جهنم ارزیابی دیگران و غلبه تأییدطلبی بر عزت نفس
یک روانشناس، با اشاره به مفهوم «جهنم ارزیابی دیگران» گفت: وابستگی به تأیید و تشویق دیگران در شبکههای اجتماعی میتواند عزتنفس افراد را تحت تأثیر قرار دهد؛ بهگونهای که فرد با دریافت پسند و توجه، احساس ارزشمندی کند و در مواجهه با انتقاد یا بیتوجهی، دچار احساس ناکامی شود.
شاید برای بسیاری از ما پیش آمده باشد که در لحظهای زیبا و لذتبخش از زندگی، بهجای غرقشدن در تجربه آن، به فکر ثبت تصویری بیفتیم که بتوانیم آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کنیم و مورد پسند دیگران قرار دهیم. گاهی برای ثبت همین لحظه چندثانیهای، بارها زاویه دوربین را تغییر میدهیم، قاب مناسب پیدا میکنیم و زمان صرف میکنیم تا تصویری جذابتر بهدست آوریم؛ غافل از اینکه ممکن است در همین فرایند، بخشی از لذت واقعی آن لحظه را از دست بدهیم.
این مسئله زمانی جدیتر میشود که ثبت و انتشار لحظات زندگی، از یک انتخاب گاهبهگاه به عادتی مداوم تبدیل شود؛ عادتی که در آن، تجربههای شخصی نه برای لذتبردن، بلکه برای نمایش، جلب توجه، دریافت تأیید دیگران و حتی کسب درآمد شکل میگیرند. در چنین شرایطی، مرزهای حریم خصوصی نیز ممکن است کمرنگ و لحظات زندگی به قابهایی برای نمایش در فضای مجازی تبدیل شوند.
از سوی دیگر، نمایش گزینشی و گاه اغراقآمیز بخشهای جذاب زندگی در شبکههای اجتماعی میتواند مخاطبان را به مقایسه زندگی واقعی خود با تصاویر ویرایششده و انتخابشده دیگران سوق دهد؛ مقایسهای که بدون آگاهی از واقعیت پشت این تصاویر، ممکن است احساس ناکافیبودن و نارضایتی از زندگی را تشدید کند. در این میان، لذت تجربه مستقیم زندگی و نیازهای روانی و عاطفی انسان نیز ممکن است زیر سایه میل به دیدهشدن و تأییدشدن قرار گیرد.
اما چه عواملی باعث میشوند افراد به ثبت و نمایش مداوم لحظات زندگی و دریافت تأیید دیگران وابسته شوند؟ این رفتار چه پیامدهایی برای عزتنفس، سلامت روان و حریم خصوصی افراد دارد و چگونه میتوان میان استفاده از شبکههای اجتماعی و تجربه واقعی زندگی تعادل برقرار کرد؟
برای بررسی ریشههای روانشناختی این مسئله و شناخت راهکارهای مواجهه با آن، با یک روانشناس به گفتوگو پرداختهایم.
** وقتی ارزشمندی به نگاه دیگران گره میخورد
سید میثم موسویان با اشاره به عوامل مؤثر در تمایل افراد به انتشار مداوم لحظههای زندگی در شبکههای اجتماعی اظهار کرد: شهرت میتواند با افزایش ترشح دوپامین در مغز احساس لذت ایجاد کند و معمولاً زمینهساز کسب درآمد نیز بشود. در زندگی مدرن، میل به لذت، پول و شهرت تقویت شده و شبکههای اجتماعی با وعدهی دستیابی آسان به این خواستهها، افراد را جذب میکنند.
وی افزود: این سکوها (پلتفرم) با پیوند دادن جلب توجه دیگران به شهرت، درآمد و احترام اجتماعی، این تصور را ایجاد میکنند که دستیابی به این امتیازها بدون تلاش قابلتوجه امکانپذیر است؛ تصوری که در کنار تغییرات سبک زندگی و شیوههای فرزندپروری، گرایش به کسب منافع بیشتر با صرف تلاش کمتر و دریافت تأیید دیگران را تقویت میکند. در چنین شرایطی، برخی افراد برای رسیدن به این وعدههای فریبنده، قواعد شبکههای اجتماعی را میپذیرند و به انتشار بخشهای خصوصی و حتی صمیمیترین لحظات زندگی خود روی میآورند.
این روانشناس با اشاره به ابعاد فرهنگی و اجتماعی این مسئله بیان کرد: تغییر مرزهای حریم خصوصی و دگرگونی روابط خانوادگی از موضوعات مطرح در سبک زندگی مدرن و پستمدرن است؛ بااینحال، نیازهای روانشناختی افراد نیز نقش مهمی دارند. برخی افراد زمانی احساس ارزشمندی و آرامش میکنند که دیگران آنها را دوست داشته باشند و تشویق کنند.
موسویان با طرح مفهوم «جهنم ارزیابی دیگران» توضیح داد: فردی که در این وضعیت قرار دارد، بهجای اتکا به ارزیابی درونی خود، ارزشاش را بر اساس نگاه دیگران میسنجد. او با دریافت لایک و تشویق احساس ارزشمندی میکند، اما با انتقاد یا بیتوجهی، دچار احساس ناخوشایندی میشود و تصویرش از خودش تغییر میکند. چنین فردی برای دستیابی به عزتنفس پایدار با مشکل مواجه است و به حمایت و درمان نیاز دارد.
وی با اشاره به پیامدهای روانی وابستگی به تأیید دیگران در شبکههای اجتماعی اظهار کرد: این وابستگی میتواند زمینهساز تشدید اضطراب و افسردگی شود؛ تا جایی که حتی آگاهی از پیامدهای انتشار اطلاعات خصوصی برای خانواده و فرزندان نیز همیشه مانع از این رفتار نمیشود. به گفتهی وی، نگرانیها دربارهی تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان کودکان و نوجوانان، برخی کشورها را به وضع محدودیتهایی برای دسترسی این گروه سنی به این سکوها سوق داده است.
وی با اشاره به مرز میان اشتراکگذاری طبیعی و وابستگی به دیدهشدن اظهار کرد: شبکههای اجتماعی صرفاً ابزارهایی خنثی نیستند؛ سازوکارهای روانشناختی و زبانی آنها میتواند مانند تبلیغات و ایجاد نیازهای کاذب بر شناخت، فرهنگ و رفتار کاربران اثر بگذارد؛ بهگونهای که بهجای استفادهی انسان از ابزار، این ابزار است که رفتار او را هدایت میکند.
وی افزود: ممکن است افراد با هدف پیگیری اخبار، ارتباط با دیگران یا انتشار محتوای آموزشی وارد شبکههای اجتماعی شوند، اما تولیدکنندگان محتوا و گردانندگان این سکوها اهداف دیگری را دنبال میکنند. ترکیب اطلاعات درست و نادرست در این فضا میتواند افزون بر انتقال اطلاعات، بر نگرشهای فرهنگی، اجتماعی و عاطفی مخاطبان اثر بگذارد و بهتدریج کاربرانی را که با اهداف مشخص وارد شدهاند، از مسیر اولیهشان دور کند.
این روانشناس با بیان اینکه وابستگی به دیدهشدن بهتدریج شکل میگیرد، گفت: خطر زمانی افزایش مییابد که ابزارِ مورد استفادهی فرد به عاملی برای هدایت رفتار و تصمیمهای او تبدیل شود و قواعد سکو بر انتخابهایش غلبه کند.
موسویان درباره تأثیر ثبت مداوم لحظهها بر تجربه واقعی زندگی اظهار کرد: هنگامی که فرد بهجای تجربه مستقیم زندگی، درگیر فضای مجازی و چرخه ارزیابی دیگران میشود، بهتدریج تأییدطلبی را جایگزین ارزیابی درونی خود میکند. در این شرایط، تجربههای روزمره، توجه و ارتباطات واقعی او تحت تأثیر سازوکارهای رسانهای قرار میگیرد و بازگشت به شیوه پیشین زندگی دشوار شود.
وی افزود: یکی از نگرانیها این است که افراد در موقعیتهای حساسی مانند انتخابات و تصمیمگیریهای اجتماعی، بهجای ارزیابی مستقل، تحت تأثیر محتوای مداوم شبکههای اجتماعی قرار گیرند. همچنین، انتشار مداوم تصاویر و لحظههای زندگی کودکان در صفحات والدین، حریم خصوصی آنها را مخدوش میکند؛ چراکه کودکان در سالهای نخست زندگی، درک کاملی از اهمیت حریم خصوصی و پیامدهای انتشار تصاویرشان ندارند.
این روانشناس وابستگی افراطی به شبکههای اجتماعی را وضعیتی شبیه به اعتیاد دانست و ادامه داد: در این شرایط، حتی ممکن است فرد برای کسب لایک، شهرت یا درآمد، خانواده، همسر و فرزندان خود را نادیده بگیرد. در چنین وضعیتی، مسئله دیگر صرفاً ثبت خاطره نیست، بلکه کسب توجه و تأیید دیگران به هدفی تبدیل میشود که سایر جنبههای زندگی فرد در خدمت آن قرار میگیرند.
موسویان با اشاره به پیامدهای مقایسه زندگی واقعی با تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی اظهار کرد: زندگی واقعی با دشواریها و کاستیها همراه است، اما در شبکههای اجتماعی معمولاً تنها بخشهای جذاب زندگی به نمایش گذاشته میشود. این تصاویر لزوماً بازتاب کاملی از واقعیت نیستند؛ گاهی فقط ابعاد مطلوب یک تجربه انتخاب یا شرایطی برای ثبت لحظهای جذاب ایجاد میشود تا تصویری دلخواه به مخاطب ارائه گردد.
وی افزود: قرارگرفتن مداوم در معرض این تصاویر باعث میشود افراد زندگی خود را با ویترین زندگی دیگران مقایسه کنند و به این نتیجه برسند که زندگیشان ارزش یا جذابیت کافی ندارد. این روند میتواند به کاهش رضایت از زندگی، اضطراب، افسردگی، احساس ناکافیبودن و کاهش اعتمادبهنفس منجر شود.
این روانشناس با اشاره به ارتباط مقایسه اجتماعی با کمالطلبی بیان کرد: مقایسه مداوم خود با تصاویر گزینششده، فرد را به سمت ایدهآلخواهی سوق میدهد و فاصله میان زندگی واقعی و تصویر آرمانی را به منبع نارضایتی تبدیل میکند. در برخی تبیینهای روانشناختی، فاصله میان «خود واقعی» و «خود آرمانی» از عوامل مهم نارضایتی بهشمار میرود؛ بنابراین، هرچه این فاصله بیشتر شود، احساس ناکامی و فشار روانی نیز افزایش مییابد و فرد ممکن است با تلاش برای رسیدن به زندگی آرمانی، از زندگی واقعی خود ناراضیتر شود.
موسویان درباره نقش سازوکارهای رسانهای در شکلگیری این وضعیت اظهار کرد: مقابله با پیامدهای مقایسه اجتماعی صرفاً با افزایش آگاهی فردی و توصیههای ساده امکانپذیر نیست؛ زیرا شبکههای اجتماعی میتوانند حتی بدون آگاهی مستقیم کاربران بر رفتار و تصمیمهای آنها تأثیر بگذارند.
وی با اشاره به کاربرد هدفگذاری تبلیغاتی در عرصههای مختلف گفت: اطلاعات مربوط به جستوجوها، رفتارهای اینترنتی و علایق کاربران برای شناسایی ویژگیهای شخصیتی و اولویتهای آنان استفاده میشود. سکوها با شناخت باورها و دغدغهها، محتوایی متناسب با ویژگیهای هر فرد نمایش میدهند؛ برای مثال، برای فردی که مسائل دینی و خانوادگی اهمیت دارد، مطالب مرتبط با آن و برای فردی دیگر، مطالب اقتصادی یا اجتماعی در اولویت قرار میگیرد.
این روانشناس با اشاره به تأثیر تدریجی محتوای رسانهای بر نگرش و تصمیمگیری کاربران اظهار کرد: افراد ممکن است انتخابهای خود را کاملاً مستقل بدانند، درحالیکه محتوای پیشنهادی شبکههای اجتماعی میتواند بر دیدگاه و رفتار آنها اثر بگذارد. حتی دنبالکردن محتوای موردعلاقه نیز کاربران را از سایر تأثیرات رسانهای مصون نمیکند؛ زیرا مطالبی که در کنار محتوای انتخابی نمایش داده میشود، بهتدریج نگرش و رفتارشان را تغییر میدهد.
موسویان با تأکید بر اینکه تأثیرگذاری رسانهها همیشه مستقیم و آشکار نیست، افزود: برای درک این مسئله باید علاوه بر محتوای انتخابی کاربر، به سازوکار کلی سکوها و تأثیر تدریجی آنها بر ذهن و رفتار افراد نیز توجه کرد؛ ازاینرو، صرف ارائه توصیههای عمومی برای برطرفکردن پیامدهای این فضا کافی نیست.
وی بر ضرورت حفاظت از کودکان و نوجوانان تأکید کرد و گفت: خانوادهها باید تا حد امکان کودکان را از استفاده زودهنگام و بیرویه از تلفن همراه دور نگه دارند و با افزایش سن، خطرات شبکههای اجتماعی و شوه استفاده متعادل از آنها را آموزش دهند. البته باید توجه داشت که حتی استفاده تفننی و محدود نیز لزوماً افراد را از تمام تأثیرات این سکوها مصون نمیکند؛ بنابراین، آگاهی از خطرات و پیشگیری از وابستگی افراطی ضروری است.
