بطلان انگاره تضاد «حجاب» و «حضور اجتماعی» در سیره زینبی
سپهرغرب، گروه ریحانهآفرینش- طیبه اسدبیگی؛ یک پژوهشگر حوزه زنان گفت: سیره حضرت زینب (س) باطلکننده این نظریه است که حضور فعال اجتماعی با حفظ حجاب و عفاف منافات دارد. ایشان در مجلس یزید و عبیدالله سخنرانی و حاکمان را تحقیر کردند و در متن بزرگترین حادثه سیاسی تاریخ ایستادند؛ اما در تمام این مسیر، حریم عفاف را خط قرمز خود قرار دادند.
وقتی حرف از عاشورا به میان میآید، خیلی از ما ناخودآگاه یاد صحنههای جانسوز و بیتابی خانواده امام حسین (ع) میافتیم؛ اما واقعیت این است که نقش زنان در این واقعه، بسیار فراتر از یک همراهی عاطفی و از سر دلبستگی بود. اگر با نگاهی دقیقتر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم که حضور بانوان در کاروان کربلا، یک نقشآفرینی کاملاً هوشمندانه و حسابشده بوده است. درحقیقت، این «جهاد تبیین» و روایتگری دقیق آنها بود که نگذاشت پیام نهضت در بیابانهای کربلا دفن شود.
نکته عجیب و الهامبخش این است که حضرت زینب (س) و دیگر بانوان، با وجود آنهمه داغ و مصیبت، حتی یک قدم از اصول دینی خود عقب ننشستند. آنها در سختترین لحظات اسارت، مقتدرانه پای ارزشهایی مثل عفاف و حجاب ایستادند و اجازه ندادند گَرد ذلت بر چهرهشان بنشیند. نکته مهمتر اینکه، آنها فقط به گریه و زاری بسنده نکردند؛ بلکه از همان عزاداری و اشکها، یک «رسانه» ساختند. آنها سوگواری را به سنتی برای بیداری مردم تبدیل کردند تا پیام مظلومیت و حقانیت عاشورا، سینه به سینه منتقل شود.
امروز هم زن مسلمان در مواجهه با دنیای مدرن، به دنبال مدلی است که هم بتواند در اجتماع اثرگذار باشد و هم اصالت خودش را حفظ کند. اما چطور میشود از الگوی زینبی برای زندگی امروز درس گرفت؟
به این منظور، پای صحبتهای فرشته روحافزا، یکی از اساتید دانشگاه تهران و پژوهشگر برجسته حوزه زنان و خانواده نشستیم؛ در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید:
* در ابتدا بفرمایید فلسفه و ضرورت حضور خانواده و بانوان در کاروان امام حسین (ع) چه بود؟ آیا این حضور صرفاً جنبه عاطفی داشت؟
خیر، حضور خاندان امام حسین (ع) در نهضت عاشورا یک طراحی دقیق الهی و راهبردی بود، نه یک همراهی ساده یا صرفاً عاطفی. اگر قیام عاشورا صرفاً جنبه نظامی و جنگی داشت، حضور زنان و کودکان توجیهی نداشت، اما امام (ع) با همراه کردن خانواده خود نشان دادند که این حرکت، یک قیام همهجانبه برای اصلاح امت، احیای امر به معروف و نهی از منکر و نجات حقیقت اسلام است. حضور بانوان ثابت کرد که بار سنگین مبارزه با انحراف و ظلم، رسالتی جنسیتپذیر نیست و زن و مرد در حفظ دین خدا دوشادوش یکدیگر مسئولیت دارند.
* جایگاه علمی، معرفتی و اجتماعی حضرت زینب (س) پیش از واقعه کربلا چگونه بود؟
حضرت زینب (س) نهفقط بهعنوان فرزند علی (ع) و فاطمه (س)، بلکه بهعنوان یک دانشمند و مفسر قرآن در مدینه و کوفه شناخته میشدند. ایشان کلاسهای تفسیر قرآن برای زنان داشتند و مرجع علمی و فقهی بانوان بودند؛ لقب «عقیله» به معنای بانوی خردمند و اندیشمند، نشاندهنده درایت بالا و جایگاه اجتماعی برجسته ایشان است. این پیشینه علمی و معرفتی بود که به حضرت قدرت داد تا در بحرانیترین روزهای اسارت، خطبههایی در کمال فصاحت، بلاغت و استدلال، ایراد کنند.
