنون در منطقه ریجاب چهار مورد کارگاه حرفه‌ای فرآوری زیتون وجود دارد و یک کارخانه نیز در شهرک صنعتی دالاهو احداث شده است. تاکنون بالغ‌بر 20 درصد زیتون فرآوری شده و مابقی نیز خام‌فروشی شده است. اگر بتوانیم تخصیص آب برای پشت کانال آبیاری بگیریم و بقیه باغات هم سیستم آبیاری که قطره‌ای است اجرا شود سطح برداشت این محصول تا دو هزار و 500 تن دیگر افزایش خواهد یافت.

اما به‌راستی این روزها وضعیت مردم روستا به چه صورتی است؟ برای پاسخ به این موضوع، در این راستا پای صحبت‌های شیرمحمد کرمی؛ رئیس شورای روستای زرده و ماشالا عظیمی؛ باغدار زیتون در این روستا نشستیم که در ادامه متن گفت‌و‌گوی سپهرغرب با آن‌ها را می‌خوانید:

   تولید هزار تنی سال گذشته در سال جاری حتی به یک کیلوگرم هم نرسید

رئیس شورای روستای زرده با بیان اینکه هم‌اکنون زیتون به‌صورت فرآوری‌شده و بسته‌بندی‌شده موجود است، عنوان کرد: این‌ها زیتون‌های سال پیش است، اما متأسفانه زیتون امسالمان با مشکلاتی چون کم‌آبی و آتش‌سوزی روبرو شد.

شیرمحمد کرمی با بیان اینکه سال گذشته یک هزار تن زیتون برداشت کردیم اما این مقدار امسال حتی به یک کیلوگرم هم نرسیده است افزود: جلوی آب را گرفته و نگذاشتند آب به درختانمان برسد؛ به همین دلیل امسال رشد پاییزه نداشتیم، فکر نمی‌کنم برای سال دیگر هم به ثمر بنشینند.

   وضعیت اقتصادی مردم روستا خیلی بد است

وی به وضعیت بد اقتصادی مردم روستا اشاره و بیان کرد: برخی از اهالی به سمت دامداری رفته‌اند اما آن‌ها هم قدرت خرید علوفه برای دام‌هایشان را ندارند، به‌راستی که ادامه زندگی برای مردم روستا، مکافات شده است.

رئیس شورای روستای زرده در بخش پایانی این گفت‌و‌گو با بیان اینکه هر ساله در هر هکتار هشت تا 9 تن برداشت زیتون داشتیم اما حالا هیچ ثمری ندیده‌ایم، اظهار کرد: الآن هیچ درآمدی از این حوزه نداریم.

   مجبوریم برای لقمه نانی کارگری کنیم

یکی از باغداران زیتون در روستای زرده در گفت‌و‌گو با سپهرغرب با بیان اینکه از کودکی به همراه پدرم مشغول به باغداری در این عرصه بوده‌ام، عنوان کرد: وضعیت تولید و برداشتمان همه‌ساله خوب بود اما امسال هم مشکل بی‌آبی را دیدیم و هم آتش زدن باغ‌ها را.

ماشاالله عظیمی، با تأسف مطرح کرد: سال‌های قبل از دیگر روستاها و حتی شهر، به روستایمان مهاجرت معکوس داشتند اما الآن با وضعیت پیش آمده نه خریدی داریم، نه فروشی و نه محصولی!

وی ادامه داد: همین روند ما را مجبور به مهاجرت کرد، برای یک لقمه نان مجبوریم در گوشه شهرها کارگری کنیم.

این باغدار زیتون با بیان اینکه این وضعیت در حالی است که سال گذشته 10 تن زیتون برداشت کرده بودم، ضمن ابراز ناراحتی گفت: متأسفانه امسال هیچ زیتونی برداشت نکرده و درآمدی نداشته‌ام و تنها با یارانه ادامه مسیر می‌دهم.

عظیمی به وضعیت دیگر اهالی روستا و باغداران زیتون اشاره کرد و گفت: متأسفانه درخت زیتون به‌گونه‌ای است که اگر امسال بی‌آبی دیده و ثمر نداده، سال دیگر هم ثمر نمی‌دهد، این در حالی است که درآمد اهالی روستا از این مسیر بوده و حال هیچ درآمدی ندارند.

حال جای سؤال است؛ به‌راستی چرا مسئولان استانی در سازمان جهاد کشاورزی و آبفای کرمانشاه در این مسیر قدم‌های مثبتی برنداشته‌اند؟ مگر در سالی قرار نداریم که مزین به نام «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» است؟ پس چرا باید این روزها شاهد باشیم تا داغ بمباران‌های شیمیایی بر مردم جنگ‌زده روستای زرده بار دیگر تکرار و در بی‌آبی و آتش‌سوزی ثمره تلاششان را از دست داده و درآمدهایشان به صفر برسد؟

«قطب زیتون غرب کشور» در حالت احتضار است و ما نظاره‌گر این وضعیت هستیم! حال‌آنکه این روستا، با بی‌شمار آثار باستانی و تاریخی‌اش دارای پیشینه‌ای طولانی است که در کنار این مباحث در حملات بعثی‌ها شیمیایی شدن را نیز تجربه کرده است پس قابلیت ورود به عرصه گردشگری‌های جنگ، روستایی، فرهنگی و کشاورزی را دارد.

وضعیتی که می‌شود با استفاده از این موقعیت‌ها برای آن درآمدزایی کرد، اقتصاد محلی را رشد داد و با ایجاد بازارچه‌های محلی و روزبازارها، قدم‌های مثبتی در مسیر ارتقای سطح اقتصادی آن‌ها برداشت؛ ورود به عرصه فرآوری و صنایع تبدیلی از دیگر مواردی است که می‌توان در کنار اشتغال‌زایی، مانع از خام‌فروشی و رفتن زیتون‌های دالاهو به رودبار شده و مسیر صادرات و ارزآوری را برای این روستا هموار سازد اما همه این‌ها، در حال حاضر به هیچ تبدیل شده است و این روزها، قطب زیتون غرب کشور« با مشکلاتی روبه‌رو است که در آن‌ها خبری از قدم‌های مسئولان برای رفعشان هم دیده نمی‌شود!

به‌راستی، در این بی‌آبی و آتش‌سوزی ناشی از اختلافات موجود آنچه که بیش از همه جای تأمل دارد، سکوت مسئولان و اهمال آن‌ها در جهت کاهش دادن التهاب موجود در قطب زیتون غرب کشور است که تاکنون نخواسته‌اند آبی بر آتش اقتصاد روستا بریزند.





نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سپهرآنلاین در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب سپهرغرب با ذکر منبع امکان پذیر است.

قدرت گرفته از سیستم مدیریت تحریریه و خبرگزاری "سی رخ"