اخلاق پزشکی یا حروف والی در نظام سلامت؟
سپهرغرب، گروه سلامت - عباس سریشی: به اعتقاد همه اهل معنا یکی از مهمترین مؤلفههای تأمین خدمات پزشکی و بهداشتی در جوامع امروز، رعایت اخلاق پزشکی در همه سویههای آن و نیز در همه مراحل تشخیص و درمان بوده که با وجود اهمیت ویژه، اما همواره بهعنوان یکی از مغفولترین جنبههای حوزه امنیت سلامت در کشور ما مطرح است.
با وجود سیاستگذاریها و اقدامات مثبتی نظیر تدوین منشور حقوق بیمار، اما باز بهوضوح مشاهده میشود که آحاد جامعه و بهخصوص طیف بیماران اطلاع دقیقی از این حقوق نداشته و به همین موازات کادر درمانی و بهداشتی نیز در راستای رعایت اخلاق پزشکی و تأمین حقوق بیماران اقدام مهمی جزء نصب چند بنر و تراکت در مطبها و بیمارستانها انجام نداده و نمیدهند.
شاید عمق این فراموشی وبیتوجهی را بتوان در خلال رخدادهای چند سال گذشته مشاهده کرد که جامعه شاهد مباحث بسیار جدی و حتی چالشبرانگیزی بر سر جوانب مختلف عدم رعایت اخلاق پزشکی در ایران بوده است؛ موارد متعددی نظیر ارتباط نامناسب پزشک و بیمار، عدم اطلاعرسانی دقیق به بیمار جهت گرفتن تصمیم مناسب، عدم رعایت حریم شخصی بیمار، توصیه به جراحی در نخستین مراحل تشخیص بهجای گام آخر، عدم توجه به اولویت معاینه بیمار توسط پزشک همجنس، عدم توجه به مسائل شرعی در مورد معاینه بیماران، تشخیصهای غلط و تجویز اشتباه داروها و آزمایشها، بدرفتاری و بیتوجهی به شخصیت بیمار و غیره که هرکدام بهنوبه خود به ساختار اعتماد ارکان نظام سلامت و مردم خدشه وارد کرده و باعث شده تا نهتنها بسیاری از مراجعان به مراکز درمانی و مطبها دائماً با احساس نارضایتی و جبههگیری در مقابل کسانی قرار گیرند که در تعریف نگهبان سلامت جامعه بهشمار میروند، بلکه حتی برخی چهرههای دینی و سیاسی نیز در واکنش به رویدادهایی تلخ که موجب بروز تنشهایی در سطح جامعه شده، چنین موضوعاتی را نشانگان آشکاری از فاصله گرفتن برخی اعضای جامعه پزشکی از اخلاقیات و شایستگیها و بایستگیهای مرتبط با این حرفه بدانند.
حقوق بیماران و آنچه که نیست
به قول برخی حتماً باید یک بیمار باشی تا بدانی در این وانفسای مشکلات اقتصادی همراه با درد و رنج بیماری، حقوق بیمار و اخلاق پزشکی و بایستگیهای و شایستگیهای روند تشخیص و درمان اصطلاحاً کیلویی چند! البته فرقی نمیکند این بیماری یک تب و سرماخوردگی ساده باشد یا موضوع ترمیم دندان و یا مسائل حادتر دیگر؛ زیرا امروزه بهموازات درد و رنج حاصل از بیماری، بسیاری از مراجعهکنندگان به مطبها متحمل درد و رنج مضاعفتر دیگری بهنام فقدان و یا بیتوجهی به حقوق بیماران هستند که بهمثابه نمک بر روی زخم در حال خودنمایی است.
فرقی نمیکند این بیمار زن باشد یا مرد، کودک باشد یا پیر، روستایی باشد یا شهری، زیرا اینجا بهمثابه برخی محاکم که قضات آن فقط یک بند انگشت اختیاراتشان از خدا کمتر بوده، پزشک نیز هرچه حکم کند، همان است و شما حق هیچ اعتراض و بحثی را ندارید.