* مدیریت حضرت زینب (س) در طول سفر اسارت و مواجهه با بحرانها دارای چه ابعادی بود؟
حضرت زینب (س) در کربلا و مسیر اسارت با سه بحران همزمان روبهرو بودند: بحران عاطفی (داغ عزیزان)، بحران امنیتی (شکنجهها و تهدیدهای جانی) و بحران مدیریتی (اداره کاروان اسرا و ساماندهی به کودکان تشنه و هراسان). ایشان در این موقعیت بینظیر، تعادلی شگفتانگیز میان نقشهای خود برقرار کردند. هرگز تسلیم رفتارهای احساسیِ بیهدف نشدند؛ گریهها و سوگواریهای حضرت هدفمند و افشاگرانه بود. از سوی دیگر، حفظ جان امام زمانشان، یعنی امام سجاد (ع)، در چند نوبت و حفاظت از کرامت و چادر زنان کاروان، نشاندهنده هوشیاری کامل ایشان در سختترین شرایط است.
* نسبت میان فعالیت اجتماعی و حفظ حیا و عفاف در سیره حضرت زینب (س) چیست؟
سیره حضرت زینب (س) باطلکننده این نظریه است که حضور فعال اجتماعی با حفظ حجاب و عفاف منافات دارد. ایشان در مجلس یزید و عبیدالله سخنرانی و حاکمان را تحقیر کردند و در متن بزرگترین حادثه سیاسی تاریخ ایستادند؛ اما در تمام این مسیر، حریم عفاف را خط قرمز خود قرار دادند. نقل است که ایشان در اسارت تلاش میکردند تا سرهای مطهر شهدا را جلوتر از کاروان حرکت دهند تا توجه تماشاگران به چهره زنان جلب نشود. این یعنی زن معاصر میتواند در بالاترین سطوح اجتماعی اثرگذار باشد و درعینحال، به استانداردهای شرعی و عفت خود وفادار بماند.
* همراهی حضرت زینب (س) با امام حسین (ع) را چطور برای امروز معنا میکنید؟
همراهی با امام یعنی همراهی آگاهانه و مسئولانه، نه صرفاً از روی هیجان و احساس. حضرت زینب (س) میدانستند که این مسیر چقدر سخت و پُرهزینه است؛ اما در لحظههای حساس، بهجای عقبنشینی یا گلایهمندی فلجکننده، به ستون پایداری جبهه حق تبدیل شدند. همراهی زینبی به معنای ایستادن پای انتخاب عقلانی و شرعی است؛ حتی زمانی که همه شرایط علیه شما است.
ما امروز در زندگی شخصی و اجتماعی خود به این نگاه نیاز داریم. در مواجهه با مشکلات اقتصادی، خانوادگی و فرهنگی، نباید منفعل شویم یا به گلایههای بیحاصل روی بیاوریم، بلکه باید مثل حضرت زینب (س) در دل بحران، کنشگر باشیم و تهدیدها را به فرصتی برای تبیین حق و بیداری دیگران، تبدیل کنیم.
* نقش حضرت زینب (س) در حفظ وفاداری و روحیه یاران امام و کاروان چه بود؟
ایشان کانون آرامش و اقتدار کاروان بودند. پس از عصر عاشورا که همه تکیهگاههای ظاهری از دست رفت، این حضرت زینب (س) بود که با صلابت خود مانع از فروپاشی روحی خاندان پیامبر شد. ایشان با کلام پُرمهر و درعینحال مقتدرانه خود، روحیه صبر و رضا را در دل کاروان زنده نگه داشتند. نگاه توحیدی حضرت به مصائب که در عبارت معروف «ما رأیتُ إلا جمیلاً» (جز زیبایی چیزی ندیدم) متجلی شد، کلید فهم این روحیه است. وقتی انسان مبدأ و مقصد را خدا ببیند، رنج در راه خدا برای او زیبا و تحملپذیر میشود و همین باور را به کل کاروان منتقل میکند.
