گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103229

رد پای تغییر نگرش و فضای مجازی در کاهش تمایل جوانان به ازدواج

دلیل ازدواج نکردن ترکیبی از فشار اقتصادی و تغییرات فرهنگی و اجتماعی است
رد پای تغییر نگرش و فضای مجازی در کاهش تمایل جوانان به ازدواج

یک عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام با بیان اینکه کاهش تمایل جوانان به ازدواج تنها به مشکلات اقتصادی محدود نمی‌شود، مطرح کرد: مسائل فرهنگی و سنتی، شکل‌گیری الگوهای جایگزین ازدواج و گسترش حضور جوانان در فضای مجازی نیز در این مسئله نقش دارد؛ چراکه فضای مجازی با تغییر سبک زندگی و ذائقه افراد، نگاه آنان به خوشبختی، موفقیت و زندگی مطلوب را تغییر داده و بر نگرششان نسبت به ازدواج، اثر گذاشته است.
یکی از مهم‌ترین رویدادهای زندگی هر فرد، ازدواج و تشکیل خانواده است که تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. گاهی نقش و تأثیر یکی از این عوامل در برهه‌ای از زمان نسبت به سایر عوامل پُررنگ‌تر می‌شود؛ اما اکنون در شرایطی قرار داریم که متأسفانه بخشی از جوانانی که از شرایط و امکان ازدواج برخوردارند، تمایل چندانی به ازدواج از خود نشان نمی‌دهند و آن را به تأخیر می‌اندازند یا از تشکیل زندگی مشترک دوری می‌کنند.
در همین زمینه، با یکی از اعضای هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه ایلام درباره علل کاهش تمایل جوانان به ازدواج و عوامل مؤثر بر این مسئله، به گفت‌وگو پرداخته‌ایم:
بهروز سپیدنامه با اشاره به کاهش تمایل جوانان به ازدواج و افزایش سن ازدواج، اظهار کرد: نمی‌توان سهم عوامل اقتصادی را در این مسئله نادیده گرفت، چراکه ازدواج در جامعه ما نیازمند مجموعه‌ای از ملزومات است که بخش قابل توجهی از آن‌ها به مسائل اقتصادی مربوط می‌شود.
وی افزود: فردی که قصد تشکیل خانواده دارد، باید امکانات اولیه زندگی را فراهم کند و یکی از نخستین پرسش‌هایی که از یک جوان در آستانه ازدواج مطرح می‌شود، درباره مسکن، وسایل زندگی و شغل او است؛ بنابراین بخش قابل توجهی از پرسش‌های مطرح‌شده در فرآیند ازدواج، ماهیت اقتصادی دارد.
یک عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام با اشاره به عواملی که موجب کاهش تمایل جوانان به ازدواج می‌شود، گفت: نمی‌توان سهم عوامل اقتصادی را در این مسئله نادیده گرفت. در کنار عوامل اقتصادی، مسائل فرهنگی نیز در کاهش تمایل به ازدواج نقش دارند.
وی ادامه داد: بخشی از این مسائل به سنت‌ها و الگوهای فرهنگی بازمی‌گردد. در کنار ازدواج، مجموعه‌ای از الگوهای جایگزین شکل گرفته که گاهی افراد را ازنظر ذهنی از ازدواج بی‌نیاز می‌کند؛ البته این بی‌نیازی، کاذب است.
این عضو هیئت علمی با بیان اینکه در کنار عوامل اقتصادی مسائل فرهنگی نیز در کاهش تمایل به ازدواج نقش دارند، ابراز کرد: بخشی از این مسائل به سنت‌ها و الگوهای فرهنگی بازمی‌گردد؛ برای مثال، در برخی خانواده‌ها این تصور وجود دارد که تا زمانی که دختر بزرگ‌تر ازدواج نکرده، دختر کوچک‌تر نیز نباید ازدواج کند. در نتیجه، اگر ازدواج دختر بزرگ‌تر به تأخیر بیفتد، ممکن است سن ازدواج سایر دختران خانواده نیز افزایش پیدا کند. چنین مواردی نمونه‌ای از عوامل فرهنگی و سنتی هستند که می‌توانند مانع ازدواج افراد شوند.