در بسیاری از اینگونه مطبها که امروزه بیشتر به دکان و تجارتخانه شبیه هستند، اصلاً مهم نیست که شما بهعنوان یک بیمار یا مصدوم حادثهدیده چه میگویید و در چه شرایطی هستید؛ زیرا اینجا مخلص کلام میزان حق ویزیتی است که مطالبه شده و متعاقباً پرداخت میشود و نه الزاماً سعی در التیام درد و بیماری و یا دقت در صحت تشخیص و تجویز داروی درست و کافی!
شاید برخی بیان این موضوعات را بهنوعی سیاهنمایی شرایط تلقی کرده و از در انکار و یا اعتراض برآیند، اما در پاسخ به این جمع باید گفت که برای کشف حقیقت کافی است که نه خدایی نکرده در بیماری، بلکه بهعنوان یک مشاهدهگر سری به مطبهای خصوصی بزنید و چند ساعتی را در آنها سپری کنید تا بدانید دنیا دست کیست! انبوهی از بیماران رنجور که بهمثابه صف نانوایی در مطبها نشسته و ایستاده ساعتها منتظر جلوس پزشک میشوند و البته این درحالی است که ابتدا از خوان نخست درمان یعنی عدم پذیرش دفترچههای درمانی و الزام به پرداخت حق ویزیتهای رقمدرشت آزاد گذشتهاند.
پس از چند ساعت انتظار در خیابانها و شرایط بد جوی و یا در حالت بهترش اتاق انتظارهای مشترک بین چند پزشک که بیشباهت به ایستگاههای اتوبوس نیست و صدالبته تحمل اداواصول برخی از منشیها و صندوقداران، نوبت به دیدن پزشک میرسد؛ البته نه بهصورت انفرادی، بلکه بهصورت دستهجمعی و گروهی!
درواقع این از خصایص ویژه در بخش درمان کشور ماست که پزشکان گرانقدر تلاش میکنند تا برای تسریع در رفع مشگل بندگان خدا، کار چند نفر را باهم راه بیندازند و اصلاً برایشان مهم نیست این بیمار یک زن است و بقیه حضار آقا و یا برعکس؛ چون همانطور که میدانید، همه ما هم با یکدیگر برادر و خواهریم و البته از پدر و مادری بهنام آدم و حوا و قرار نیست چیز پنهانی از هم داشته باشیم و یا خدایی نکرده حرف محرمانه و خصوصی! بنابراین بسیار اتفاق افتاده که در حین معاینه بیمار جلویی میتوانیم علاوه بر صحبتهای پزشک، قسمتهایی از بدن ایشان را نیز ببینیم تا کمی به اندوختههای پزشکیمان اضافه شود.
یکی دیگر از ویژگیهای خاص پزشکی جامعه ما اینکه وقتی روبهروی پزشک مینشینید، بهطور قطع قبل از آنکه دهان باز کرده و درد خود را بازگو کنید، ایشان شروع به نسخهنویسی (اعم از دارو، آزمایش، عکس و غیره) کرده و درصورت ادامه بحث با عبارت «بعدی»، شما را به سکوت دعوت میکند؛ چون این دست پزشکان به قول خودشان وقت و گوش مفت برای شنیدن حرفهای تکراری بیماران ندارند و اصطلاحاً رنگ رخسار بیمار خبر میدهد که درونش چه میگذرد، پس نیاز به شنیدن وراجیهای او نیست! گو اینکه به قول برخی از پزشکان محترم اگر بیمار را به حال خود رها کنید تا صبح برای شما حرف خواهد زد.
و درنهایت اینکه آیا طبابت، درمان و یا تجویز داروی ایشان به التیام زخم و کاهش درد شما خواهد انجامید یا نه، دیگر با خداست و مثل همیشه پزشکان فقط وسیله هستند! منتها اگر تمایل به هزینهکرد مناسبی برای درمان داشته باشید، قطعاً و با کمال میل و روی خوش شما را به نخستین کلینیک خصوصی به صرف یکی دو عمل جراحی ناقابل و چند مرحله آزمایشهای مختلف دلالت خواهند کرد که امید بسیاری وجود دارد تا در این فرایند شما زودتر بهبود یابید؛ چراکه در قاموس پزشکی تجاری نوین این شل کردن سر کیسه است که ضامن سلامت و بهبودی شما بوده و نه تعهد و اخلاقی پزشک و کادر درمانی و یا پوشش بیمه.