* چگونه میتوان برای جمع رسالت اجتماعی زن و تعهدات خانوادگی او در سیره حضرت زینب (س) الگو ساخت؟
حضرت زینب (س) نشان دادند که رسالت اجتماعی و تعهدات خانوادگی نهتنها مانعةالجمع نیستند، بلکه میتوانند مکمل یکدیگر باشند. ایشان برای همراهی با امام زمان خود، رضایت و همراهی همسرشان، عبداللهبنجعفر را جلب کردند و این نشاندهنده احترام به نهاد خانواده و رعایت حقوق همسری در کنار انجام رسالت بزرگ تاریخی است. از سوی دیگر، تربیت فرزندانی که در کربلا به شهادت رسیدند، نشاندهنده موفقیت کامل حضرت در نقش مادری است. ایشان مادری نبودند که فرزندان خود را در حصار عافیتطلبی نگه دارند، بلکه آنان را مجاهد و مسئولیتپذیر تربیت کردند تا در بزنگاه حق و باطل، جان خود را فدای امام زمانشان کنند.
* ورود بهموقع و پرهیز از رفتارهای هیجانی در مدیریت بحران حضرت زینب (س) چگونه متبلور شد؟
در مدیریت بحران، تشخیص «زمان» و «نوع اقدام» حیاتی است. حضرت زینب (س) هرگز بر اساس احساسات آنی تصمیم نگرفتند؛ در لحظاتی که دشمن هلهله میکرد و فضا پُر از تنش بود، ایشان با سکوت خود یا با یک خطابه دقیق، فضا را مدیریت میکردند. ایشان هرگز رفتاری انجام ندادند که بهانه به دست دشمن بدهد تا شأن اهل بیت (ع) مخدوش شود. ورود حضرت به مسائل همیشه بهموقع، سنجیده و براساس مصالح عالی دین و امامت بوده؛ بهویژه در حفظ جان امام سجاد (ع) که با شجاعت تمام مانع از تعرض دشمن به ایشان شدند.
* فریاد «وا محمدا» در گودال قتلگاه را چگونه بهعنوان یک حرکت رسانهای و آغاز جهاد تبیین تحلیل میکنید؟
فریاد «وا محمدا» در گودال قتلگاه یک شیون معمولی از سر ناتوانی نبود؛ بلکه نخستین اقدام رسانهای و آغازگر جهاد تبیین پس از شهادت امام حسین (ع) بود. حضرت زینب (س) در برابر لشکر دشمن، پیامبر اسلام (ص) را صدا زدند تا به لشکریان غافل و جامعه خوابزده یادآوری کنند کسی که روی خاک افتاده و پیکرش پارهپاره شده، نوه همان پیامبری است که ادعای مسلمانی و پیروی از او را دارند. ایشان با این کار، نقاب تزویر را از چهره حکومت اموی کشیدند و نشان دادند مدعیان خلافت رسولالله، فرزند رسولالله را به شهادت رساندهاند. این یک روشنگریِ بزرگ، در بحرانیترین لحظه تاریخ بود.
* فرمودید در تقابل حق و باطل، مسیر یا عاشورایی است یا یزیدی؛ زن معاصر امروز چگونه باید موضع خود را انتخاب کند؟
در تقابل حق و باطل، موضع سومی بهنام بیطرفی وجود ندارد؛ سکوت، توجیه و عافیتطلبی در عمل به سود جبهه باطل تمام میشود. زن معاصر امروز باید تصمیم بگیرد که میخواهد در کدام جبهه باشد. انتخاب موضع زینبی یعنی داشتن عزت نفس، ایستادگی بر اصول اخلاقی و دینی و تن ندادن به استانداردهای دوگانه دنیای مدرن. زنی که در برابر ناهنجاریها، فساد و ستم سکوت نمیکند، از ارزشهای خانوادگی و حریم عفت دفاع و فرزندانی مسئولیتپذیر تربیت میکند، در جبهه عاشورایی قرار دارد. بیتفاوتی و ترجیح دادن راحتی شخصی بر انجام وظیفه، گام برداشتن در مسیر یزیدی است.
* حضرت زینب (س) چگونه در اوج داغدیدگی، عاطفه را از وظیفه تفکیک کردند؟
این شگفتانگیزترین بخش از شخصیت و مدیریت ایشان است؛ داغ از دست دادن برادران، فرزندان و برادرزادگان برای هر انسانی شکننده است، اما حضرت زینب (س) هرگز اجازه ندادند این مصیبت بزرگ، مانع از انجام رسالت تاریخی ایشان شود. حضرت عزاداری و گریه را به ابزاری برای روشنگری تبدیل کردند و نه وسیلهای برای ابراز عجز. در سختترین شرایط مسیر اسارت، عبادات شبانه و حتی نماز شبهای نشسته خود را رها نکردند. این یعنی تفکیک عاطفه شخصی از وظیفه الهی؛ ایشان نشان دادند که بندگی خدا و حفظ جریان امامت بر هر چیز دیگری، حتی سنگینترین عواطف بشری، اولویت دارد.
* چرا بر حفظ مرزهای حلال و حرام و عزت نفس، حتی در شرایط اضطرار و اسارت، تأکید دارید؟
چون لغزشگاه اصلی انسانها دقیقاً همینجا است؛ در شرایط اضطرار، گرسنگی، ترس و فشارهای شدید روانی و اقتصادی است که بسیاری از آدمها اصول خود را زیر پا میگذارند و رفتارهای خود را توجیه میکنند، اما مکتب زینبی به ما میآموزد که مرزهای حلال و حرام در هیچ شرایطی تغییر نمیکنند.
وقتی در کوفه به کودکان کاروان خرما یا نان بهعنوان صدقه دادند، حضرت زینب (س) آنها را از دهان کودکان بیرون آوردند و فرمودند: «صدقه بر خاندان ما حرام است». این رفتار صرفاً اجرای یک حکم فقهی نبود، بلکه حفظ عزت نفس و اعلام هویت در اوج سختی بود. یعنی ما اسیر و گرسنه هستیم، اما عزت نفس خود را با پذیرش اعانه دشمن، معامله نمیکنیم. این بزرگترین درس برای امروز ما است که مشکلات اقتصادی و فشارهای زندگی را بهانهای برای عبور از مرزهای حلال و حرام قرار ندهیم.
* آیا میتوان گفت در سیره اهل بیت (ع) جایی برای «استثناتراشی» جهت عبور از حدود شرعی وجود ندارد؟
دقیقاً همینطور است؛ در مکتب زینبی، توجیههای رایجی مثل «شرایط اضطراری است»، «بچهاند و متوجه نمیشوند» یا «چاره دیگری نداریم»، مجوزی برای شکستن قواعد دین نیست. استاندارد دینداری وقتی که امام حسین (ع) حضور داشتند با وقتی که حضور نداشتند، هیچ تفاوتی نکرد. سختی، فشار، تهدید و آوارگی وجود داشت، اما مرزهای عفت، حجاب و کرامت هرگز فرو نریخت. این نشان میدهد که احکام الهی همیشگی و مطلق هستند و شرایط سخت زندگی نباید ما را به سمت توجیهتراشی و عبور از خطوط قرمز شرعی سوق دهد.
* معنای اینکه حضرت زینب (س) در اسارت، نفس خود را «بنده خدا» کرده بودند چیست؟
یعنی ایشان به بالاترین درجه از کنترل نفس و خودسازی رسیده بودند. در شرایطی که هر انسانی ممکن است تحت تأثیر سختی تحقیر، داغ عزیزان، خستگی مفرط و هلهله دشمن، کنترل خود را از دست بدهد و واکنشهای احساسی، شیونهای بیهدف یا کلمات ناشی از ضعف به زبان بیاورد، حضرت زینب (س) تمام احساسات خود را مدیریت کردند. این کنترل نفس در تمام جزئیات رفتاری ایشان متجلی بود؛ در نحوه ایستادن، در نوع پاسخ دادن به عبیدالله و یزید و در اداره کاروان. حضرت بنده نفس خود نبودند، بلکه نفس ایشان کاملاً مطیع فرمان عقل و شرع بود.