سپیدنامه با اشاره به تغییرات اجتماعی و گسترش وسایل ارتباط جمعی، گفت: امروزه فضای مجازی و رسانه‌ها پیشرفت زیادی کرده‌اند و در کنار آن، تنوع الگوهای زندگی نیز افزایش یافته است.
وی توضیح داد: وقتی درباره ازدواج صحبت می‌کنیم، درواقع درباره شکل‌گیری یک نهاد اجتماعی به‌نام خانواده سخن می‌گوییم. خانواده مجموعه‌ای از روابط نسبتاً پایدار است که برای رفع نیازهای افراد شکل می‌گیرد. با ازدواج، روابط افراد سامان پیدا می‌کند و تعهدات، وظایف و تکالیف آن‌ها مشخص می‌شود؛ بنابراین ازدواج می‌تواند به زندگی افراد نظم و سامان بدهد.
این عضو هیئت علمی با اشاره به الگوهای جایگزین ازدواج، تصریح کرد: در بسیاری از این روابط، چنین تعهداتی وجود ندارد؛ برای مثال، افراد ممکن است وارد روابطی تحت عنوان پارتنر یا شریک شوند. ازدواج سفید نیز از همین منظر قابل بررسی است، چراکه در این نوع رابطه، برخلاف ازدواج رسمی، نهاد خانواده با تعهدات مشخص شکل نمی‌گیرد.
سپیدنامه ادامه داد: در چنین روابطی افراد ممکن است نیازهای عاطفی یا جنسی یکدیگر را برطرف کنند، اما تعهد مشخصی نسبت به هم نداشته باشند و هر زمان که بخواهند، از رابطه خارج شوند. در این شرایط، الزاماتی مانند مهریه و سازوکارهای حقوقی و قضائی ازدواج رسمی وجود ندارد. به همین دلیل، این روابط را باید الگوهای جایگزین دانست که ممکن است فرد را ازنظر ذهنی از تشکیل خانواده بی‌نیاز کنند.
وی با بیان اینکه برخی جوانان تشکیل خانواده را مساوی با پذیرش تعهدات سنگین می‌دانند، افزود: بخشی از جامعه تعهدگریز شده و نمی‌خواهد خود را به فرد دیگری پایبند کند. این افراد ممکن است ترجیح دهند به برخی لذت‌های زودگذر برسند، بدون اینکه در قالب یک نهاد رسمی و پایدار، تعهدات مشخصی را بپذیرند. این مسئله به جامعه آسیب می‌زند، زیرا هیچ چیزی جایگزین خانواده نمی‌شود و هیچ رابطه‌ای نمی‌تواند جای روابط سالم درون خانواده را بگیرد.
این عضو هیئت علمی با اشاره به نقش گسترده فضای مجازی در زندگی جوانان، گفت: امروزه جوانان و نوجوانان حضور گسترده‌ای در فضای مجازی دارند و این فضا به زندگی واقعی آن‌ها نیز پیوند خورده است؛ آشنایی‌هایی که در فضای مجازی شکل می‌گیرد و سپس در دنیای واقعی ادامه پیدا می‌کند، در کنار الگوهای جدیدی که در جامعه درحال شکل‌گیری است، شرایطی را ایجاد کرده که در گذشته به این شکل وجود نداشت.
وی افزود: در گذشته بخش عمده نیازهای افراد در چارچوب خانواده پاسخ داده می‌شد و به‌ویژه نیازهای جنسی در چارچوب روابط زناشویی تعریف می‌شد؛ خارج از این چارچوب، چنین روابطی عمدتاً تابو محسوب می‌شدند و قرار گرفتن روابط در چارچوب خانواده باعث آن بود که افراد از بسیاری از آسیب‌ها دور بمانند. امروز اما برخی از مسائلی که در گذشته پنهان بود، با اطلاع خانواده یا حتی در فضای عمومی، مطرح می‌شود که نشان‌دهنده تغییرات فرهنگی قابل توجه است.
سپیدنامه درباره تأثیر فضای مجازی بر تغییر تعریف جوانان از خوشبختی و موفقیت نیز اظهار کرد: فضای مجازی علاوه‌بر تغییر سبک زندگی، ذائقه افراد را نیز تغییر داده است. نگاه افراد به خوشبختی، موفقیت و زندگی مطلوب تغییر کرده و این مسئله بر نگرش آن‌ها نسبت به ازدواج نیز اثر می‌گذارد.