اگرچه ممکن است خواندن مطالب پیشگفته برای برخی بهمثابه طنز و لطیفه باشد، اما واقع امر اینجاست که جدا از بحث فقدان و کمرنگی استاندارها و همچنین بایستگیهای عنوانشده درخصوص ویژگیهای یک مطب (که فقط در تعداد معدودی از آنها دیده میشود)، اما بر اساس استانداردهای ویزیتی که در مصوبه هیئتوزیران آمده است، مدتزمان ویزیت یک پزشک عمومی 15 دقیقه، پزشک متخصص 20 دقیقه، پزشک فوق تخصص 25 دقیقه و روانپزشک 30 دقیقه بوده که امروزه در هیچ بیمارستان و یا مطبی رعایت نمیشود؛ در عین حال معضل معاینه فلهای بیماران نیز بهعنوان یک بدعت ایرانی در حال گسترش بوده و بسیاری از پزشکان به جهت تنگی فضای مطب و حجم مراجعات بیماران، زمان و مکان مناسب را برای معاینه بیمار اختصاص نداده و حتی لازم نیز نمیدانند.
صاحبنظران معتقدند که عدم رعایت زمان کافی در معاینه بیمار، تشخیص نوع بیماری را نیز با مشکلات بسیاری روبهرو میکند؛ چگونه ممکن است پزشکی در طی دو الی سه ساعت دهها بیمار را مورد معاینه قرار داده و از سویی کیفیت درمان را نیز رعایت کند؟ ذکر این موضوع ضروری است که بدانیم کمترین بسامد چنین معاینات فلهای افزایش تأملبرانگیز بروز خطا و اشتباه در تشخیص بیماری و تجویز دارو بوده که صدالبته صدمات آن را نیز کسی جزء بیمار متحمل نمیشود.
کارشناسان بر این نکته تأکید دارند که امروزه مسائل مرتبط با تشخیص نادرست بیماری، تجویز داروی نامناسب و یا دشواری خواندن نسخه از مهمترین عوامل بروز خطاهای پزشکی و سلب امنیت و آرامش بیماران است که دامنگیر جامعه پزشکی ما شده، درواقع با توجه به اینکه تجویز داروی مناسب در کنار تشخیص درست یکی از اصلیترین مراحل درمان تلقی میشود، اما این امر به یکی از مهمترین نقاط کور سیاستگذاری در نظام سلامت ایران مبدل شده است.
بروز تبعات این موضوع تا بدانجا پیش رفته که در یکی از نشستهای خبری دبیر کمیته کشوری تجویز و مصرف منطقی داروی سازمان غذا و دارو با صراحت از وجود 15 نوع خطای شایع پزشکی در زمینه نسخهنویسی خبر داد و اعلام کرد که برخی از پزشکان املای صحیح داروها را نمیدانند و ترجیح میدهند ابتدای نام دارو را نوشته و مابقی آن را نوار قلب ترسیم کنند.
در بُعد دیگر مسئله و درحالی که بیشترین شکایت بعد از جراحان عمومی از پزشکان عمومی است، باید بدانیم که طبق قانون تمامی جراحان و پزشکان مسئول خطاهای خود هستند و بنابراین اگر غفلت و سهلانگاری ایشان منجر به خسارت بیماران شود، باید به جبران بپردازند؛ اما تاکنون نهفقط هیچکس درخصوص موضوع نقش و تأثیر پزشکان در اطاله فرایند درمان و یا بینتیجه بودن آنها در قبال بیماران به تحقیق و تفحص نپرداخته، بلکه حتی در یک فرایند کاملاً تأملبرانگیز و خارج از منطق (بهخصوص در امر جراحیها) با گرفتن تعهد کتبی از بیمار، ضمن رفع مسئولیت و تبرئه کامل پزشک در قبال هرگونه نتیجه معکوس و یا تبعات جراحی، خود بیمار را در آن مسئول میکنند؛ موضوعی که شاید در هیچ کجای دنیا و در هیچ سیستم درمانی دیده و یا شنیده نشده است.
رونق بازار پزشکی پولمحور
در کنار موضوعات فوق، بحث دستمزدهای بسیار بالا و غیر متعارف و یا زیرمیزی نیز یکی از مهمترین دغدغههای حوزه سلامت و بیماران است که باعث شد ضمن بروز برخی جبههگیریها، برخی منتقدان صراحتاً اعلام کنند که درآمد بسیاری از پزشکان متخصص کشور ما حتی از پزشکان کشورهای پیشرفته غربی نیز بالاتر است و بر اساس برخی تحقیقات این ارقام در سال حتی به چندین میلیارد تومان نیز میرسد.