* راز پایداری و عبادتهای مستحبی حضرت زینب (س) در آن شرایط بحرانی چه بود؟
راز این پایداری، پیوند عمیق و ناگسستنی ایشان با خداوند بود. تفاوت کسی که فقط براساس انگیزههای مادی مقاوم است با کسی که مقاومت الهی دارد، در همین است. حضرت زینب (س) در اوج بحران و مصیبت، نماز شب خود را ترک نکردند؛ چراکه روح ایشان از سرچشمه توکل و عبادت سیراب میشد. کسی که با خدا خلوت میکند و از او نیرو میگیرد، در برابر فشارهای بیرونی و تحقیرهای دشمن، نمیشکند. عبادت برای ایشان یک عادت نبود، بلکه مأمن و تکیهگاهی بود که بهوسیله آن، سختیها را تحملپذیر و روح خود را استوار نگاه میداشتند.
* آیا خطبههای بینظیر حضرت زینب (س) در کوفه و شام را باید صرفاً یک معجزه دانست؟
خیر، تقلیل دادن این خطبهها به معجزه، درسهای عملی آنها را از ما میگیرد. این کلام فاخر، نشاندهنده «منطق آموختهشده»، سواد عالی، تقوا و زمانشناسی حضرت زینب (س) بود. ایشان منطق کلامی امیرالمؤمنین (ع) را آموخته بودند و بهدرستی میدانستند که با هر مخاطب، چگونه سخن بگویند.
لحن و استدلال حضرت در برابر مردم پیمانشکن کوفه با لحن ایشان در کاخ یزید، کاملاً متفاوت بود. این نشان میدهد که حضرت تاریخ سیاسی و اجتماعی را بهخوبی میشناختند، زمانه خود را تحلیل میکردند و به ابزارهای تبیین و سخنوری مجهز بودند. این خطبهها به ما یاد میدهند که برای دفاع از حق، باید به دانش، منطق و مهارتهای ارتباطی مجهز باشیم.
* مواجهه حضرت زینب (س) با یزید در شام را چگونه تحلیل میکنید؟ آیا این مواجهه یک مذاکره بود؟
بههیچوجه نمیتوان نام آن را مذاکره گذاشت. مذاکره یعنی گفتوگو برای دادوستد امتیاز و معامله از موضع ضعف یا برابر؛ اما مواجهه حضرت زینب (س) با یزید، محاکمه حاکم ظالم از موضع عزت و اقتدار بود. ایشان بدون اینکه ترسی به دل راه دهند، در کاخ یزید ایستادند و با یادآوری پیشینه تاریک خاندان بنیامیه (آزادشدگان به دست پیامبر اسلام)، مشروعیت و ابهت پوشالی یزید را در هم شکستند. ایشان با بیانی قاطع فرمودند: «هرچه میخواهی مکر بورز و تلاش کن، اما به خدا سوگند نخواهی توانست یاد ما را محو کنی و وحی ما را بمیرانی». این برخورد، تحقیر قدرت پوشالی ستمگر بود و نه معامله با او.
* برای زن امروز که با انواع بحرانهای خانوادگی، اقتصادی، فکری و چالشهای فضای مجازی روبهرو است، نسخه زینبی چیست؟
نسخه زینبی برای زن امروز این است که سبک زندگی خود را براساس اصول اصیل دین تنظیم کند و نه براساس موجهای گذرا و سوگواریهای صرفاً احساسی. مهمترین اصول این نسخه عبارتند از:
1. عزت نفس: حفظ کرامت انسانی و تن ندادن به حقارتها زیر فشارهای مختلف زندگی.
2. پایبندی به حلال و حرام: مرزبندی دقیق مالی و رفتاری حتی در تنگناهای شدید اقتصادی.
3. عفاف و حجاب: حفظ حریم شخصی و کرامت زن در عین حضور فعال و اثرگذار در جامعه.
4. کنترل نفس و عواطف: مدیریت احساسات در بحرانهای خانوادگی و اجتماعی بهگونهای که مانع از تصمیمگیری عقلانی نشود.
5. ارتقای معرفت و سواد رسانهای: زمانهشناسی و مجهز شدن به منطق و آگاهی برای دفاع از حق در فضای مجازی و حقیقی.
6. پناهگاه بودن برای دیگران: همدلی، مسئولیتپذیری و حمایت از اعضای خانواده و اطرافیان در لحظات ترس و ناامیدی.
* اگر بخواهیم رسالت حضرت زینب (س) را در یک جمله خلاصه کنیم، آن رسالت چیست؟
رسالت حضرت زینب (س) «حفظ، تبیین و معرفی صحیح دین خدا» در سختترین شرایط تاریخ بود. ایشان اجازه ندادند حقیقت اسلام در غوغای تبلیغات دروغین حکومت اموی تحریف یا فراموش شود؛ البته باید توجه داشت کسی که خود به آموزههای دین پایبند نباشد، نمیتواند حامل این رسالت باشد. به قول معروف: «ذات نایافته از هستیبخش، کی تواند که شود هستیبخش؟» تا زمانی که ما خود عامل به احکام الهی و قرآن نباشیم، نمیتوانیم پیامرسانان خوبی برای مکتب عاشورا باشیم.
* رسالت مقابله با فساد و انحراف امروز چگونه باید دنبال شود؟
این رسالت پیش از هر چیز از خودسازی و اصلاح درون آغاز میشود. مبارزه با فساد و ناهنجاریهای اجتماعی به معنای اقدامات هیجانی، تند و بیبرنامه نیست. ما باید با روشهای علمی، منطقی، اخلاقی و متناسب با شرایط زمانه حرکت کنیم؛ همانگونه که حضرت زینب (س) با شناخت دقیق از جامعه و مخاطبان خود، بهترین و مؤثرترین شیوه روشنگری را انتخاب میکردند. خودسازی، تقویت ایمان و عمل به وظایف فردی، زیربنای هرگونه حرکت اصلاحی در جامعه است.
* زنان عاشورایی چه نسبتی با زنان امروز دارند؟ آیا آن الگوها محدود به سال 61 هجری هستند؟
خیر، زنان عاشورایی در تاریخ کربلا متوقف نشدند، بلکه در طول تاریخ تکثیر شدند. شخصیتهایی چون حضرت سکینه (س) و دیگر بانوان حرم، پس از عاشورا سالها پرچمدار علم، ادب و معرفت بودند و پیام قیام را زنده نگه داشتند. امروز نیز هر زنی که با صبر در برابر سختیها، حفظ کرامت و عفت، دفاع از کیان خانواده، تربیت نسلی متعهد و ایستادگی در برابر ناهنجاریها مجاهدت میکند، ادامهدهنده همان مکتب و از تبار زنان عاشورایی است. عاشورا یک واقعه تمامشده نیست، بلکه جریانی مستمر است که در هر عصر، یاران خود را فرامیخواند.
* سخن پایانی شما برای بانوانی که میخواهند در مسیر نهضت حسینی نقشآفرین باشند چیست؟
سخن پایانی این است که پذیرش مکتب عاشورا مستلزم پذیرش مسئولیتهای آن است. امروز رسالت بانوان، توسعه معرفت زینبی، صیانت از ارزشهای اسلامی در خانواده و جامعه، تربیت فرزندانی آگاه و شجاع و روشنگری در برابر شبهات و انحرافات است. هر بانویی با هر سطح از توانایی و در هر جایگاهی که قرار دارد، میتواند سهمی در این جهاد بزرگ تبیین داشته باشد. مهم این است که بدانیم پرچم روشنگری که حضرت زینب (س) در کربلا برافراشتند، امروز به دست ما رسیده است و نباید بگذاریم این پیام ارزشمند در هیاهوی دنیای معاصر گم شود.