وی با اشاره به نظریه میدان پیر بوردیو، بیان کرد: بوردیو معتقد است میدان‌ها می‌توانند عادت‌واره‌ها، سلایق و ترجیحات افراد را شکل دهند؛ برای مثال، فردی که وارد دانشگاه یا محیط خوابگاه می‌شود، ممکن است عادت‌واره‌هایی پیدا کند که با عادت‌واره‌های خانواده‌اش متفاوت باشد. امروز یکی از مهم‌ترین میدان‌هایی که با آن مواجه هستیم، فضای مجازی است که تأثیر قابل توجهی بر سلایق، ترجیحات، عادت‌واره‌ها و انتخاب‌های افراد گذاشته است.
این جامعه‌شناس ادامه داد: جامعه امروز مصرفی بوده و بخشی از این مصرف، فرهنگی است. به تعبیر وبلن، بخشی از مصرف امروز تظاهری یا نمایشی بوده؛ یعنی فرد گاهی چیزی را مصرف می‌کند که نیاز واقعی او نیست، اما فضای مجازی آن را چنان برای او واقعی و ضروری جلوه می‌دهد که به سمتش می‌رود.
سپیدنامه افزود: در فضای مجازی حتی در تبلیغات نیز گاهی بیش از محتوای مورد نظر، ظاهر و ویژگی‌های فرد تبلیغ‌کننده مورد توجه قرار می‌گیرد؛ این موضوع را می‌توان در چارچوب مفهوم سرمایه جنسی نیز بررسی کرد که ابعادی مانند زیبایی، زیورآلات، منش زنانه و برخی رفتارهای نمایشی را شامل می‌شود. این موارد در فضای مجازی به شکل مصرف نمایشی نمود پیدا کرده و نوعی رقابت میان افراد ایجاد می‌کند.
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، سلایق جدیدی شکل می‌گیرد و برخی رفتارها و اقدامات، ازجمله جراحی‌های زیبایی، عادی‌سازی می‌شوند. حتی برخی اعتقادات و مناسک دینی نیز در فضای مجازی مورد تمسخر قرار می‌گیرند؛ تمام این موارد بر سلایق افراد تأثیر می‌گذارند، نیازهای کاذب ایجاد می‌کنند و الگوهایی را به‌وجود می‌آورند که مبنای انتخاب افراد قرار می‌گیرند.
این عضو هیئت علمی با اشاره به تأثیر این الگوها بر انتخاب همسر، گفت: انتظارات کاذبی که در فضای مجازی ایجاد می‌شوند، ممکن است توقع افراد از همسر آینده خود را افزایش دهند؛ برای مثال، افراد در فضای مجازی با زندگی‌های لوکس و رفتارهای تصنعی مواجه می‌شوند که گاهی صرفاً برای ضبط یک کلیپ انجام شده است، اما آن را به‌عنوان رفتار واقعی تلقی می‌کنند و انتظار دارند چنین شرایطی در زندگی مشترک نیز وجود داشته باشد.
سپیدنامه ادامه داد: این مسئله پیش از گسترش شبکه‌های اجتماعی نیز به شکل دیگری وجود داشت. در برخی فیلم‌های غیر اخلاقی، بدن‌ها و رفتارهایی نمایش داده می‌شود که طبیعی نیستند و جنبه نمایشی و تجاری دارند. فردی که چنین تصاویری را می‌بیند، ممکن است همان رفتارها را از همسر خود انتظار داشته باشد و زمانی که واقعیت با تصویر ارائه‌شده متفاوت باشد، دچار سرخوردگی شود و حتی همسر خود را به ناتوانی یا ناآشنایی با روابط زناشویی متهم کند؛ بنابراین انتظارات کاذب می‌تواند به روابط آسیب بزند.
وی با اشاره به تغییر تابوهای اجتماعی، اظهار کرد: در گذشته افراد به‌سادگی درباره روابط پنهان خود صحبت نمی‌کردند، اما امروز در برخی برنامه‌ها و دوربین‌های مخفی، افراد علناً درباره موضوعاتی صحبت می‌کنند که در فرهنگ ایرانی اسلامی ما هیچ جایی ندارد؛ موضوعاتی مثل همراهی و دوستی با جنس مخالف که در گذشته تابو و پنهان بود. این تغییرات، جامعه را به سمت شرایطی جدید سوق داده که با بافت سنتی جامعه ما سازگاری نداشته است.