این روانشناس در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای تقویت عزتنفس مستقل از بازخوردهای مجازی اظهار کرد: برای دستیابی به این هدف باید از دوران کودکی، توانایی تفکر، تأمل و انتخاب بر اساس نظام ارزشیابی منطقی را تقویت کرد. آشناکردن کودکان با فرهنگ مطالعه، اندیشیدن، زندگی سالم و توجه به سلامت روان، در این مسیر اهمیت ویژهای دارد.
موسویان با اشاره به نقش تربیت خانوادگی بیان کرد: غلبهی مقایسه، چشموهمچشمی و لذتجویی در خانواده، در کنار بیتوجهی به مطالعه و تعمیق نگرش کودکان، توانایی آنها را در شکلدهی معیارهای مستقل برای انتخابها تضعیف میکند. در چنین شرایطی، افراد برای تشخیص ارزشمندی امور به تأیید دیگران وابسته میشوند و میزان استقبال اجتماعی را ملاک ارزشگذاری قرار میدهند؛ بهگونهای که هرآنچه با تأیید دیگران همراه باشد، ارزشمند و هرآنچه با بیتوجهی مواجه شود، کماهمیت تلقی میشود.
وی تأکید کرد: ارزشمندی رفتارها و انتخابها را نباید صرفاً بر اساس میزان تأیید دیگران سنجید، بلکه باید آثار آنها بر سلامت روان، وضعیت جسمانی و بهزیستی انسان را در نظر گرفت.
این روانشناس افزود: معیارهای ارزیابی زندگی در افراد متفاوت است؛ برای مثال، نگاه مادی یا معنوی میتواند به برداشتهای متفاوتی از ارزشمندی منجر شود و از منظر دینی نیز سعادت دنیا و آخرت در ارزیابی رفتارها اهمیت دارد.
موسویان خاطرنشان کرد: هنگامی که از دوران کودکی نظام ارزشیابی صحیح و عمیقی در افراد شکل نگیرد، ممکن است در تشخیص ارزشها دچار سردرگمی شوند و محبوبیت، استقبال عمومی و تأیید دیگران را جایگزین معیارهای منطقی و مستقل کنند. ازاینرو، برای پرورش افرادی که بتوانند بدون نیاز افراطی به نمایش زندگی خود و دریافت تأیید دیگران از تجربههایشان لذت ببرند، باید فرهنگ مطالعه، تفکر، زندگی سالم و ارزیابی مستقل را از کودکی تقویت کرد.
**عزتنفس؛ راه رهایی از جهنم ارزیابی
در نهایت، مقابله با وابستگی افراطی به تأیید دیگران در شبکههای اجتماعی، صرفاً با محدودسازی یا حذف این ابزارها امکانپذیر نیست، بلکه به تقویت عزتنفس، پرورش تفکر مستقل و شکلگیری نظام ارزشی صحیح در افراد نیاز دارد. در این مسیر، خانوادهها نقش اساسی دارند و باید از دوران کودکی، توانایی تفکر انتقادی، انتخاب آگاهانه، تشخیص مرزهای حریم خصوصی و تمایز میان ارزشمندی واقعی و محبوبیت مجازی را در فرزندان خود تقویت کنند.
از سوی دیگر، نمایش گزینشی بخشهای زیبا و جذاب زندگی در شبکههای اجتماعی میتواند افراد را به مقایسه زندگی واقعی خود با تصاویر منتشرشده دیگران سوق دهد؛ مقایسهای که در صورت تداوم ممکن است احساس ناکافیبودن، خودکمبینی، نارضایتی از زندگی و حتی نشانههای افسردگی را در آنها تشدید کند. ازاینرو، آگاهی از این نکته که تصاویر منتشرشده در فضای مجازی تنها بخشهایی انتخابشده از زندگی افراد هستند و لزوماً بازتابدهنده تمام واقعیت زندگی آنها نیستند، اهمیت ویژهای دارد. شکلگیری این آگاهی نیز به تربیت خانوادگی، تقویت عزتنفس و آموزش ارزیابی انتقادی محتوا از دوران کودکی وابسته است تا افراد بتوانند میان تصویر نمایشی زندگی دیگران و واقعیت تجربههای روزمره تمایز قائل شوند.
همچنین، آموزش شیوه استفاده آگاهانه از شبکههای اجتماعی و شناخت سازوکارهای جذب مخاطب و کسب درآمد در این فضا ضروری است تا افراد، حتی در استفادههای تفننی، از پیامدهای احتمالی آن غافل نمانند. هدف آن است که انسانها بتوانند بدون وابستگی افراطی به پسند، تشویق و تأیید دیگران، برای خود و تجربههای واقعی زندگی ارزش قائل شوند و لحظات زندگی، روابط خانوادگی و حریم خصوصی خود و عزیزانشان را به ابزاری برای جلب توجه یا کسب درآمد تبدیل نکنند.