هرچند برخی مسئولان و پزشکان با انتقاد از تمرکز رسانهها بر درآمد ایشان و ابراز نارضایتی از اعلام برخی درآمدها، چنین اطلاعرسانیها را همراه با بزرگنمایی تلقی کرده و حتی ضمن رد آن در مقام دفاع از خود عنوان کردند که درآمد پزشکان بسیار کمتر از چیزی است که در جامعه مطرح میشود، اما با این حال آنچه که امروزه در سطح جامعه دیده شده و گاهی صابون آن نیز به تن برخی از ما خورده، بیانگر واقعیتهای دیگر است.
درحقیقت امکان ندارد که حتی با وجود افزایش نظارتها و راهاندازی سامانه ثبت شکایات مردمی و حتی الزام پزشکان به نصب دستگاههای کارتخوان در مطبها، برخی از این افراد بهیکباره از مزایا و درآمدهای کلان و آنچنانی صرفنظر کرده و بیشتر به فکر احیای نظام اخلاقی در رعایت حال بیماران شده باشند. چه اینکه پیمایشهای صورتگرفته در این خصوص نیز مؤید تغییر روند کاری این پزشکان در قالب کاهش چشمگیر عملهای جراحی در مراکز دولتی و سوق دادن آنها به مراکز خصوصی، گرفتن وجه نقد بهجای استفاده از کارتخوان، عدم قبول دفترچههای درمانی، اطاله دوره درمان و شبکهسازی با آزمایشگاهها و غیره است.
بدیهی است که در شرایط اقتصادی کنونی جامعه مردم با مشاهده شکاف درآمدی زیاد میان خود و این قشر از جامعه و تصور سواستفاده از آلام ایشان برای استحصال سود بیشتر، لاجرم تصویری مادیگرا از آنها بهدست آورده و حتی با بروز کوچکترین رویداد و رخداد (مرتبط یا غیر مرتبط با جامعه پزشکی)، درباره ایشان به پیشداوریهای منفی خواهند پرداخت و یا هنگام مواجهه با تخلف تعداد معدودی از پزشکان، بهسرعت کل جامعه پزشکی را محکوم خواهند کرد.
سخن آخر
هرچند همه ما حاضریم برای حفظ و یا بهدست آوردن سلامتی و بهبودی هر قیمتی را بپردازیم و حفظ جان شیرین با هیچ ثروت و دارایی قابل قیاس نیست، اما این انتظار را نیز نداریم که برخی بهنام درمان و التیام و با سواستفاده از شرایط بحرانی و فقدان انتخاب گزینه دیگر برای بیماران با ایشان چنان تا کنند که افراد از ادامه درمان عاجز شده و حتی در ابتدای راه عطای آن را به لقایش ببخشند و بهاصطلاح با تحمل درد خوشتر باشند تا تحمل جور طبیب!
البته در این خصوص نمیتوان به پزشکان با یک چشم نگریست، چراکه قطعاً در این طیف نیز افراد شریف، نوعدوست، متبحر و توانمند حضور دارند که با استفاده از دانش و علم مزین به اخلاق و تعهد، سعی در درمان آلام بیماران میکنند؛ با این حال واقعیتی که امروزه در جامعه شاهد آنیم، بهنوعی روایتگر غلبه و استیلای نگاه سودجویانه و تجاری به این شغل است و این موضوع باعث شده بنمایه حرفه پزشکی که متشکل از اخلاق، تعهد، نوعدوستی و غیره است به حاشیه رفته و جای خود را به چیزهای دیگر دهد.
فراموش نکنیم که رعایت اصول انسانی و حرفهای یکی از اساسیترین ارکان شغل پزشکی بهشمار رفته و پزشکان همواره از دو جنبه حرفهای و اخلاقی مورد توجه و قضاوت افکار عمومی قرار دارند؛ اینکه جامعه امروز ما چه نمرهای به عملکرد پزشکان داده و یا خواهند داد نیز موضوعی است که قطعاً نتیجه آن در گرو عملکرد خود پزشکان است و نه کس دیگر.