این عضو هیئت علمی در توضیح این تغییرات با مفهوم گسست نسلی گفت: یکی از تبیین‌ها، تفاوت نظام ارزشی نسل جدید با والدین و وجود نوعی گسست نسلی است. البته شکاف نسلی پدیده‌ای نوظهور نیست و در همه دوره‌ها وجود داشته؛ بنابراین نمی‌توان تمام تغییرات امروز را صرفاً با این مفهوم توضیح داد. بااین‌حال، امروز تحول بزرگی در روابط، نگرش‌ها و ایستارهای ذهنی افراد رخ داده که بر خانواده نیز تأثیر گذاشته است.
سپیدنامه افزود: حتی در برخی موارد خانواده‌ها در برابر این تغییرات تسلیم شده‌اند و به خواسته‌های جدید تن داده‌اند؛ این مسئله نشان می‌دهد نگرانی خانواده‌ها از وضعیت موجود گاهی موجب پذیرش روابطی شده که در گذشته پذیرفته نبود.
این عضو هیئت علمی در ادامه درباره تأثیر مشاهده طلاق در اطرافیان بر ترس جوانان از ازدواج اظهار کرد: امروز نرخ طلاق در جامعه زیاد است و بخش قابل توجهی از طلاق‌ها در پنج سال نخست زندگی مشترک اتفاق می‌افتد؛ یکی از مهم‌ترین عوامل طلاق، نبود یا کمبود شناخت است. بسیاری از افراد شناخت دقیقی از یکدیگر ندارند و این شناخت ناکافی گاهی به‌دلیل آشنایی‌هایی بوده که در فضای مجازی شکل گرفته است.
وی افزود: افراد در این فضا ممکن است بیشتر درباره علایق و سلایق خود صحبت کنند و بسیاری از مسائل اساسی که باید پیش از ازدواج درباره آن‌ها شناخت پیدا کنند، نادیده گرفته شود. این شناخت ناقص می‌تواند در ادامه به اختلاف و طلاق منجر شود؛ در کنار طلاق رسمی نیز با پدیده‌هایی مانند طلاق عاطفی و طلاق روانی مواجه هستیم، یعنی افراد به‌صورت قانونی از یکدیگر جدا نشده‌اند، اما رابطه همسری میان آن‌ها به تحمل یکدیگر تبدیل شده است.
سپیدنامه خاطرنشان کرد: ممکن است جوانانی که چنین الگوهایی را در خانواده یا اطرافیان خود دیده‌اند، با احتیاط بیشتری نسبت به ازدواج اقدام کنند، اما نمی‌توان ترس از طلاق و مشاهده تجربه‌های ناموفق را مهم‌ترین و مسلط‌ترین عامل افزایش سن ازدواج دانست.
وی با اشاره به پدیده تجرد قطعی به‌عنوان یکی از نگرانی‌های جدی جامعه، گفت: در کنار آمار طلاق، با تجرد قطعی نیز مواجه هستیم. تجرد قطعی به دختران و پسرانی اشاره دارد که از سن ازدواج عبور کرده‌اند و دیگر امیدی به ازدواج ندارند و حتی ممکن است تصور کنند امکان ازدواج برای آن‌ها وجود ندارد.
این جامعه‌شناس افزود: افزایش تجرد قطعی می‌تواند تمایل افراد به الگوهای جایگزین را افزایش دهد، زیرا افراد در چنین شرایطی به دنبال روش‌هایی برای پاسخ به نیازهای خود خواهند بود.
سپیدنامه در پایان سخنانش با اشاره به تأثیر تجربه‌های گذشته بر رفتار افراد، گفت: تجربه‌ها در نحوه عمل ما تأثیرگذارند. نظریه مبادله نیز بر این موضوع تأکید دارد. اگر فردی در موقعیتی به موفقیت برسد، احتمال دارد آن رفتار را تکرار کند و اگر دچار ناکامی شود، تلاش می‌کند از تکرار آن رفتار پرهیز کند؛ اگرچه نمی‌توان این عوامل را مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین دلایل افزایش سن ازدواج در جامعه دانست، اما تأثیر تجربه‌های ناموفق، مشاهده طلاق و ترس از تکرار شکست بر نگرش جوانان نسبت به ازدواج، انکارنشدنی است.

ارسال نظر

سوال: رنگ برگ‌ها؟ Sabz

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار