هنر؛ ماندگارترین سند هویت و تمدن ملتها
یکی از هنرمندان برجسته استان همدان با بیان اینکه هنر همواره به عنوان ماندگارترین سند هویت، فرهنگ و تمدن ملتها شناخته میشود گفت: آنچه از ادوار گذشته برای آیندگان به یادگار میماند، بیش از هر چیز آثار هنری، شاهکارهای معماری و صنایعدستی ارزشمندی است که روایتگر بیواسطه تاریخ، اندیشه و میزان پیشرفت یک جامعه هستند.
محسن جلیلی، هنرمند نقاش و مجسمهساز همدانی متولد سال 1360 و اهل شهرستان بهار است که سالهاست در این عرصهها فعالیت مستمر دارد. علاقه او به دنیای هنر از دوران کودکی آغاز شد و با بازدید از یک نمایشگاه نقاشی در دوران نوجوانی، جهتی حرفهای به خود گرفت. ورود وی به عرصه مجسمهسازی نیز تقریباً همزمان با نقاشی و پس از آشنایی با ظرفیتهای بینظیر سفال و گل در شهر لالجین رقم خورد؛ تجربهای ارزشمند که افقهای تازهای را در مسیر فعالیت هنری او گشود.
برای آشنایی با مسیر هنری، دیدگاهها و دغدغههای این هنرمند، با وی به گفتوگو پرداختهایم که در ادامه میخوانید.
محسن جلیلی با تشریح نسبت میان نقاشی و مجسمهسازی در دنیای ذهنی خود گفت: نقاشی بهعنوان هنری پایهای، آزادی عمل گستردهتری به هنرمند میبخشد؛ در مقابل، مجسمهسازی با بهرهگیری از حجم و بعد فیزیکی، قدرت تجسم قویتری به دست میدهد. البته حجمسازی محدودیتهای فنی خود را دارد و شاید به اندازه نقاشی، دست هنرمند را در خیالپردازی بیمرز و اجرای آنی باز نگذارد.
او با تأکید بر اینکه در نهایت «پیام و بیان هنرمند» اصالت دارد، افزود: گاهی یک ایده در قالب حجم و مجسمه جان میگیرد و گاه بستر نقاشی برای انتقال آن مناسبتر است. امروزه در هنر معاصر، مرز سنتی میان این دو رشته بسیار کمرنگ شده و شاهد خلق آثاری هستیم که مرز میان نقاشی و مجسمه را از بین برده و از ظرفیتهای هر دو سود میبرند. اگرچه این دو حوزه در تعریف کلاسیک به دلیل تفاوت در ابعاد و متریال از هم متمایز بودند، اما در عمل پیوندی ناگسستنی دارند.
این مجسمهساز با اشاره به همپوشانی رشتههای مختلف هنری یادآور شد: بسیاری از مجسمهسازان برجسته، نقاشان قابلی هستند و عکس این موضوع نیز صادق است. این درهمتنیدگی نشان میدهد که هنرها جزایری مستقل از یکدیگر نیستند. حتی موسیقی نیز با وجود تفاوت ظاهری با هنرهای تجسمی، در مفاهیمی چون ریتم، ساختار و زیباییشناسی با آنها همکلام است؛ گویی تمام هنرها حلقههای یک زنجیر پیوستهاند.
جلیلی در خصوص کارنامه نمایشگاهی خود گفت: علاوه بر حضور فعال در نمایشگاههای گروهی داخلی، تجربه ارائه آثار در چند رویداد نمایشگاهی خارج از کشور را نیز داشتهام.
او درباره رویکرد هنری خود مطرح کرد: هرگز خودم را در چارچوب یک سبک خاص محدود نکردهام. باور دارم که هنرمند باید از ظرفیت تمام سبکها متناسب با ایده خود بهره بگیرد؛ بنابراین فرم و شیوه اجرای هر اثر را محتوای آن تعیین میکند.
این هنرمند با اشاره به کارنامه خود در حوزه مجسمهسازی افزود: در کنار برپایی نمایشگاه، بخش عمده فعالیت حرفهای من به طراحی و ساخت مجسمههای میدانی و مبلمان شهری معطوف بوده است. حاصل این تلاش، اجرای آثار و المانهای متعددی با محوریت موضوعات انسانی در شهرهای مختلف کشور ازجمله تهران و اصفهان است.
جلیلی در ادامه درباره نقش هنرهای تجسمی در بازتاب هویت ملی و مسائل اجتماعی ایران اظهار کرد: هنر یکی از مهمترین ابزارهای ثبت و انتقال هویت یک ملت است. معمولاً هر فردی که به کشوری سفر میکند، برای شناخت فرهنگ و تمدن آن سرزمین از موزهها و آثار هنری آن بازدید میکند. در واقع، آنچه از تمدنها و فرهنگهای گذشته برای ما باقی مانده، بیش از هر چیز آثار هنری، معماری، صنایعدستی و دستساختههای هنرمندان آن دوران است.
وی افزود: امروز وقتی از تمدن هخامنشی یا دیگر دورههای تاریخی سخن میگوییم، هیچیک از مردمان آن دوران در میان ما نیستند، اما آثار هنری، معماری، مجسمهها و صنایعدستی آنها همچنان باقی مانده و روایتگر فرهنگ، تاریخ و میزان پیشرفت آن دوران است. این آثار، اسناد ارزشمندی هستند که گذشته را برای ما روایت میکنند و به کمک آنها میتوان شناخت دقیقتری از تاریخ و تمدن ایران بهدست آورد.
وی ادامه داد: آنچه از دوران معاصر نیز برای آیندگان باقی خواهد ماند، تنها فرهنگ شفاهی نیست، بلکه آثار هنری و دستاوردهای فرهنگی هم بهعنوان میراثی ماندگار، هویت امروز جامعه را به نسلهای آینده منتقل خواهند کرد. برای نمونه، یافتههای شهر سوخته فقط اشیای تاریخی نیستند، بلکه اسناد ارزشمندی به شمار میروند که نشان میدهند مردم آن دوره در چه زمینههایی پیشرفت داشتهاند، از چه فناوریهایی برخوردار بودهاند و سطح دانش و مهارت آنها چگونه بوده است.
این هنرمند همدانی تصریح کرد: حتی زمانی که از پیشرفت پزشکی در ایران باستان سخن میگوییم، این ادعا بر پایه ابزارها، کتابها، آثار و دستساختههایی است که از آن دوران به جا مانده است. بنابراین آثار هنری نیز بخشی از همین اسناد تاریخی هستند که برای آیندگان به یادگار گذاشته میشوند. هرچند این موضوع از منظر فلسفه هنر ابعاد گستردهتری دارد، اما حتی از جنبه عینی و ملموس نیز هنر میراثی ماندگار برای آینده بهشمار میرود.
این هنرمند همدانی با اشاره به تلاش هنرمندان معاصر برای ثبت واقعیتهای زمانه خود گفت: هنرمندان امروز نیز تلاش میکنند آنچه در دوران زندگی ما رخ داده است را در قالب آثار هنری ثبت کنند تا نسلهای آینده بتوانند از طریق این آثار، شرایط اجتماعی، فرهنگی و تاریخی این دوران را بهتر بشناسند.
جلیلی افزود: یکی از مهمترین نشانههای پیشرفت هر کشور، هنر آن است. همانگونه که امروز با بررسی آثار هنرمندان دوره رنسانس میتوان به شرایط فرهنگی، اجتماعی و علمی آن دوران پی برد، آثار هنری امروز نیز در آینده بهعنوان اسناد تمدنی و فرهنگی مورد استناد قرار خواهند گرفت.
وی درباره تجربه تلفیق نقاشی و مجسمهسازی در آثار خود گفت: آثاری خلق کردهام که از ظرفیتهای هر دو رشته بهره میبرند. در مجموعه آثار جدیدم، حجم و بافت در نقاشیها نقش پررنگی دارد و برای انتقال حس و مفهومِ مدنظر، از متریالهای متنوعی استفاده میکنم.
وی در ادامه افزود: بهطور نمونه، برای انتقال حس خشونت، فشار یا سنگینی، از بافت و متریالهای حجیم بهره میگیرم تا تأثیرگذاری اثر بر مخاطب دوچندان شود. البته این آثار را نمیتوان تلفیق کامل نقاشی و مجسمهسازی دانست؛ چراکه در نهایت در قالب نقاشی ارائه میشوند و تنها از قابلیتهای حجم و ماده برای تقویت بیان هنری بهره میبرند.
این هنرمند درباره وضعیت استقبال نسل جدید از هنرهای تجسمی اظهار کرد: نسل جوان امروز علاقه خوبی به هنرهای تجسمی دارد، اما شیوه یادگیری و نگاه آنها نسبت به گذشته دگرگون شده است. زمانی که ما فعالیت هنری خود را آغاز کردیم، امکانات آموزشی، منابع مطالعاتی و دسترسی به آثار هنری جهان بسیار محدود بود، اما امروزه تنها با یک جستوجوی ساده، امکان دسترسی به آثار برجسته هنرمندان دنیا فراهم است.
جلیلی تأکید کرد: این دسترسی گسترده، فرصت ارزشمندی برای یادگیری و شناخت جریانهای مختلف هنری ایجاد کرده است که میتواند نقش کلیدی و سازندهای در رشد هنری نسل جدید داشته باشد.
وی با اشاره به نقش هوش مصنوعی در هنر افزود: هوش مصنوعی ظرفیتهای قابل توجهی در اختیار هنرمندان قرار داده و میتواند بهعنوان یک ابزار در فرآیند خلق اثر مورد استفاده قرار گیرد، اما اگر تمام فرآیند آفرینش هنری به آن سپرده شود، دیگر نمیتوان آن را اثری اصیل و دارای روح دانست.
این هنرمند همدانی با تأکید بر اینکه ارزش واقعی یک اثر در احساس و اندیشه خالق آن نهفته است، گفت: ارزش اثر هنری پیش از هر چیز به روح، تجربه زیسته و جهانبینی هنرمند وابسته است. همانطور که با ورود به یک بنای تاریخی، حضور معمار و سازندگان آن را در فضا حس میکنیم، در آثار هنری نیز مخاطب با درون مایه، احساس و اندیشه هنرمند روبهرو میشود و آن را لمس میکند.
جلیلی با مقایسه خلاقیت انسان و فناوریهای نوین افزود: هوش مصنوعی عاری از احساس، تجربه ملموس زندگی و تخیل است؛ این ابزار تنها با تحلیل کوهی از دادهها، تصویری جذاب و چشمنواز ارائه میدهد. خروجیهای هوش مصنوعی فاقد آن روح و شهودِ جاری در کار یک هنرمند است؛ بنابراین، این فناوری هرگز جایگزین هنرمند نخواهد شد و باید آن را صرفاً ابزاری کمکی در خدمت خلق اثر دانست.
وی در بخش دیگری از این گفتگو به تأثیر هنر بر مسیر زندگی خود اشاره کرد و گفت: هنر پناهگاه و مایه آرامش من در تمام فراز و فرودهای زندگی بوده است. البته زیست هنرمندانه حساسیتهای خاص خود را دارد. هنرمندان به دلیل روحیه حساس و نگاه موشکافانهشان، بازتابهای محیط پیرامون و رویدادهای اجتماعی را عمیقتر از دیگران دریافت و درک میکنند.
این مجسمهساز و نقاش همدانی خاطرنشان کرد: این تفاوت در ادراک را میتوان به مواجهه یک موسیقیدان با نتهای موسیقی تشبیه کرد؛ او به واسطه تخصص و حساسیت شنیداریاش، لایههایی از موسیقی را میشنود و متأثر میشود که شاید از گوش یک فرد عادی پنهان بماند. این نگاه دقیق و ریزبینانه، ویژگی مشترک تمام شاخههای هنری است.
جلیلی با اشاره به دشواریهای انتخاب مسیر هنر اظهار کرد: فعالیت حرفهای در هنر با محدودیتها و سختیهای زیادی همراه است. کسی که تصمیم میگیرد بهطور تخصصی وارد یک رشته هنری شود، ناچار است از برخی فرصتهای شغلی و اقتصادی چشمپوشی کند. تا زمانی که فعالیت هنری به مرحله حرفهای و درآمدزا نرسیده باشد، هنرمند باید سالها زمان، انرژی و هزینه صرف کند و این مسئله در شرایط اقتصادی امروز، دشوارتر از گذشته است.
وی مهمترین چالش هنرمندان ایرانی را مشکلات اقتصادی دانست و گفت: هنرمندی که از نظر مالی در مضیقه باشد، بدون تردید مسیر سختتری را طی میکند. نباید فقط به چند هنرمند شناختهشده و موفق با درآمدهای بالا نگاه کرد؛ در کنار آنها هزاران هنرجو و هنرمند مشغول فعالیتاند که برای ادامه مسیر خود با مشکلات مالی جدی روبهرو هستند و حتی تأمین هزینههای اولیه کار هنری برایشان دشوار است.
وی ادامه داد: در کنار مسائل اقتصادی، کمبود امکانات و زیرساختهای تخصصی نیز از دیگر مشکلات جدی حوزه هنر، بهویژه در شهرستانهاست. نبود کتابخانههای تخصصی، محدود بودن منابع مطالعاتی و دشواری دسترسی به امکانات آموزشی، روند رشد بسیاری از هنرمندان جوان را با مشکل مواجه کرده است.
این هنرمند همدانی با اشاره به تجربه خود در مسئولیتهای فرهنگی افزود: در دورهای که مسئولیت انجمن هنری را بر عهده داشتم، بارها پیشنهاد کردم بخشی از بودجههای فرهنگی، به جای برگزاری برنامههایی که بیشتر جنبه ارائه گزارش عملکرد دارند، صرف ایجاد کتابخانههای تخصصی هنر شود؛ زیرا بسیاری از دانشجویان و هنرجویان توان خرید کتابهای مرجع و تخصصی را ندارند. اگر این منابع در کتابخانهها فراهم باشد، میتوانند از آنها استفاده کنند و مسیر رشد علمی و هنری خود را ادامه دهند.
جلیلی همچنین بر ضرورت برگزاری دورههای آموزشی با حضور استادان برجسته تأکید کرد و گفت: اگر نهادهای فرهنگی زمینه حضور استادان و برگزاری کلاسهای تخصصی را فراهم کنند و بخشی از هزینهها را بر عهده بگیرند، بسیاری از جوانان مستعدی که توان مالی کافی ندارند نیز میتوانند از آموزشهای حرفهای بهرهمند شوند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: نسل جوان ایران از استعدادهای فراوانی برخوردار است؛ حتی بیش از آنچه تصور میکنیم. اما شکوفایی این استعدادها نیازمند برنامهریزی، حمایت و فراهم شدن امکانات آموزشی و فرهنگی است. اگر دسترسی به منابع، استادان و زیرساختهای مناسب تسهیل شود، بیتردید آینده هنر کشور روشنتر خواهد بود.